نقاط ضعف رو اگر بخوام بگم
اینکه مدرسه چون خودش برای دهه فجر و نیمه ی شعبان برنامه داشت اجازه ی برگزاری نمایشگاه به ما نمیداد و میگفت بعدا
برای همین از لحاظ زمانی زمان طلایی رو از دست دادیم
چروک شدن گونی ها
تا انقلاب مهدی نهضت ادامه دارد چون اوین بار بود بچه ها داشتن با اسپری کار میکردن خوب نشد ولی آخرین گونی بود و چارهای نداشتیم
برای بخش روزنامه ها فراموش کردیم تیتر بزنیم
اول قرار بود داخل راهرو ها نصب بشن ولی دوتا مشکل بود
یکی اینکه مدرسه روی همه ی برد ها اجازه ی مانور نمی داد مثلا برد انظباطی
و اینکه جا خیلی کم بود نمیتوانستیم همه ی برنامه هامون رو اجرا کنیم
پس بخشی از برنامه ریزی بهم خورد و مجبور شدیم بخشی رو که وصل کرده بودیم دوباره جدا کنیم و ببریم داخل سالن
البته سالن خیلی بهتر شد
دوازدهم ها اومدن و تابلوی ورود سگ و آمریکایی رو دیدن و شروع کردن خندیدن و گفتن اینکه وسط مذاکره دارین این کار هارو انجام میدین شاید توافق شد اون وقت قیافتون دیدنیه البته که تا وقتی شما هستین توافق نمیشه از بس جنگ طلبین
دوستم گفت طرف ناو آورده تو آب های ما هر روز تهدید میکنه اگر قرار بر توافق نشدن باشه ما نباید توافق کنیم
یکی از بچه های یازدهم هم با گریه از سالن رفت بیرون و به دوستاش میگفت ما عزاداریم این هارو نمیخوایم اینا دارن جشن میگیرن
هیچکدوم از معلم ها داخل نمایشگاه نیومدن
نقاط قوت بخوام بگم
اینکه تسلط بچه ها روی مطالبی که میخواستن بگن خیلی زیاد بود
من معمولا آدمی هستم که همه ی کار هارو باید خودم انجام بدم تا خیالم راحت باشه ولی داخل این نمایشگاه چون وقت نداشتیم مجبور بودم بسپرم بچه ها و نتیجه خیلی وقت ها بهتر از اون چیزی شد که خودم انجام میدادم
نه تنها دوست های خودم بلکه بچه هایی که مثلا عزادارن برای اینکه کلاس هارو بپیچونن میومدن کمک و ما وقتی تمرین میکردیم متن هارو میشنیدن و حتی دوبار کلی مباحثه کردیم باهم
بچه های دهم بشدت پای کار بودن با یکی شون آشنا شدم که خط مینوشت ازش استفاده کردیم و بشدت نتیجه خوب شد
من الغارات خوندم
دوستم کلی تحقیق کرد راجع به مجاهدین خلق و برنامه هاشون
یکی دیگه از دوست هام کتاب نسیم موعود رو خوند برای مهدویت
خلاصه خیلی اطلاعات بهمون اضافه شد
تا حالا با اسپری رنگ کار نکرده بودم و بلد نبودم و اینجا یاد گرفتم