هدایت شده از انجمن نویسندگان مرده. بیو چک کنیددد
همه بیایید اونوررر
بی شک، روزی خواهد رسید که با خودم فکر میکنم چقدر نادان و بی پروا بوده ام.
زمانی که قلبم را مانند شیشه میشکستند ، چه کردم،
هیچ کار.
و با اینکه نمیخواهم این کار را دوباره کنم اما هرروز بیشتر متوجه میشوم که رفتار درستی میکردم.
نمیخواهم بد باشم.
نمیخواهم من را با بی انصافی بشناسند.
اما زمانی که خودشان در حقم بی انصافی میکردند، ذره ای وجدانشان به درد امد؟ نه.
و اکنون بسیار عادلانه در حقشان رفتار خواهم کرد.
گاهی این رفتارم با اندکی غم همراست. اما اکنون که میبینم در نظرشان اهمیتی ندارم، چرا باید غمم را نشانشان دهم؟
چون من را به جای درمان، درمانده تر میکنند.
"وَهٌـمٓ!:)✨
چشم انتظاریم عآقآی صآلحی..:)🧋🤎✨
ببین
من رو عزیزام حساسم
جلو من بگی موردعلاقمه تیکه بزرگت گوشته 🙂🔪
"وَهٌـمٓ!:)✨
ببین من رو عزیزام حساسم جلو من بگی موردعلاقمه تیکه بزرگت گوشته 🙂🔪
عزیزامم فرقی نمیکنه آهنگباشه یا اشیا
آدمم که باشه دیگه...🥰
"وَهٌـمٓ!:)✨
ببین من رو عزیزام حساسم جلو من بگی موردعلاقمه تیکه بزرگت گوشته 🙂🔪
متاسفم عزیزم
اینبار نمیتونم بهت قول بدم
حاظرم هرچقدر میخوای بهم چرت و پرت بگی
ولی از این اهنگ دل نکنم
"وَهٌـمٓ!:)✨
عزیزامم فرقی نمیکنه آهنگباشه یا اشیا آدمم که باشه دیگه...🥰
بله ؛ بله…🥲😂🤷🏻♀️