ایلاریایِ عزیزم ، وقتی کسی در وضعیت اسفناکیست یادآوری اینکه کسانی هستند که در شرایط او یا حتی بدتر به سر میبرند، هیچ چیز را عوض نمیکند.
هر کدام از ما به اندازهی خودش بدبختی دارد و ما نمیدانیم حتی چه گِلی به سر خودمان بگیریم، چه برسد به دیگران..
ایلاریایِ عزیزم ، میخواهم بدانی که تمام راهی که در پیش داری هرگز قرار نبوده آسان باشد ؛ اما در کورهی دنیا آن پختهتر است که بیشتر سوخته باشد.
ایلاریایِ عزیزم ، گاهی تاوان بخشش بسیار بیشتر از نفرت است.
هرکس را که بیدلیل بر تو ستم روا داشت، ببخش و همین ذلّت برایش بس که دیگر نمیتواند در آینه به خود نگاه کند و سرش را حتی در خلوت خویش بالا بگیرد.
ایلاریایِ عزیزم ، رستگاری آن است که پیش خدا شرمنده نباشی، نه خلق خدا.
فراموش نکن که خداوند نظارهگر آنچه بر دوش دل و جان میکشی، هست. پس به او توکل کن، مبادا تو هم بر آنها ظلم کنی..
یک روز خواهی دید چگونه کسانی که تو را رنجاندهاند در برابر خدای خویش عرق شرم میریزند.
ایلاریایِ عزیزم ، هیچ چیز به اندازهی دردهای مشترک نمیتواند دو نفر را به هم نزدیک کند.
ایلاریایِ عزیزم ، دیگر به خوبیِ سابق نیستم، نه؟
شاید به کل آدم بدی شدهام.
اما عزیزِ ز من رنجیدهام.. کاش هرچه شدم، مرا باور کنی که هرگز و حتی ذرهای نخواستهام که اینگونه باشم.
جایی در اعماق قلبم هنوز خودم را به یاد میآورم. کاش تو هم مرا - آن که هنوز کمی خوبی در وجودش مانده بود - از یاد نبری.
ایلاریایِ عزیزم ، میدانی..
حقیقت های ناگفته خیلی بیشتر از دروغ های گفته شده بر سینه هایمان سنگینی میکند.
شاید بتوانیم به آدمها دروغ بگوییم، اما زندگی دروغ حالیاش نمیشود.
حقیقتت را، اگر چه تنهاترت میکند، برای خودت نگه دار تا دنیا از تو یک دروغگو نسازد.
ایلاریایِ عزیزم ، در زمانهی ما مهربانی و انسانیت، سادهلوحی شمرده میشود.
اما از تو میخواهم همیشه عطوفتت را حفظ کنی حتی اگر هیچکس باورت نداشته باشد.
ایلاریایِ عزیزم ، میدانی جگرسوزتر از از دست دادن مادر چیست؟
دیدن اشکهایش، در حالی که ناتوانترینی آنقدر که جز نگاه کردن کاری از دستانت ساخته نیست. آن زمان است که سراپا شرم میشوی و خدا را به قطرهقطرهای که از گوشهی چشمش سرازیر میشود قسم میدهی که کاش مرده بودی و نمیدیدی.
ایلاریایِ عزیزم ، تویی که بار بخشیدن همه را به دوش میکشی تا مبادا کسی خودش را نبخشد برای گریستن دلیل بزرگی نمیخواهی.
همین که کسی تو را بخاطر یک اتفاق کوچک و ناچیز نبخشد، میتوانی چون ابر بهار بباری.
اما عیبی ندارد عزیز دلم، عیبی ندارد..
ایلاریایِ عزیزم ، برای آیندگان بگو که ما انسان های بدی نبودیم، فقط در زمانهی خوبی نزیستیم.
ایلاریایِ عزیزم ، بگذار دلگیری هایت در دلت بماند.
چون فردا هیچ کس خودش را بابت ناراحت رها کردن تو سرزنش نمیکند، اما تو خودت را بخاطر درد دل کردن با کسی که میدانی دیر یا زود تو را خواهد رنجاند، نخواهی بخشید.