- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
نقل شده از شهید زین الدین که شب جمعه یاد کنید شهدارو که یادتون میکنن پیش ارباب !)
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
محبوبمن،ماهنوزنمیدانیمچندنفردرمحلههایمانعاشقزندگیمیکنند!
- إیـــــــهامٓ - 🇵🇸
-
حلوا پخش میکرد که چشمانم اورا یافت و مداوم به او خیره شد .
سینی حلوارا روی میز گذاشت و ارام کنار مزار شهیدی نشست و با دستان کوچکش مفاتیح را باز کرد .
تصور نمیکردم که بتواند بخواند ! نگاهی به اطراف کرد و مشغول لب زدن شد ! با نگاهی به انسوتر متوجه دخترکی شدم که تلفن همراه در دست خیره ی او بود
لبخندی عمیق بر لب هایم نقش بست .
فهم این روایت که او تنها مشغول جلب توجه آن دخترک است سخت نبود .
از جایم برخواستم و کنارش نشستم ، مفاتیح را از دستان لطیفش قرض گرفتم و با صدای بلند مشغول خواندن شدم .
ارام ارام همراهی ام میکرد ؛ زیارت عاشورا که به پایان رسید قیام کرد و مرا سخت در اغوش فشرد .
گونه ام را بوسید و پرسید : حلوا میخوری ؟!
._!
هدایت شده از •°|افسران جنگ نرم|°•
تو اگه توبه کنی ،
خودِ جدیدت اول از همه
به دلِ خودت میشینه ..