او مرا میشکست...
و من هر روز
تکه های شکسته ی خود را
جمع میکردم
که در پایش فرو نرود..💔 :)
#ISTJ
Zahra.M ✨:
این روزا فقط توی تاریکی اتاقم به سقف خیره میشم
بغضی که از صبح برای رفتن اجباری به مدرسه توی گلوم جوونه میزنه تا سنگینی نفهمیدن درس ها و شنیدن حرفای بی سرو ته بقیه ، سکوت میکنم ...
از چک کردن گوشی که میبینم در طول روز اونقدری برا کسی مهم نبودم که حتی سراغمو بگیره ، سکوت میکنم ...
از شنیدن تیکه و کنایه خانواده برای آینده ی نامعلومی که نمیدونم قراره چی بشه ، سکوت میکنم ...
از اینکه کل روز تو اتاقمم و حتی کسی سراغمو نمیگیره ، انگار وجود ندارم ، سکوت میکنم ...
و منی که توی تنهایی خودم سکوت میکنم ...
میدونی ...
این روزا سرو صدا اذیتم میکنه
حرف زدن اذیتم میکنه
از شنیدن صدای اطرافیانم فرار میکنم و توی اعماق ذهنم غرق میشم ...
اونقدر زیر دریای افکارِ پراکندم غرق میشم که گاهی احساس خفگی میکنم ... گلوم سنگین میشه ، دروغ چرا حتی گاهی جلوی نفس کشیدنمو هم میگیره ...
این روزا انگار خیلی شکننده شدم ...
خیلی زود چشمام تار میشه و به سختی آب دهنمو قورت میدم ، لبخند میزنمو سکوت میکنم ...
شب میشه ...
هرروز تاریک تر از دیروز ...
توی تاریکی اتاقم دراز میکشمو به سقف خیره میشم ... حتی نای حرف زدن با خودمو هم ندارم ... فقط به نقطه ای نامعلوم از سقف خیره میشم
ذهنم اونقدر پراکندس که نمیدونم دقیقا به چی باید فکر کنم ...
انگار که دیگه خودمو هم نمیشناسم ، با خودم غریبه شدم
دیگه حرفای دلمو به خودمم نمیتونم بزنم و باز لبخند تلخی میزنم ، سکوت میکنم
آب دهنمو به سختی قورت میدمو چشمامو میبندم
و منی که نیست شدن توی بی کران تاریکی آروم ترم میکنه ...
#ISTJ
این روزا فقط توی تاریکی اتاقم به سقف خیره میشم
بغضی که از صبح برای رفتن اجباری به مدرسه توی گلوم جوونه میزنه تا سنگینی نفهمیدن درس ها و شنیدن حرفای بی سرو ته بقیه ، سکوت میکنم ...
از چک کردن گوشی که میبینم در طول روز اونقدری برا کسی مهم نبودم که حتی سراغمو بگیره ، سکوت میکنم ...
از شنیدن تیکه و کنایه خانواده برای آینده ی نامعلومی که نمیدونم قراره چی بشه ، سکوت میکنم ...
از اینکه کل روز تو اتاقمم و حتی کسی سراغمو نمیگیره ، انگار وجود ندارم ، سکوت میکنم ...
و منی که توی تنهایی خودم سکوت میکنم ...
میدونی ...
این روزا سرو صدا اذیتم میکنه
حرف زدن اذیتم میکنه
از شنیدن صدای اطرافیانم فرار میکنم و توی اعماق ذهنم غرق میشم ...
اونقدر زیر دریای افکارِ پراکندم غرق میشم که گاهی احساس خفگی میکنم ... گلوم سنگین میشه ، دروغ چرا حتی گاهی جلوی نفس کشیدنمو هم میگیره ...
این روزا انگار خیلی شکننده شدم ...
خیلی زود چشمام تار میشه و به سختی آب دهنمو قورت میدم ، لبخند میزنمو سکوت میکنم ...
شب میشه ...
هرروز تاریک تر از دیروز ...
توی تاریکی اتاقم دراز میکشمو به سقف خیره میشم ... حتی نای حرف زدن با خودمو هم ندارم ... فقط به نقطه ای نامعلوم از سقف خیره میشم
ذهنم اونقدر پراکندس که نمیدونم دقیقا به چی باید فکر کنم ...
انگار که دیگه خودمو هم نمیشناسم ، با خودم غریبه شدم
دیگه حرفای دلمو به خودمم نمیتونم بزنم و باز لبخند تلخی میزنم ، سکوت میکنم
آب دهنمو به سختی قورت میدمو چشمامو میبندم
و منی که نیست شدن توی بی کران تاریکی آروم ترم میکنه ...
#ISTJ
میخواستم بگم مثل شکر و نمک باشین اگه تو آب حل شدین هم یه اثری ازتون به جا بمونه دیدم درست درنمیاد 😂
آره، خلاصه یه چیز خوبی باشین... 😅
#INFP
یهجاخوندهبودمکهوقتیکسیازدرددیوانهمیشود
دیگراندردشراکهنهبلکهفقطدیوانگی اشرامیبینند.
همچینمضمونیداشتراستمیگفت
خیلیهافقطظاهرُمیبیننوقتیکسیبهخاطردرداش
ضجه بزنهمیگندردتکو؟تومگهدردیهمداری؟
#ISTJ
هدایت شده از در این گوشه از دنیا🇮🇷
کاش قدرتش رو داشتم از بدبختیام جک بسازم و بهشون بخندم
واقعاً آدمای باحالی ان اینا که به سختی های غیرقابل حل زندگی میخندن و از دید طنز بهش نگاه میکنن
هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
یجور بیخیالی هست که معمولا بعد از انتظار کشیدنای طولانی پیش میاد؛
بعد از مدتها تلاش کردن، دویدن و به در و دیوار زدن.
بعد از مدتها خواستنِ بی نتیجه.
و این بیخیالی ؛ غمگین ترین حس دنیاس..!
هدایت شده از نَـدیدِه بْـٰگِیر
انقدر درگیر زندگی دیگران شدید که زندگی خودتون رو فراموش کردید ؛
تماشای رُشد دیگران باعث عقب موندگی شما میشه
-بادقتبههمهیآهنگاگوشبدید
اخهبنظرمناهنگاروحدارن،
گاهیوقتاپیشتمیشینن
یابغلتمیکننحتیباهات
گریهمیکنن :>>🙂🌿..
#ISTJ
‹‹ کاش انقدر غریب و تنها نبودیم که وقتی دلمون گرفت و آواره شدیم غمهامون ُ بریزیم تو خودمون و آخرش بشیم کوهی از غصه ، گاهی اوقات انقدر این غم و غصهها قلبهامون ُ به درد میارن که اون کوه ِ غصه ِ در حال فوران شدنه .
حقم داره خب ! نه کسی هست که بشه مرهم این درد ، نه گوشی هست واسه شنیدن ، مجبور میشه خودش ُ با اشک خالی کنه انقدر فشار میارن بهت که زخمهای کهنه و قدیمیت یک شبه سر باز میکنن و از چشمات راه خودشون ُ پیدا میکنن و جاری میشن و اونجایی که فکر میکنی داری خالی میشی دقیقا همونجا احساس خلأ میکنی .
اون کمبود ُ حس میکنی ؛ جای خالی زخمای بستهت ُ میگم ، همونایی که برای یه مدت طولانی به یک خواب عمیق رفته بودن و تو برای مدتی از خاطر برده بودیشون .
حالا اون زخمها برگشتن و تو دلت برای جای خالیشون تنگ شده . .
کاش از همون اول یکی بود که دلمون بهش قرص و محکم باشه ، بهش پناه ببریم و اونم با آغوش باز پذیرامون باشه .
حالا میخواد رفیق باشه ، یار باشه یا هر کسی که تو قلبت عزیز ِ برات ، اما فقط باشه ! : ) 🌸 ››
#ISTJ
هدایت شده از در این گوشه از دنیا🇮🇷
هر شب انگشتام رو میزارم رو گردنم و نبض گلوم رو حس میکنم
بهم یادآوری میکنه زنده م
بهم یادآوری میکنه هنوز چیزی از این جهان به خاطر من میتپه
یادآوری میکنه هنوز چیزی در حد یک تپش به این جهان اضافه میکنم
گمونم آرومم میکنه..
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد.
#INFP