eitaa logo
میان|نرگس قربانی
248 دنبال‌کننده
78 عکس
13 ویدیو
1 فایل
«بسم رب الفاطمة» به نام او، برای او... زیست‌شناسی که نزیست تا آنکه فهمید باید بنویسد تا خود را بشناسد 🔬🧫 میانک: میان نوشت کوچک✍🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
|°أین صاحبُنا°| منم همان که به عصیان، شکست پیمانش همان که جهل، کشیده به سمت کفرانش امام عصر! منم بنده‌ای که یک عمر است فریب خورد و به پایان رسیده دورانش از آسمان نگاهت، مرا گناه انداخت کشید و بُرد در اعماق چاهِ خسرانش مرا نخواست کسی و نبود خواهانم خوشا کسی که تویی خواستار و خواهانش بیا و حال خوشی را که رفته از دستم به یک دعای سحرگاه، بازگردانش رسید بعد فراقت، به وصلِ آغوشت هر آن که پای ولایت، گذشت از جانش طوافِ آخر نوکر، به دور شش‌گوشه‌ست خوشا به روزیِ سیدرضی و رضوانش به دل ولای علی هست و از ازل شده‌ام به اذن فاطمه از طیف ریزه خوارانش خدا کند که به یک گوشه چشمِ خود مادر به نوکران برساند نَمی از احسانش اگر شروع شود کارها به نام علی به لطف حضرت زهرا خوش‌ست پایانش چه منتی‌ست به هر کس شده‌ست فرزندش چه مادری‌ست، همه مادران به قربانش روا نبود چنین، مادری حسینش را... به روی نیزه ببیند، شود پریشانش روا نبود که در ازدحام مجلس شام میان طشت ببیند شکسته دندانش ✍🏻 محمدجواد شیرازی @ir_miyan
|°غمگین ترین دیالوگ°| خسته نشدین از این همه تهمت... @ir_miyan
|°جنون°| در وصف عشق تو همین کافی‌ست که به ما می‌گویند «مجنون». || نرگس قربانی || @ir_miyan
|°و او، حسین(ع) بود°| می‌خواهم خادم‌تان باشم، نه، نه نوکر بهتر است. اصلا نوکر هم نمی‌خواهم باشم، تا نعلین‌تان هست هر لحظه با شما کشیده می‌شوم و می‌آیم، اما نعلین هم رها می‌شود، عوض می‌شود، دور انداخته می‌شود، پس می‌خواهم خاک زیر پایتان باشم، تا ثانیه به ثانیه توفیق درک حضورتان را داشته باشم. شاید هم نسیم شدم، نرم و آرام به دور سرتان طواف می‌کنم و حتی به اندازه‌ی چشم بر هم زدنی از زلف و نرگس صورتتان غافل نمی‌شوم. اگر هم شد، اسپند می‌شوم، دود می‌شوم، و به چشمان بدخواهان‌تان می‌روم. ای کاش خون هم بشوم و به پایتان بریزم قبل از اینکه خون شما بریزد، ای کاش می‌توانستم ابر شوم تا شمشیر بُران خورشید شرمش شود که به قربانی آب نرسیده اصابت کند. ای کاش هزار بار می‌مردم و زنده می‌شدم تا جانم را دوباره و دوباره فدایتان می‌کردم. ای کاش... || نرگس قربانی || @ir_miyan
|°به وقت کتاب°| دانستم ایران را سخت و بی‌حساب دوست داشتن، محکومیت من است. 📚 ابن مشغله | نادر ابراهیمی @ir_miyan
|°ماه عشیره°| این علاقه‌ام به ماه را نمی‌دانم از کجا می‌آید، شاید خدا خاک مرا با حب قمر بنی‌هاشم آمیخته باشد. || نرگس قربانی || @ir_miyan
|°فروغ فرخزاد°| در وادی گناه و جنونم کشانده بود... @ir_miyan
هدایت شده از ـ حامدِ عسکری .
اردیبهشت این روزها، بوی شرجی غلیظی دارد، شبیه همان روز‌ها که خاک، بوی باروت تازه و ماهی مُرده می‌داد، اما این بار، خرمشهرِ من، خرمشهرِ ۴۰ سال پیش نیست. این بار، سایه غرش پهپاد‌ها و غبار موشک‌هایی که از فرسنگ‌ها دورتر تنِ وطن را نشانه رفته‌اند، روی کارون افتاده است. جنگ تغییر شکل داده، اما اصلِ قصه همان است: «عشق و خاک»
|°به وقت کتاب°| ‌ علی مقیاس و میزانی است برای سنجش فطرت‌ها و سرشت‌ها. آنکه فطرتی سالم و سرشتی پاک دارد از وی نمی‌رنجد ولو اینکه شمشیرش بر او فرود آید. و آنکه فطرتی آلوده دارد به او علاقه مند نگردد ولو اینکه احسانش کند، چون علی جز تجسم حقیقت چیزی نیست. 📚جاذبه و دافعه‌ی علی | استاد مرتضی مطهری @ir_miyan
|°ندای کمک°| منم اگه ندای کمک رو سر نمی‌دادم، یا مرده بودم یا کافر شده بودم، که این هم فرقی با مرگ نداره. ولی درسته حالا هم که زنده موندم و از اون مخمصه‌ها رها شدم و دیگه آرزوی مرگ نمی‌کنم، اما هنوز زنده بودنم بوی شرمندگی می‌ده، نه بخاطر اینکه زنده‌ام، نه، به خاطر اینکه با عقلم راه اشتباه رو رفتم، البته که مسیرم درست بود، اما آدم‌هاش غلط‌انداز بودند، ولی چه کار کنم؟ عقل هم از ظاهر گول می‌خوره مگه نه؟ مگه حضرت آدم گول ظاهر شیطون رو نخورد؟ خورد. ولی از اشتباهش توبه کرد. من هم توبه کردم، هم توبه می‌کنم اما از اینکه با بلای دیگه‌ای کارم به توبه بکشه می‌ترسم. برای همین می‌گم ان‌شاءالله خدا تو دنیا و آخرت عاقبت بخیرمون کنه. || نرگس قربانی || @ir_miyan
|°عرفه°| مٰاذا وَجَدَ مَن فَقَدَك؟ و مٰا الذي فَقَدَ مَن وَجَدَك؟ آن کسی که تو را ندارد، چه دارد؟ و آن کسی که تو را يافته است، چه ندارد؟ @ir_miyan
|°پیام امام°| من که نخواسته بودم، شما چطوری یادتون بود؟ اصلا مگه به خواستن منه، تا شما هستین «من» بی معنیه. خواستید دلم رو هوایی کنید؟ خواستید بگید این سلام‌هایی که میدی بی‌جواب نمی‌مونه؟ خواستید دلم رو آتیش بزنید؟ خواستید شعله‌ی مجنون بودنم کم نشه؟ الحمدلله که خواستید، الحمدلله. پیام رسید نائب زیاره شما در حرم امام حسین (علیه السلام) هستم، حس کردم، نه نه، لمس کردم. دیدم. دلم شرحه‌شرحه شده از عرفه، از عاشورا، از گودال، از کاروان بی‌حسین، از دختر بی‌پدر، از یتیم از یتیم از یتیم، از ثارالله و ابن ثاره، از صحرای سوزان کربلا، از جسم‌ِ تو آفتاب مونده، از سرهای به نیزه شده، از لب‌های خشکیده، از خون‌های خشک نشده، از امام المنتقم، از ندای هر روزه‌ی لبیک امام، از بی‌کسی، از بی‌‌یاری، از فراق... فراق... فراق. خوب کاری کردید، آقا پیام‌تون دریافت شد. دعام کنید مع امام هدی باشم برای طلب ثارکم، یا هرچیزی که صلاحم باشه، اما صلاحم در رضایت شما باشه. آقا تو رو جدتون بعد از قیامت و دادرسی اینطوری نباشه که ازتون دور باشم، من طاقت ندارم،‌ دلم از دل گنجشک کوچیک‌تره، اگه دور باشم حسرت می‌خورم، حسرت ما رو امضا نکنید. || نرگس قربانی || @ir_miyan