بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ
چون يارى خدا و پيروزى فرا رسد
وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا
و ببينى كه مردم دسته دسته در دين خدا درآيند
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا
پس به ستايش پروردگارت نيايشگر باش و از او آمرزش خواه كه وى همواره توبه پذير است
❇️ختم میلیونی سوره ی نصر به نیت پیروزی رزمندگان سلحشور جبهه حق✌️
✅سهم شما ۳ بار خواندن سوره نصر و ارسال به ۱۴ عزیز دیگر
🆔دعایسريعالاجابه را همه بخوانیم🔰
" کُنج حرم "
🌸🌱🌸🌱🌸🌱🌸 🌱🌸🌱🌸🌱🌸 🌸🌱🌸🌱🌸 🌱🌸🌱🌸 🌸🌱🌸 🌱🌸 🌸 #رمان_سـربـاز☘ #عاشقانه_مذهبی #قسمت_سی_ام فاطمه نفس عمیقی کشی
🌸🌱🌸🌱🌸🌱🌸
🌱🌸🌱🌸🌱🌸
🌸🌱🌸🌱🌸
🌱🌸🌱🌸
🌸🌱🌸
🌱🌸
🌸
#رمان_سـربـاز☘
#عاشقانه_مذهبی
#قسمت_سی_ویکم
-اینا رو میگی که بذارم بری؟
-اولا اینقدر میفهمم که برای اینکه بذاری برم باید ازت تعریف کنم نه اینکه نداشته هاتو یادت بیارم.دوما الان اجازه رفتن تو هم دیگه دست خودت نیست.سوما تو که خوب میدونی من اگه بمیرم برام لطفه.تا اینکه زنده بمونم و اذیت شدن خانواده مو ببینم.بخاطر همین با آزار دادن اطرافیانم، آزارم میدادی.
هر دو سکوت کردن.مدتی گذشت.افشین گفت:
_نمیدونم چرا ولی میخوام کمکت کنم بری.
به در دیگه سالن اشاره کرد و گفت:
-ماشین من اونجاست.سویچ هم روشه. مستقیم میری.اونقدر میری که به یه جاده فرعی میرسی.اون جاده رو نیم ساعت با سرعت میری تا به موازات جاده اصلی میرسی.حدود بیست دقیقه دیگه میری تا بتونی به جاده اصلی بری.وقتی بری تو جاده اصلی دیگه در امانی.
-تو چی؟ اونا زنده نمیذارنت.
تعجب کرد.پرسید:
-نگران منی؟!!...من سرشونو گرم میکنم تا بری.فقط با سرعت برو و پشت سرت هم نگاه نکن.
دست های فاطمه رو باز کرد.
فاطمه بلند شد،برای تشکر سر تکان داد و رفت. هنوز از در بیرون نرفته بود که در دیگه سالن باز شد و آریا وارد شد.وقتی فاطمه رو دید که داره میره،فریاد زد:
-بایست.
افشین هم داد زد:
-برو.
و یه میله آهنی برداشت،
و سمت آریا رفت.با فریاد آریا سه مرد دیگه هم وارد سالن شدن.با افشین درگیر شدن.افشین یکی از مردها رو با میله آهنی زد.
آریا سمت در رفت تا با ماشین دنبال فاطمه بره.افشین میله رو پرتاب کرد و به پای آریا خورد.دو نفر دیگه باهم میزدنش.
روی زمین افتاد و دیگه توان دفاع از خودش نداشت.آریا میله آهنی رو برداشت و بالای سر افشین ایستاد.میله رو بالا برد.
افشین که مرگ رو نزدیک دید،ترسید. چشمهاشو بست.
تو دلش گفت خدایا اگه واقعا وجود داری یه کاری بکن.
آریا میله رو پایین میاورد که در سالن از جا کنده شد.فاطمه با ماشین افشین با سرعت زیاد نزدیک میشد.آریا و مردهای دیگه ترسیدن و عقب رفتن.نزدیک افشین ترمز کرد.در عقب رو از داخل باز کرد و به افشین گفت:
-زود باش سوار شو.
افشین به سختی صندلی عقب سوار شد. هنوز درو نبسته بود که فاطمه با سرعت حرکت کرد.
هوا تاریک شده بود.هیچی دیده نمیشد.
-از کدوم طرف برم؟
-بهت گفته بودم دیگه..
-الان از اون یکی در اومدم بیرون..
-برو سمت راست.
روی صندلی دراز کشید.با خودش گفت...
دومین اثــر از؛
#بانـــومهدی_یارمنتظرقائم
🌸
🌱🌸
🌸🌱🌸
🌱🌸🌱🌸
🌸🌱🌸🌱🌸
🌱🌸🌱🌸🌱🌸
🌸🌱🌸🌱🌸🌱🌸
🍁﷽🍁
ســـــــــ⛈ــــــــــلام
روزتــان ســرشـار از نــگاه خــدا📗
امروزچهارشنبه۱۱مهرماه_💨
#ذکرروزچهارشنبه : یا حی یا قیوم📿
🌦 🍁 ۱۱ مهر۱۴۰۳ ه.ش
🌦 🍁 ۲۸ ربیع الاول ١۴۴۶ ه.ق
🌦 🍁 ۲ اکتبر ۲۰۲۴ ميلادى
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدونی چیه ! اما عمیقا معتقدم دنیا یه همچین صحنه ای به تک تک ما بدهکار بود (ذوق کردن بچه های فلسطینی)
#حمله_موشکی_ایران_🇮🇷
الموت اسراییل
🍃__🤍ڪـــــنــجــــ🌿ـحــرمــ🤍
.
💣 ختم بزرگ دعای علقمه برای نابودی اسرائیل
زمان: غروب جمعه ۱۳ مهر ۱۴۰۳
با حضور تمام شیعیان و اهل سنت در سراسر کشور
با عنایت مولایمان امام عصر علیه السلام ، در غروب جمعه 13 مهر ماه ، نیم ساعت مانده به مغرب( به افق هر شهری ) که مناسبترین زمان استجابت دعاست، دعای" علقمه" را که حاوی نفرینهای مٶثر است را بجهت نابودی اسرائیل صهیونیسم عنود ،قرائت خواهیم کرد.
به اذن الله اثر فوق العاده ای خواهد داشت.
هر چه در توان دارید اطلاع رسانی بفرمایید تا تمام ایران و مسلمانان دنیا ، حتی اهل سنت هم که از ظلم به ستوه آمده اند ، همراهی کنند.
" و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون"
🧨 کانال داران عزیز در انتشار ختم همراهی کنید
انتشار حداکثری
#سید_حسن_نصرالله
#شهید_سید_حسن_نصرالله
#لبنان