در کنج دلم خاطراتت پیداس
بعضی دردناک ُبعضی زیباس؛
چه بگویم که کاسه صبرم،خالیست
چه بگویم که حرف هایم،بی معنی ست
اصلاً آیا به من فکر میکنی؟
میدانی دلیل گریه های شب هایم چیست؟
میدانی..؟عمرم دیگر کفاف ادامه زندگانی را نمیدهد.
کاش قبل از مرگم بدانی دوستت دارم!
تورا خواهم بخشید امّا تو خودت را نبخش!
دوست دارم برای آخرین بار طعم آغوش گرمت را بچشم!:) 4/7/20
من توی این دفترچه،هرچی نوشتم ، با لرزش دست و تپش قلب بالا و اشک همراه بوده...!
خیلی از احساساتم مایه گذاشتم!:)
دلم میخواد اگر مُردم اولین کسی که این دفترچه رو میخونه فاطمه سبوحا باشه
بعدشم یکتا و در آخر ریحانه
آخر سر گفتم ریحانه ، چون توی این دفترچه اصلا درموردش حرف نزدم :)
خیلی دوست دارم که دفترچه رو تموم کنم و بعدش بدمش بهت که بخونی!!خیلی زیاد(مخاطب:یکتا)
نمیدونم واقعا اینهمه اشک ارزشش رو داره؟
واقعا یکتا بر میگرده؟ واقعا فاطی بر میگرده؟
فعک نکنم:)
_خیلی دوسشون دارم♡
اونقدری که با فکر کردن بهشون تپش قلبم میره بالا! نفس کم میارم:)
اونقدری که اشکام عمونم نمی دن (اَمون؟)
۱۴۰۴/۷/۲۰
دلم تنگه برای خودم ،
کسی که چهار ساله از دستش دادم!
ولی این یدونه رو هیشکی نمیدونه:)
نمیدونم اصن وجود من توی این دنیا درسته؟
نمیدونم چِم شده!
اونقدری حالم بده که به چیزای ناجور فکر میکنم
فقط از خدا یک خواب ابدی میخوام
ازش فاصله میخوام،
شده برای چند ماه از این دنیا دور شم..:)
دلم میخواد برم تو کُما
یکن نفس بکشم،برای همه عزیز بشم
بعد از خواب بیدار شم:)
کسایی که دوسشون دارم
بالای تختم وایساده باشن
و با باز شدن چشام ذوق کنن
دلم از خدا مرگ میخواد،
مرگِ موقت!:)
۱۴۰۴/۷/۲۰
سلام عزیزای دلم:)
متاسفانه من فعلا گوشی ندارم!:)
لطف کنید لف ندید
من اکانتم رو روی گوشی مامانم دارم،
الان با اون براتون این پیام رو ارسال کردم!!🥺👋🏻🤍
"وَهٌـمٓ!:)✨
دلم تنگه برای خودم ، کسی که چهار ساله از دستش دادم! ولی این یدونه رو هیشکی نمیدونه:) نمیدونم اصن وج
خیلی چیزای دیگه هم نوشتم،
چون گوشی ندارم، و نمیتونم فعالیت کنم؛
دارم دفترچه ام رو پر میکنم!:)
همش رو براتون میزارم که بخونید!:)
نگران نباشید🫱🏻🫲🏽❤️🩹
دنیا خسته کننده تر از اونه که فکرش رو میکردم!:)
دلم برای بانی تنگ شده، برای دست های کوچولوش
برای وقت هایی که میخوابید روی پاهام،
برای وقتی که دندوناش مشخص میشد.
دلم تنگته بانی جانم هربار که به تو فکر میکنم اشک چشمانم را در بر میگیرد.
دلم برای بدن پشمالو و کوچیکت تنگ شده.
تو واقعاً مرا میخواستی، با تمام وجودت!
از اعماق قلبم دلم میخواد بازم ازت مراقبت کنم.
۱۴۰۴/۷/۲۱
قلبم یک قبرستونه ؛ تشبیه نمیکنم،جدی میگم
قبرستونیِ که توش پر از قبرِ،قبرِ اونهایی که آمدن و خاطراتشان را ساختند و رفتند و در آخر خاطرات را جا گذاشتند! قبر آنهایی که در دنیای واقعی زنده اند ولی در قلب من مُردند:)
خودم هم میان آن گورستان خاک شدم.
گم شده ام؛نمیتوانم خودم را پیدا کنم💔
۴/۷/۲۱
این چه وضعشه؟
مگه میشه آدم کینه ای نباشه،
ولی از بابای خودش کینه به دل بگیره؟
البته که کینه نیست،فقط دلم شکسته
فقط پودر شدم
فقط خاکستر شدم:)چیزی نیست!
۱۴۰۴/۰۷/۲۱
“.آغوش خیآلی.” یعنی رویای من،
آغوش تو ، توی تمام خواب های من هست
آغوش تو امن ترین مکان دنیاس.
آغوش تو ، تنها آغوشی بود که آرامم میکرد.
آغوش تو ، دیگر مال من نیست
آغوشت به من تعلق ندارد.
آغوش تو اعتیاد آور است.
آغوش تو گرم ترین مکان برای خواب است
آغوش تو شونه ی اشک های من است.
خونهِ درد های من است.
۴/۷/۲۱