هدایت شده از انجمن نویسندگان مرده. بیو چک کنیددد
همه بیایید اونوررر
”تمام تنم درد میکند، دستهایم، بازوهایم…
انگار از جنگی تنبهتن بازگشتهام!
جنگ من با من، جنگ عقل و احساس، جنگ وجدان و دروغ…
کاش یکی پیدا میشد و به من میگفت چه خبر شده و من در کدام لحظهی زمان گیر افتادهام.
من… تنها… متوهم… خسته… نگران… عشق… گناه… زندگی… مرگ…
نمیدانم چرا نمیتوانم حتی بنویسم.
نمیخواهم حتی تصویرم درون آیینه منعکس شود.
نمیخواهم باشم… نمیخواهم بدانم… نمیخواهم ببخشم…
از همه دلگیرم و بیشتر از همه از خودم…
کاش خودم را میفهمیدم… کاش امروز اینهمه خسته نبودم
هدایت شده از شعرشیرین💚
بی تو در خلوت خود ، ازهـمه کـس بیزارم
ســر بـه زانـوی غـم و تـا به سـحر بیــدارم
خانـه ام ابـری و چـشمان دلـم ،اشـک آلـود
چه کنم دست خودم نیست ، فـقط میبارم
کاش میشد، که دراین غمـکده با من باشی
دست در دست تو ، از مـهر و وفـا بـگذارم
سایه ی مـهرتو ، آرامش جـان اسـت عزیز!
کاش در سـایـه ی تو ، روح و تـنم بسـپارم
اینکه انـدوه من از قـند ، کمی قندتر اسـت
چـون ز سـودای ِدل واله ی خـود سـرشارم
من که با عـشـق تو، امـروز، زمینگیر شـدم
دسـت مـهـری بـده ، از روی زمـین بـردارم
چــاره ی درد من ازعـشق شفـا بخش بـده
از غــم عـشـق تـو ، افـتـاده گــره در کـارم
هدایت شده از کنجدل؛
«عشق» در لحظه پدید میآید، «دوستداشتن»، در امتداد زمان. این، اساسیترین تفاوت میان عشق و دوستداشتن است. عشق، معیارها را درهم میریزد؛ دوستداشتن بر پایهٔ معیارها بنا میشود. عشق، ناگهان و ناخواسته شعله میکشد؛ دوستداشتن، از شناختن و خواستن سرچشمه میگیرد. عشق، قانون نمیشناسد؛ دوستداشتن، اوج احترام به مجموعهیی از قوانینِ عاطفیست. عشق، فوران میکند _چون آتشفشان، شُرّه میکند _ چون آبشاری عظیم؛ دوستداشتن، جاری میشود _چون رودخانهای بر بستری با شیب نرم. عشق، ویرانکردنِ خویشتن است؛ دوستداشتن، ساختنی عظیم.
از کتاب آتش بدون دود
نوشتهٔ #نادر_ابراهیمی
Haamim @RozMusic.com#$artist$#AVALASH1️⃣💗|#$song$#Haamim🤍✨.mp3
زمان:
حجم:
9.5M
هم اکنون من دارم این اهنگ رو ، روی دور تکرار گوش میدم و پشت هم اشک میریزم!
و بدتر از همه فکر میکنم؛ فکر میکنم؛ به گذشته پوسیدم!:)💔🤌🏻✨
📪 پیام جدید
سلام میشه از چنلم حمایت کنی و عضو بشی؟
خیلی ریزش داشتم🥲💘
https://eitaa.com/hespenhan/645
@hespenhan
#دایگو