بدبختی از اونجایی شروع شد که تو تصمیم گرفتی هر روز یه چوب خط کم کنی تا برسی به روز کنکور
زرنگ اونیه که بین شوخی و خنده حرفشو میزنه نه منی که یهو عصبانی میشم میزنم یه منطقه رو خراب میکنم...
در ظاهر روی پاهایم ایستادهام.گاهی میخندمو گاهی گریه میکنم؛ اما حقیقت این است که خسته هستم. میخواهم فرار کنم. میخواهم بروم و ناپدید شوم.