آدم صبح بیدار میشه و میبینه کلی چیز که دیشب بخاطرش غصه میخورد ، حالا دیگه اهمیتی نداره .
آدمای زندگیم هیچوقت قرار نیست منو از دست بدن ، ولی اگه مجبورم کنن برم دیگه برنمیگردم .
هدایت شده از ﹐ پادꪴزهـر
اینو بهخاطر تو خریدم ، با این بهیادت افتادم ، واسه تو درستش کردم ، بهخاطر تو اومدم ، و .. بهمراتب خیلي جلوتر از « دوستت دارم » هستش
من فقط دو تا گوش شنوا میخوام و یه سنگ صبور ، ولی هیچکس گوشم نداد و من شدم اون سنگی که همه ازش متنفرن.
هیچ اتفاقی هیچوقت فراموش نمیشه . بلاخره یه روز تو یه خیابون یا وسط یه آهنگ ، موقع خوندن کتاب یا دیدن فیلم یا با حس کردن یه بوی آشنا و گذشتن از یه کوچه یهو همه چیز یادت میاد .