eitaa logo
دانلود
اونا قرار نیست حال منو بفهمن. اونا فکر می‌کنن که امروز برای من روز خوبی بود، در حالی که بدترین روز عمرم رو تجربه کردم. چه مسئولیت مزخرفی دارم؛ همش به خودم می‌گم تو حق نداری غمتو با کسی تقسیم کنی، تو حق نداری غمتو به اونا بگی، تو حق نداری روزشونو خراب کنی، تو این حق رو نداری که کاری کنی برات دلسوزی کنن، حق نداری با حال بدت حال یکی دیگه رو خراب کنی. من در قبال غم و مشکلاتم هیچ حقی نداشتم؛ فقط من بودم و خودم، و سکوت، و رنجی که سال‌هاست پشت خنده‌های مصنوعی پنهونش کردم. اونا فکر می‌کنن چند ساعت گذشته، اما برای من یک عمر طول کشید تا ازش بیرون بیام. شاید اگه یک نفر آخر راه منتظرم بود، این‌قدر شکسته نمی‌شدم. اگه فقط یک نفر بود که به سمت من می‌دوید و منو در آغوش می‌گرفت، و من حس می‌کردم شونه‌ای هست که بتونم سرمو روش بذارم، این‌قدر متلاشی نمی‌شدم. می‌دونم حق با اونا بود؛ وقتی حرف نمی‌زنم، چطور باید متوجه حال بد من می‌شدن؟ ولی مگه اونا تمام مدت کنار من نمی‌خندیدن؟ مگه نمی‌دیدن چطور بغض، صدامو می‌لرزوند؟ مگه نمی‌دیدن چطور دست‌هام می‌لرزید؟ مگه چشمامو نمی‌دیدن که از اشکی که پنهون کرده بودم برق می‌زد؟ یا شاید هم حق با اوناست؛ من تغییر کردم، من یه بازیگر حرفه‌ای شدم. غیر از این، نباید همه حال بدمو می‌فهمیدن؟ انگار از همون اول یاد گرفتم درد‌هامو بی‌صدا تحمل کنم، بدون اینکه حتی نزدیک‌ترین افراد به من بفهمن پشت این آرامش، چه آشوبی جریان داره. ولی گاهی تا خود صبح فکر می‌کنم که اگر... اگر فقط یک بار مسئولیت افراطی رو فراموش می‌کردم و می‌گفتم «حالم خوب نیست»، شاید این همه درد روی دلم تلنبار نمی‌شد. _ستاره
سـتاره★
یه جا خوندم نوشته بود، خواننده ی این اهنگ سرطان داشت و بعد از فوت دخترش و خیانت همسرش این اهنگ و خوند وگفته بود (سرطان و شکست دادم،ولی زورم به دیدن خیانت عشقم نرسید و خودکشی کرد:))
هدایت شده از 𝖲︎𝗂𝗅︎𝖾𝗇︎𝗍 𝖬𝗂𝗋𝖺𝗀︎𝖾
میدونی؟ تمامِ امیدم به چیزی بود که هرگز اتفاق نیفتاد.
بدبختی از اونجایی شروع شد که تو تصمیم گرفتی هر روز یه چوب خط کم کنی تا برسی به روز کنکور
زرنگ اونیه که بین شوخی و خنده حرفشو میزنه نه منی که یهو عصبانی میشم میزنم یه منطقه رو خراب میکنم...
سـتاره★
الان که بیشتر از هر وقت دیگه ای بهت نیاز دارم، کجایی؟
همه فکر‌ میکنن آدم مرموزی هستی ولی تو فقط بلد نیستی چطوری ارتباط برقرار کنی.