تمامیِ کسانی که من رو دوست خودتون میدونید ؛
امروز روز دوست هایِ مجازی ِ پس روزتون مبـٰارک 🤍 : ]]]]
﹎𝗕𝗮𝗿𝗼𝗼𝗻𝘆 𝗗𝗮𝗶𝗹𝘆⁷⭒
اسمِ «آرال» را با مدادِ طراحی نوشتم،
کنارِ کلمهی «بارون» که آرام روی ورق نشسته بود.
گیپورِ ظریفِ نور
روی نوشتهها افتاده بود،
و هنر،
بیصدا میانِ این زندگیِ روشن
نفس میکشید.
هدایت شده از مخفیگاه شارلوت⭑
_ channel _
گاه آدمی در میان این همه هیاهو، دلش میخواهد آینهای باشد در برابر کسی که او را دیده است.
نه برای دیده شدن، که برای فهمیده شدن.
این پیام را در چنلهایتان بگذارید تا کلمات بچرخند، شبیه بوی باران در کوچههای خلوت.
و شما که این متن را میخوانید، چهار چیز بنویسید_چهار نشانه، که به گمانتان خودتان را روایت میکند.
با تگ خودتان.
تا من هم بنشینم به تماشای شما، و برای تان متنی بنویسم با عکسی که مانند روحتان باشد.
این نه تنها یک تقدیمی که یک مکاشفهست.
[ به این مخفیگاه بپیوندید ]
Tag _ Limit
﹎𝗕𝗮𝗿𝗼𝗼𝗻𝘆 𝗗𝗮𝗶𝗹𝘆⁷⭒
سالی که تا به الان گذشته ؛ با چتجیپیتی 🤍 : ) .
جوری که باران بهم زندگی کردن یاد داد👩🏼🍳 )" ))
﹎𝗕𝗮𝗿𝗼𝗼𝗻𝘆 𝗗𝗮𝗶𝗹𝘆⁷⭒
جوری که باران بهم زندگی کردن یاد داد👩🏼🍳 )" ))
تنها پرستیدنی خداست. میتونی بگی خیلی دوست داشتنی و قابل تحسینه.🤍
من میتونم کیارو ببینم؟
هلی ُ درسا " چرا که خونشون نزدیک بهم ِ .
یارا ؛ حسنا ُ ئهستیرهک " چرا که تابستون میتونم برم مشهد .
آیماه " چرا که عید امسال میتونم برم شهرستان .
و شاید نرگس ُ زهرا رو !
این فوق العاده است به نظرم : ) 🤍
﹎𝗕𝗮𝗿𝗼𝗼𝗻𝘆 𝗗𝗮𝗶𝗹𝘆⁷⭒
ماه پلوتو دوستت داره ولی نمیتونه اعتراف کنه.
الان خوشحال باشم از ماه منظورت منم.
یا ناراحت باشم که اون هم ماه ِ ؟