چالشهای راهاندازی مجلات علمی جدید در ایران
راهاندازی مجلات علمی جدید بدون نیازسنجی دقیق به نظام علمی رشتهها و کشور آسیب جدی میزند. در ادامه بیست دلیل برای محدود کردن راهاندازی مجلات جدید ارائه میشود:
الف. دلایل مرتبط با کیفیت علمی
1. تکهتکه شدن نتایج علمی
افزایش تعداد مجلات علمی منجر به تکهتکه شدن (Fragmentation) نتایج پژوهشی و پراکندگی مقالات باکیفیت در مجلات متعدد میشود. این پراکندگی باعث کاهش تمرکز دانش در مجلات معتبر، دشواری در دسترسی یکپارچه به یافتههای علمی مرتبط، و تضعیف انسجام در ادبیات پژوهشی یک حوزه میشود، که در نهایت، روند پیشرفت علمی را کند و ارزیابی دقیق دستاوردهای پژوهشی را دشوار میسازد.
2. کاهش تعداد استنادات و ضریب تأثیر
افزایش تعداد مجلات علمی و تقسیم استنادات میان آنها، منجر به پراکندگی ارجاعات و در نتیجه، کاهش میانگین ضریب تأثیر (Impact Factor) مجلات میشود. این پراکندگی، توان رقابتی مجلات را در نمایههای بینالمللی کاهش داده و اعتبار علمی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد؛ به ویژه در حوزههایی که فرهنگ استنادی ضعیف بوده و منابع استنادی محدودتر هستند.
3. مشکل ارزیابی اعتبار
افزایش تعداد مجلات جدیدالتأسیس باعث شده است که ارزیابی اعتبار (Credibility Assessment) مجلات به یکی از چالشهای مهم در نظام علمی ایران تبدیل شود. تشخیص مجلات معتبر از نامعتبر برای پژوهشگران، استادان و دانشگاهها دشوارتر شده و این ابهام میتواند منجر به انتخاب نادرست مجلات برای انتشار یا استناد شود. در نتیجه، کیفیت تعاملات علمی کاهش یافته و اعتماد به نظام ارزیابی پژوهش نیز با تردید مواجه شده است.
4. ضعف داوری و همترازخوانی
بسیاری از مجلات جدیدالتأسیس به دلیل نبود شبکهای پایدار از داوران متخصص، با ضعف در فرایند داوری و همترازخوانی (Peer Review) مواجه هستند. این کمبود نیروی انسانی متخصص و نبود تجربه کافی در مدیریت فرایند داوری، منجر به کاهش دقت ارزیابی علمی مقالات شده و در نهایت، کیفیت محتوای منتشرشده را تحت تأثیر قرار میدهد؛ موضوعی که میتواند اعتبار علمی این مجلات و اعتماد پژوهشگران به آنها را تضعیف کند.
5. پژوهشهای تکراری
انتشار مقالات مشابه یا تکراری در مجلات متعدد، بدون افزودن ارزش علمی جدید، منجر به هدررفت منابع پژوهشی کشور و ایجاد افزونگی (Redundancy) در تولید دانش میشود. این وضعیت نه تنها کارایی نظام پژوهش را کاهش میدهد، بلکه موجب اشباع غیرضروری ادبیات علمی، گمراهی پژوهشگران و کاهش اثربخشی مطالعات بعدی میشود.
6. کاهش شفافیت
افزایش تعداد مجلات علمی، به ویژه در غیاب نظارت مؤثر و نظامهای ارزیابی یکپارچه، میتواند زمینهساز کاهش شفافیت (Transparency) در فرایندهای داوری و انتشار شود. در چنین شرایطی، احتمال بروز تخلفاتی نظیر دستکاری در روند داوری، تضاد منافع، یا داوریهای صوری افزایش مییابد که به تضعیف اعتماد عمومی به نظام علم و کاهش اعتبار مجلات منجر میشود.
7. اشباع موضوعی
در بسیاری از رشتههای علمی به ویژه در حوزههای پُرانتشار، اشباع موضوعی (Subject Saturation) رخ داده است، به گونهای که تعداد زیادی از مجلات موجود، نیازهای علمی و پژوهشی آن حوزه را به خوبی پوشش میدهند. در این شرایط، راهاندازی مجلات جدید در لایههای اصلی حوزۀ تخصصی نه تنها ضرورتی ندارد، بلکه ممکن است به کاهش مخاطبان و اثربخشی مقالات منجر شود. راهاندازی مجلات جدید تنها در صورتی توجیهپذیر است که به لایههای سوم و چهارم حوزۀ تخصصی، یعنی موضوعات نوظهور یا میانرشتهای، تمرکز داشته باشند.
ب. مسائل اقتصادی و مدیریتی
8. بار مالی اضافی برای دانشگاههای کشور
راهاندازی و نگهداری مجلات جدید برای دانشگاهها، ناشران و افراد حقیقی هزینهبر است و در بسیاری از موارد، بار مالی مضاعفی (Financial Burden) بر دوش دانشگاههای ایران میگذارد. شواهد و تجربیات مشاور نمایهسازی نشان میدهد که حدود یک چهارم مجلات تازهتأسیس طی بازۀ زمانی پنج تا ده ساله به دلایل مختلف از جمله نبود محتوای کافی، کاهش کیفیت علمی یا عدم جذب مخاطب، تعطیل میشوند. همچنین، نگهداری زیرساختها و سامانههای انتشار مجلات تعطیل شده هزینهبر بوده و بار مالی مستمری برای مؤسسات دانشگاهی به همراه دارد.
9. مدلهای کسبوکار ناپایدار
بسیاری از مجلات جدید، به ویژه مجلات شخصی، به دلیل برخورداری از مدلهای کسبوکار ناپایدار و فقدان منابع درآمدی پایدار نظیر حق اشتراک یا حمایت مالی سازمانها و انجمنها، در معرض تعطیلی قرار دارند. این دسته از مجلات، که عمدتاً به صورت سردبیرمحور اداره میشوند، وابستگی شدیدی به فرد مؤسس یا سردبیر دارند و در صورت بازنشستگی، کنارهگیری یا فوت وی، تداوم فعالیت آنها با چالش جدی مواجه شده و اغلب به تعطیلی منتهی میشوند. این وضعیت پایداری و اعتبار بلندمدت این نوع مجلات را با تردید مواجه میسازد.
10. هدررفت منابع انسانی
تعدد مجلات منجر به پراکندگی منابع انسانی متخصص، از جمله سردبیران و داوران، شده است؛ بهگونهای که این افراد ناچارند زمان و توان خود را بین مجلات متعدد تقسیم کنند. این وضعیت نه تنها موجب کاهش تمرکز و کیفیت فرایند داوری و ارزیابی علمی میشود، بلکه در بلندمدت میتواند بهرهوری نظام نشر علمی را کاهش داده و از ارتقای استانداردهای علمی مجلات جلوگیری کند.
11. چالش نمایهسازی و چکیدهنویسی مجله
از منظر روانشناسی علمی، نویسندگان تمایلی به ارسال مقالات خود به مجلات نوپا و فاقد اعتبار علمی معتبر نشان نمیدهند، چرا که این امر میتواند بر شاخصهای ارزیابی عملکرد پژوهشی آنها تأثیر منفی بگذارد. از سوی دیگر، فرایند نمایهسازی مجلات در پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی معتبر (مانند Scopus، Web of Science، EBSCO، CABI و AGRIS) مستلزم گذشت یک دورۀ زمانی ۳ تا ۵ ساله از انتشار منظم و پایدار مجله است. این تأخیر زمانی به دلیل ارزیابیهای دقیق شاخصهای کیفی همچون پایستگی محتوایی، تناوب انتشار منظم، رعایت استانداردهای بینالمللی نشر و تأثیر علمی مقالات منتشر شده است. در نتیجه، مجلات نوپا با چالشهای متعددی در زمینه رؤیتپذیری (Visibility)، دسترسپذیری (Accessibility) و تأثیرگذاری علمی (Scientific Impact) مواجه میشوند. این محدودیتها منجر به کاهش نرخ استناد (Citation Rate) و ضریب تأثیر (Impact Factor) احتمالی مجله شده و در نهایت، چرخۀ معیوبی از جذب مقالات باکیفیت ایجاد میکند.
12. وابستگی به هزینههای پردازش و چاپ مقاله
مدل اقتصادی بسیاری از مجلات نوپا بر اساس هزینه پردازش مقاله (Article Processing Charges - APC) استوار است که میتواند منجر به تضاد منافع (Conflict of Interest) بین اهداف علمی و درآمدزایی شود. این رویکرد ممکن است به کاهش استانداردهای داوری (Peer Review Standards) و تسهیل پذیرش مقالات با کیفیت پایین بینجامد تا درآمد حاصل از APC حداکثر شود. مطالعات نشان میدهند که برخی مجلات دسترسی آزاد (Open Access) که به ویژه در مرحله آغازین فعالیت هستند، ممکن است به جای تمرکز بر ارزش علمی (Scientific Merit)، اولویت را به منافع مالی (Financial Incentives) دهند. این مسئله میتواند به افزایش انتشار مقالات کمکیفیت (Low-Quality Publications) و حتی مقالات و مجلات تقلبی (Predatory Journals) منجر شود، که در بلندمدت اعتبار مجله و نظام علمی رشته و کشور را تضعیف میکند. در ایران مجلاتی وجود دارند که ده تا بیست میلیون برای داوری و چاپ از نویسندگان که غالباً دانشجو هستند، اخذ میکنند.
13. بار اداری اضافی برای دانشگاهها و پژوهشگران
افزایش مجلات جدیدالتأسیس، بار اداری و ذهنی مضاعفی بر دوش مدیران و معاونان پژوهشی دانشگاهها و پژوهشگران گذاشته است؛ بهگونهای که آنان ناچارند زمان و منابع بیشتری را صرف ارزیابی اعتبار، شاخصهای نمایهسازی و کیفیت علمی این مجلات کنند. این فرایند نه تنها از تمرکز بر فعالیتهای اصلی پژوهشی میکاهد، بلکه بهرهوری نظام علمی کشور را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
14. کاهش تمرکز بر مجلات موجود
راهاندازی مجلات جدید، به ویژه در شرایط محدودیت منابع مالی و انسانی، موجب کاهش تمرکز بر ارتقای کیفیت مجلات موجود میشود. در چنین وضعیتی، منابع مالی و انسانی که میتوانند صرف بهبود ساختار، فرایند داوری، نمایهسازی و ارتقای علمی مجلات فعال شوند، به سمت تأسیس مجلات تازه هدایت میشوند؛ موضوعی که در بلندمدت میتواند مانع تثبیت و رشد پایدار مجلات معتبر و موجود شود.
ج. پیامدهای اکوسیستم علمی
15. تولید علم بیکیفیت در قالب مجلات تقلبی
افزایش تعداد مجلات علمی، به ویژه بدون نظارت و ارزیابی دقیق، زمینهساز گسترش مجلات تقلبی یا سودجو (Predatory Journals) شده است. این مجلات اغلب بدون رعایت استانداردهای علمی و فرایندهای داوری معتبر، اقدام به انتشار مقالات میکنند و تولید علم بیکیفیت را ترویج میدهند. رشد اینگونه مجلات نه تنها به تضعیف اعتبار نظام نشر علمی منجر میشود، بلکه موجب گمراهی پژوهشگران و هدررفت منابع علمی و مالی میگردد.
16. کاهش اعتماد عمومی به علم
افزایش تعداد مجلات و انتشار مقالات ضعیف و فاقد کیفیت علمی لازم در برخی از آنها، به تضعیف اعتماد عمومی نسبت به تحقیقات، دانشگاهها و نهادهای علمی منجر میشود. این وضعیت، به ویژه زمانی که نتایج غیرمعتبر یا بیفایده در سطح گسترده منتشر میشوند، اعتبار کلی نظام علمی کشور را خدشهدار کرده و فاصله میان جامعه و نهادهای تولید دانش را افزایش میدهد.
17. چالش ارزیابی پژوهشگران
افزایش تعداد مجلات جدیدالتأسیس، به ویژه در غیاب شاخصهای شفاف و نظاممند برای سنجش کیفیت آنها، چالشهایی جدی برای نظامهای ارزیابی پژوهشگران، استادان و طلاب ایجاد کرده است. در این شرایط، فرایند تشخیص مقالات معتبر و تفکیک آنها از مقالات منتشرشده در مجلات کماعتبار یا غیرتخصصی دشوارتر میشود و این امر میتواند به کاهش دقت و عدالت در فرایندهایی نظیر ارتقای علمی و اعطای امتیازات پژوهشی و پژوهانه منجر گردد.
18. آلودگی پایگاههای اطلاعاتی
حجم بالای مقالات بیکیفیت، جریان علم را آلوده میکند و تحلیل دادههای علمی را با مشکل مواجه میکند. آلودگی پایگاههای اطلاعاتی (Database Pollution) ناشی از حجم بالای مقالات و انتشارات بیکیفیت (Low-Quality Publications) و انتشار گسترده مقالات در مجلات جدید فاقد اعتبار علمی و گاهی تقلبی، پیامدهای منفی و چالشهای جدی در تحلیل اطلاعات علمی برای پژوهشگران و استادان ایجاد میکند. این پدیده با کاهش قابلیت اعتماد (Reliability) و اعتبار (Validity) دادهها، فرایندهای تحقیقات مرور نظاممند (Systematic Review) و فراتحلیل (Meta-Analysis) را نیز مختل میسازد و از طریق افزایش نویز اطلاعاتی (Information Noise)، بازیابی منابع علمی معتبر را با دشواری مواجه میکند.
19. تضعیف همکاریهای علمی
پژوهشگران کشور به جای تمرکز بر پژوهش و همکاری علمی، بخشی از زمان و انرژی خود را صرف مسائل حاشیهای میکنند. تضعیف همکاریهای علمی به عنوان یکی از پیامدهای منفی گسترش مجلات بیاعتبار و کماعتبار محسوب میشود. در شرایط فعلی، پژوهشگران بخش قابلتوجهی از زمان، انرژی و منابع خود را به جای تمرکز بر فعالیتهای پژوهشی سازنده و همکاریهای علمی، صرف ارزیابی اعتبار مجلات معتبر و یافتههای پژوهشگران میکنند. این وضعیت نه تنها به کاهش بازدهی علمی (Academic Productivity) منجر میشود، بلکه ممکن است به ایجاد بیاعتمادی (Distrust) در نظام علمی کشور بینجامد. این چالش میتواند تأثیر منفی بر کمیت و کیفیت مقالات علمی داشته باشد، چرا که پژوهشگران کشور را از اهداف اصلی تحقیق دور میسازد.
20. تأثیر منفی بر علم باز
راهاندازی مجلات جدید به ویژه به صورت دسترسی آزاد میتواند تأثیرات متناقضی بر علم باز (Open Science) داشته باشد. از یک سو، این مجلات ممکن است به گسترش نظام دسترسی آزاد به تحقیقات کمک کنند؛ اما از سوی دیگر، میتوانند چالشهایی را برای کیفیت، شفافیت و اعتبار علمی ایجاد نمایند.
نتیجهگیری
راهاندازی مجله جدید تنها زمانی توجیه دارد که نیاز واقعی در یک حوزۀ کاملاً تخصصی شناسایی شود و منابع کافی برای تضمین کیفیت وجود داشته باشد. در غیر این صورت، به جای کمک به علم، به آشفتگی نظام علم در کشور میافزاید. به جای راهاندازی مجلات جدید، پیشنهاد میشود بر موارد زیر تمرکز شود:
- ارتقای کیفیت مجلات موجود؛
- انتشار ویژهنامههای تخصصی در مجلات معتبر؛
- ایفای نقش به عنوان سردبیر مهمان در قالب ویژهنامه در مجلات موجود؛ و
- تقویت همکاریهای بینالمللی برای افزایش تأثیر مجلات فعلی کشور.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
NewJournalsChallenges.pdf
حجم:
531.4K
چالشهای راهاندازی مجلات علمی جدید در ایران / علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @Indexing
زنجیره مآخذ و استنادات
References-Citations Chain
منابع و مآخذ یک اثر علمی (اعم از مقاله، کتاب، طرح پژوهشی و ...) نهتنها مبنایی برای سنجش اصالت و استحکام محتوای علمی آن فراهم میآورد، بلکه با قرار گرفتن در زنجیرۀ استنادات علمی، موجب افزایش رؤیتپذیری (Visibility) و مشاهدهپذیری (Discoverability) آن اثر در میان پژوهشگران و جامعۀ علمی میشود. این فرایند، علاوه بر ارتقای جایگاه علمی اثر، به نویسندگان آن نیز در کسب اعتبار علمی، ارتقای شاخصهای استنادی، و گسترش دامنه تأثیرگذاری پژوهشی و استنادی کمک میکند. در واقع، هر منبعی که به درستی و با دقت ارجاع داده شود، در مسیر تولید دانش جدید نقشی فعال ایفا کرده و به عنوان حلقهای مؤثر در شبکه دانش بشری ثبت میشود. بنابراین، هرچه تعداد منابع و مآخذ یک اثر بیشتر باشد شانس مشاهدهپذیری و رؤیتپذیری آن بیشتر خواهد بود.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @Indexing
Image Source: Iowa State University Library Instruction Services. (2021). Library 160: Introduction to college-level research. Press Book. https://iastate.pressbooks.pub/lib160/chapter/using-citations/
مقاله تکنویسندهای است. آیا در این حالت نیز درج عبارت «نویسنده مسئول» ضرورت دارد؟
پاسخ:
در مقالاتی که تنها یک نویسنده دارند (تکنویسنده هستند)، اصولاً ذکر عبارت «نویسنده مسئول» (Corresponding Author) الزامی نیست. دلیل آن هم این است که در چنین مواردی، به طور منطقی و پیشفرض، همان نویسنده تنها، مسئول مکاتبات علمی، دریافت بازخورد داوران، پاسخ به پرسشهای سردبیر و پیگیری مراحل داوری و انتشار مقاله محسوب میشود. با این حال، برخی از مجلات علمی یا همایشها، بنا بر دستورالعملها و الگوهای قالببندی خود (برای رعایت صورتگرایی/فرمگرایی علمی: Scientific Formalism)، ممکن است حتی در مقالات تکنویسنده، تأکید بر مشخص کردن نویسنده مسئول داشته باشند. این الزام معمولاً با هدف یکپارچگی ساختار مقالات یا تسهیل فرایندهای مدیریتی و فنی در سامانههای انتشار انجام میشود.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @Indexing
ترتیب و جایگاه نویسندگی
ترتیب نویسندگان در مقالات علمی موضوعی حساس و گاه چالشبرانگیز است که تفسیر و ارزشگذاری آن در کشورها، دانشگاهها، و حوزههای علمی مختلف و حتی از منظر هر نویسنده، میتواند متفاوت باشد. در عرف علمی غربی، جایگاه نویسندۀ آخر (Last Author) از اهمیت ویژهای برخوردار است و اغلب به عنوان رهبر علمی تیم پژوهشی یا سرپرست پروژه شناخته میشود. برخی از استادان و پژوهشگران برجسته ترجیح میدهند نامشان در آخر فهرست نویسندگان قرار گیرد تا نشاندهندۀ نقش رهبری، هدایت علمی و مسئولیت نهایی آنها باشد.
در مقابل، در بسیاری از دانشگاههای ایرانی، که تحقیقات دانشگاهی اغلب فاقد حمایت مالی است و موتور محرکۀ تولید علم دانشجویان عزیز هستند، رایج است که در مقالات مستخرج از پایاننامهها و رسالههای دانشجویی، دانشجو به عنوان نویسندۀ اول قرار گیرد؛ چرا که وی صاحب ایدۀ اولیه و مجری اصلی تحقیق محسوب میشود (حتی اگر استاد راهنما خودش ایده و مسئله پژوهش را به دانشجو داده باشد). استاد راهنما معمولاً به عنوان نویسندۀ دوم و مسئول (Corresponding Author) ذکر میشود، و در صورت وجود، استاد مشاور به عنوان نویسندۀ سوم میآید. با این حال، از منظر حفظ ساختار حرفهای انتشار علمی و رعایت نقشهای واقعی در فرایند پژوهش، پیشنهاد میشود که استاد راهنما به عنوان نویسندۀ آخر و مسئول درج شود. این الگو نه تنها با استانداردهای بینالمللی هماهنگ است، بلکه به درستی نقش رهبری و هدایتگری علمی استاد در فرایند پژوهش را منعکس میکند. در این چینش، سهم فکری و اجرائی دانشجو در مقام نویسندۀ اول حفظ میشود و در عین حال، جایگاه علمی استاد راهنما به عنوان ناظر و رهبر علمی تیم و مسئول صحت و درستی دادهها نیز پاس داشته میشود. در نهایت، تعیین ترتیب نویسندگان باید بر پایۀ میزان مشارکت واقعی، توافق اخلاقی و شفافیت میان اعضای تیم پژوهشی صورت گیرد تا هم از بروز تعارض جلوگیری شود و هم اصول حرفهای نشر علمی رعایت گردد. با این حال، ترتیب و جایگاه نویسندگان را خودشان تعیین میکنند و مجلات در این امور دخالتی ندارند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @Indexing
اهمیت فعال و به روز بودن وبگاه و صفحه وب رسمی اعضای هیئت تحریریه
در فرایند ارزیابی مجلات علمی برای نمایه شدن در پایگاههای بینالمللی مانند اسکوپوس، یکی از معیارهای مهم و اساسی، اعتبار و شفافیت اعضای هیئت تحریریه است. سردبیر ستون مرکزی/میانی (Central Column) و اعضای هیئت تحریریه به مثابه ارکان و چهار ستون اطراف (Corner Columns) یک مجله شناخته میشوند. این افراد مسئول هدایت علمی مجله، داوری مقالات، تعیین سیاستها و حفظ استانداردهای اخلاقی و کیفی هستند. بنابراین، اگر این افراد شفاف و در دسترس نباشند، کل ساختار علمی مجله زیر سؤال میرود.
داشتن صفحه وب معتبر، فعال و رسمی (در دانشگاه یا پژوهشگاه محل خدمت) برای هر یک از اعضای هیئت تحریریه (به ویژه سردبیر و اعضای کلیدی) به دلایل زیر ضروری است:
- اعتبارسنجی علمی: ارزیابان پایگاههای اطلاعاتی و پژوهشگران باید بتوانند به راحتی اطلاعات مربوط به سوابق علمی، فعالیتهای پژوهشی و وابستگیهای سازمانی اعضاء را بررسی کنند. اگر این صفحات در دسترس نباشند، اعتبار علمی مجله تضعیف میشود.
- جلوگیری از جعل و سوءاستفاده: برخی از اعضای هیئت تحریریه فاقد عکس و رایانامه دانشگاهی هستند، برخی از تصاویر اعضای هیئت تحریریه قدیمی هستند یا حتی مجله داریم که برخی از اعضای هیئت تحریریه فوت کردند و حذف نکرده است. وجود صفحه وب رسمی در وبگاه دانشگاهی یا مؤسسهای مرتبط، مانع از چنین سوءبرداشتهایی خواهد شد.
- پاسخگویی و شفافیت: وقتی اعضاء صفحه وب رسمی داشته باشند، این حس به مخاطب منتقل میشود که مجله قابل اعتماد و پاسخگو است و فعالیت علمی آن در محیطهای دانشگاهی معتبر پشتیبانی میشود.
در نتیجه، اعضای هیئت تحریریه یک مجله، که نقش اصلی در هدایت و هویتبخشی به آن دارند، بایستی دارای صفحه وب فعال و معتبر باشند. نبود صفحه وب برای این افراد، نشانهای از ضعف در ساختار علمی و مدیریتی مجله تلقی شده و از مهمترین دلایل رد شدن آن از سوی نهادهای معتبری مانند اسکوپوس است. برای بهبود وضعیت مجله، بهشدت توصیه میشود که:
• اطلاعات دقیق، معتبر و قابلپیگیری از هر عضو هیئت تحریریه منتشر شود؛
• آدرس صفحات رسمی دانشگاهی اعضاء تکمیل و فعال باشد؛
• از انتشار تصاویر غیرواقعی یا قدیمی خودداری شود.
این اقدامات، گامهایی ضروری برای بازسازی اعتماد و افزایش شانس پذیرش مجله در نمایههایی مانند اسکوپوس هستند.
پینوشت: یکی از بهترین مجلات حوزه روانشناسی و علوم اجتماعی ایران به خاطر اینکه صفحات اعضای هیئت تحریریه مجله در طول مدت ارزیابی غیرفعال شده یا حذف شدهاند، رد شد و یکسال بعد باید دوباره اقدام کنیم. مجلهای که حتی در نمایههای انجمن روانشناسان آمریکا هم نمایه میشود. حیف!
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @Indexing
چگونه بازپسگیری مقالات بر مسیر شغلی و همکاریهای پژوهشگران تأثیر میگذارد؟
مطالعهای نشان میدهد که حدود ۴۶ درصد از نویسندگان مقالات سلب اعتبار شده و بازپسگرفتهشده، حدوداً همزمان با بازپسگیری، انتشار مقالات علمی خود را متوقف میکنند. همچنین، نویسندگان در اوایل دوران حرفهای خود، کسانی که مقالاتشان به دلیل تخلف و سرقت ادبی سلب اعتبار شده است، و کسانی که توجه برخط (Online Attention) بیشتری داشتهاند، احتمال بیشتری دارد که پس از تجربه سلب اعتبار مقالات، فعالیت علمی خود را ترک کنند.
How do retractions impact researchers’ career paths and collaborations?
A study found that about 46% of the retracted authors leave their academic publishing around the time of the retraction, and that the early-career authors, those whose papers are retracted due to misconduct and plagiarism, and those with higher online attention were more likely to leave when experiencing a retraction. Source: How do retractions impact researchers’ career paths and collaborations? https://retractionwatch.com/2025/05/12/retractions-impact-researchers-career-paths-and-collaborations/
==========
به نظر میرسد که سلب اعتبار و بازپسگیری مقالات علمی میتواند منجر به کاهش احتمال همکاریهای آتی نویسندگان با همکاران قبلی خود شود. این امر میتواند ناشی از عوامل مختلفی از جمله آسیب به شهرت و اعتماد و برند شخصی پژوهشگران و نویسندگان باشد. درک چگونگی تأثیر سلب اعتبار مقالات بر شبکههای همکاری علمی برای حفظ یکپارچگی و پویایی جامعه پژوهشی حائز اهمیت است. بررسیهای بیشتر در این زمینه میتواند به ارائه راهکارهایی برای حمایت از پژوهشگرانی که مقالاتشان سلب اعتبار شده و کاهش اثرات منفی این رویداد بر مسیر حرفهای و تعاملات علمی آنها منجر شود.
بازپسگیری: پیش از انتشار مقاله در مرحله آمادهسازی در بخش مقالات دست انتشار، بازپسگیری منجر به حذف آن میشود.
سلب اعتبار: پس از انتشار مقاله به صورت رسمی، بازپسگیری منجر به سلب اعتبار آن میشود.
پینوشت: آمار سلب اعتبار مقالات ایرانی نسبت به سال های گذشته بشتر شده است. انتظار می رود که معاونان و مدیران محترم پژوهشی دانشگاهها با برگزاری کارگاه آشنایی با سلب اعتبار مقالات علمی برای دانشجویان و استادان را نسبت به خطرات آن آگاه سازند. اگر مدیر پژوهشی دانشگاهی خواست کارگاه مجازی یا حضوری برگزار کند با توجه به تجربه کارگاه قبلی در دانشگاههای گرگان در خدمتیم.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @Indexing
داوری قلب تپنده و هسته اکوسیستم علم
داوری علمی و همترازخوانی، قلب تپنده و هسته مرکزی اکوسیستم علم در جهان محسوب میشود. در حال حاضر، انتشارات علمی چه در بخش خصوصی و چه در نهادهای دولتی، انتظار دارند که فرآیند داوری مقالات به صورت داوطلبانه و بدون دریافت حقالزحمه انجام شود؛ این در حالی است که همین ناشران، بابت چاپ، انتشار و همچنین دسترسی به مقالات، مبالغ قابلتوجهی از نویسندگان و مشترکان دریافت میکنند. این نابرابری و چالش تنها محدود به کشور ما نیست، بلکه ناشران بزرگ بینالمللی نیز با بحران مشابهی در زمینه تأمین داوران متخصص مواجه هستند.
نمونهای از این واقعیت را میتوان در پیامی دید که یکی از نویسندگان برجسته بینالمللی، خطاب به بنده به عنوان دوست قدیمی و در مقام سردبیر یکی از مجلات خارجی، ارسال کرده است.
... The editor of X has now written to me directly to say that five reviewers have already refused to write reviews (the article has been with the editorial office of this journal since the beginning of November). Against the backdrop of huge publisher profits, no one wants to review articles for free anymore. The editor is very unhappy with his publishing house (Emerald) in this regard and has promised to find reviewers. If the reviewers reject this article, I will send it to you (it is scientometric and, in my opinion, quite good).
Sincerely, V. M.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @Indexing
آیا منابع چکیده انگلیسی مبسوط باید در انتهای چکیده درج شوند، یا تمامی منابع مقاله در پایان مقاله آورده شوند؟
بر اساس تجربه کار با پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس، این پایگاه تنها منابعی را که در پایان مقاله فارسی درج شدهاند، نمایه میکند. بنابراین، نیازی به درج مجدد منابع در انتهای چکیده انگلیسی مبسوط نیست. به بیان دیگر، منابع مورد اشاره در چکیده انگلیسی مبسوط لازم نیست به صورت جداگانه آورده شوند، چرا که اسکوپوس آنها را از فهرست نهایی منابع استخراج مینماید.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @Indexing
چالشی به نام مدیر مسئول برای مجلات علمی ایران
وجود فردی به عنوان «مدیر مسئول» ( Director-in-Charge/ Managing Director) که تخصص علمی در حوزۀ موضوعی مجله ندارد، به ویژه زمانی که این شخص رئیس دانشکده یا دانشگاه است و صرفاً به لحاظ اداری این مسئولیت را دارد، میتواند در فرایند نمایه شدن مجله در پایگاههای اطلاعاتی مانند اسکوپوس چالشهایی ایجاد کند. در ادامه، مهمترین چالشها را توضیح میدهم:
✅ چالشهای ناشی از عدم تخصص علمی مدیر مسئول:
یک. عدم تطابق ساختار هیئت تحریریه با استانداردهای بینالمللی:
اسکوپوس و سایر پایگاههای نمایهسازی بینالمللی، اهمیت زیادی به صلاحیت علمی و حرفهای اعضای تحریریه میدهند. اگر مدیر مسئول تخصص علمی در حوزۀ مجله نداشته باشد، این موضوع میتواند نشانگر ضعف در ساختار علمی مجله تلقی شود.
دو. تضعیف اعتبار علمی مجله:
وقتی مشخص میشود که مدیریت عالی مجله در اختیار فردی است که سابقه پژوهشی یا دانش تخصصی در حوزۀ موضوعی مجله ندارد، داوران اسکوپوس ممکن است اعتبار علمی و جهتگیری پژوهشی مجله را زیر سؤال ببرند.
سه. عدم ایفای نقش علمی مؤثر توسط مدیر مسئول:
در مجلات حرفهای، مدیر مسئول نقش کلیدی در سیاستگذاریهای علمی، تضمین کیفیت داوری و یکپارچگی محتوای علمی دارد. وقتی این فرد فاقد پیشینه مرتبط باشد، نمیتواند نقش علمی مؤثری ایفاء کند.
چهار. ایجاد تصور مجلهسازی اداری:
اگر مدیر مسئول از نظر علمی مرتبط نباشد و تنها به خاطر جایگاه اداری در رأس قرار گیرد، این شائبه را ایجاد میکند که مجله بیشتر به دلایل سازمانی یا کسب امتیازات داخلی منتشر میشود، نه به خاطر توسعۀ دانش تخصصی.
پنج. کاهش امتیاز در ارزیابی اسکوپوس:
در فرمها و گزارشهایی که برای ارزیابی اولیه توسط اسکوپوس ارسال میشود، ترکیب هیئت تحریریه، تخصصها و پیشینۀ علمی و پژوهشی اعضای هیئت تحریریه بررسی میشود. ضعف در این بخش میتواند امتیاز مجله را کاهش داده و موجب رد درخواست نمایه شدن شود.
✅ راهکارهایی برای کاهش این چالشها:
- تقویت هیئت تحریریه: حضور افراد برجسته و متخصص در حوزۀ موضوعی مجله، به ویژه سردبیر علمی قوی، میتواند این ضعف را تا حدی جبران کند.
- تفکیک نقشهای اداری و علمی: میتوان مدیر مسئول را به عنوان نماینده رسمی ناشر یا دانشگاه معرفی کرد، اما تصمیمات علمی را به سردبیر علمی یا معاون سردبیر واگذار کرد و این موضوع را به روشنی در وبگاه مجله درج کرد.
- فزایش شفافیت: در معرفی اعضای هیئت تحریریه، به ویژه در وبگاه و مستندات رسمی، تأکید بر نقش علمی سردبیر و داوران تخصصی میتواند برای ارزیابان اسکوپوس قابل قبولتر باشد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @Indexing