آینور؛
بسم الله الرحمن الرحیم
«دیوانه چو دیوانه ببیند، خوشش آید…»
اولینبار، درست همانوقت که کتاب مثل بیروت را میخواندم، دانیالِ داستان این جمله را به زهرا گفت…
دیوانهای که عاشقِ دیوانهتر از خودش شده بود.
و ما؟
ما هم عاقل نبودهایم…
و چه حق گفت شهید بهشتی:
میگویند شما دیوانهاید، عاقل نیستید…
دیوانهاید؟
آری؛ دیوانهی خدا… دیوانهی هدف…
ایران، کشور عاشقان است، نه کشور عاقلان.
این رهِ عشق است؛
راهِ عقل نیست.
کدام عقل را میگویم؟
یعنی ما عقل نداریم؟ نه…
من آن عقلِ حسابگرِ معاملهگر را میگویم؛
عقلی که همهچیز را میسنجد، حساب میکند، سبکسنگین میکند…
تا آدم این عقلِ حسابگرِ معاملهگر را از خانهی تن بیرون نکند،
عشقِ خدا به خانهی دلش قدم نمیگذارد.
عاشق شوید!
برادرها… خواهرها… عاشق شوید!
زندگی به عشق است.
عقل به آدم زندگی نمیدهد؛
عقل فقط حساب میدهد:
که چگونه بهتر بخورد،
چگونه بهتر بخوابد،
چگونه آرامآرام پلاسیده شود،
چگونه دلمردهتر زندگی کند…
این عشق است
که در درون انسان
آتشِ زندگی را شعلهور میکند.
_مهدیه سوادکوهی(همسرشهید)
سلام رفقا 🤍 !
توی این اوضاع ، خوبی بدی دیدید حلال کنید ؛
ان شاءالله عاقبتمون ختم به شهادت بشه : ))
فعلا یا علی .