"خندهٔ تو"
نان را از من بگیر، اگر میخواهی،
هوا را از من بگیر، امّا
خنده ات را نه.
گل سرخ را از من مگیر
سوسنی را که میکاری...
از پس نبردی سخت باز میگردم
با چشمانی خسته
که دنیا را دیده است
بی هیچ دگرگونی،
امّا خندهات که رها میشود
و پروازکنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم میگشاید.
عشق من، خندهٔ تو
در تاریک ترین لحظه ها میشکفد
و اگر دیدی، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاریست،
بخند؛ زیرا خندهٔ تو
برای دستان من،
شمشیری است آخته.
خندهٔ تو، در پاییز
در کنارهٔ دریا
موج کف آلودهاش را
باید برافزارد
و در بهاران، عشق من!
خندهات را میخواهم
چون گلی که در انتظارش بودم،
گلِ آبی، گل سرخِ کشورم که مرا میخواند.
"بخند بر شب
بر روز، بر شب
بر نور، بر ماه
بخند بر پیچاپیچِ خیابان های جزیره،
امّا آنگاه که چشم میگشایم و میبندم،
آنگاه که پاهایم میروند و باز میگردند،
نان را، هوا را،
روشنی را، بهار را،
از من بگیر
امّا خنده ات را هرگز
تا چشم از دنیا نبندم..:)✨
_هوا را از من بگیر، خنده ات را نه!_
#پابلو_نرودا🤎✍🏻
"وَهٌـمٓ!:)✨
"خندهٔ تو" نان را از من بگیر، اگر میخواهی، هوا را از من بگیر، امّا خنده ات را نه. گل سرخ را از من م
تو کتاب ِادبیات دوازدهم بود:)🤍
خیلی قشنگ بود ؛ گفتم شما هم بخونید نفسام🫂💙
"وَهٌـمٓ!:)✨
من باشم:)؟😂🤍 _خوشتون اومد فور کنید✨_
اینم از اولین عکسی که گذاشتم از خودم😁💙