|°دلتنگی°|
دلتنگی یعنی دوباره منتظر «اللّهُمّ صَّلِ عَلَی سَیِّدِالسَّاداتِ الأعاظِمِ، أحمَدَ بنِ موُسَی الکاظِمِ» باشی.
@ir_miyan
|°نیایش°|
وَاكْحَُلْ ناظِرِي بِنَظْرَةٍ مِنِّي إِلَيْهِ، وَعَجِّلْ فَرَجَهُ
چشمهایم را روشن کن با دیدنش، و در فرج او شتاب کن.
@ir_miyan
|°به وقت کتاب°|
چراغ در دست علی بود و آنها تاریکی را جستوجو میکردند.
📚 قدیس | ابراهیم حسن بیگی
@ir_miyan
|°پل B1کرج°|
خیلی غمانگیز است که آدم یک پل بمب خورده را ببیند. جنایت است، چون پیوندی را قطع کرده. همه از دیدن منظرهی یک پل بمب خورده خیلی متأثر شدهاند، گوشههای پل جمع میشوند، به سوراخها و شکافهایش نگاه میکنند و اشک میریزند.
✍🏻 نُها الراضی
@ir_miyan
UNKNOWN - SALAVATE KHASE - 320 - musicsweb.ir.mp3
زمان:
حجم:
951K
از فراق نگو؛
با صلوات خاصهاش صداش بزن...
@ir_miyan
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
|°پناه°|
بچه بودم تو را میدیدم.
چه میدانستم قصه عشقمان به اینجا میرسد؟
[تولد مبارک امام رضای بچگیهام]
@ir_miyan
|°خادم الرضا°|
به راستی که ۹ اسفند با ۹ اردیبهشت فرقی ندارد، چون مرگ نامِ تولدی دیگر است.
همه فکر میکنند تو رفتی!
اما نمیدانند که دلتنگ امام بودی،
و مدام زمزمه میکردی:
«بنمای ره به مُلک رضا، جان خسته را»
«مرغ رمیده را به شکر خنده رام کن»
حال که دو ماه میگذرد،
وفات خود را در ولادت امام یافتی.
به راستی که خادمِ درگهِ بابِ رضا
گام در ره مولای خویش مینهد،
تا تفاوتها را تفریق کند؛
چنان ادامه دادی تا آنگاه که اذن داده شدی،
و چون پروانهی سوخته به دور شمع، سوختی، اما لحظهای از شعلهی خود دست برنداشتی.
|| نرگس قربانی ||
@ir_miyan