شبها هروقت که بیرونم وقتی به ماه خیره میشم
و حاله ی نوری که دورشو گرفته رو میبینم انگار ی صدایی
توی ذهنم باهام حرف میزنه و بهم میگه؛ خیالت راحت، من حواسم به همه ی چیزایی که داره از ذهنت عبور میکنه هست.
ی دلگرمی توی دلم میوفته با دیدن ماه. اصلا خدا ماه و گذاشت تو آسمون شب که بگه تو دل تاریکی ها هم من هستم. هیچ چیز نمیتونه جلوی حضور منو بگیره پس نگران نباش.