یجوری اعتمادمو از دس دادم که حتی وقتی کسی میمیره عزیزاش میرن سرخاک براش گریه میکنن هم فک میکنم دارن نقش بازی میکنن.
من نیاز دارم فحش جدید یاد بگیرم، این دایرهی لغات فحشی که الان بلدم دیگه حق مطلب رو در شرایط مورد نیاز ادا نمیکنن.
"عطا" : تاحالا تو دیت یازده شب دونفری با یه قاشق چنگال بغل خیابون جوجه زدی؟:)))))))
‹ @ifentanyl ›
وقتی باهات آشنا شدم، احساس کردم بعد از چندسال سفر طولانی؛ بالاخره رسیدم خونه.
"هلهل" : پرتره ای که چندسال پیش از مهراد هیدن کشیدمو دیدم مامانم گذاشته زیر سبزیاش رطوبتشونو بگیره.
‹ @ifentanyl ›