|°جنون°|
در وصف عشق تو همین کافیست که به ما میگویند «مجنون».
|| نرگس قربانی ||
@ir_miyan
|°و او، حسین(ع) بود°|
میخواهم خادمتان باشم، نه، نه نوکر بهتر است. اصلا نوکر هم نمیخواهم باشم، تا نعلینتان هست هر لحظه با شما کشیده میشوم و میآیم، اما نعلین هم رها میشود، عوض میشود، دور انداخته میشود، پس میخواهم خاک زیر پایتان باشم، تا ثانیه به ثانیه توفیق درک حضورتان را داشته باشم. شاید هم نسیم شدم، نرم و آرام به دور سرتان طواف میکنم و حتی به اندازهی چشم بر هم زدنی از زلف و نرگس صورتتان غافل نمیشوم. اگر هم شد، اسپند میشوم، دود میشوم، و به چشمان بدخواهانتان میروم. ای کاش خون هم بشوم و به پایتان بریزم قبل از اینکه خون شما بریزد، ای کاش میتوانستم ابر شوم تا شمشیر بُران خورشید شرمش شود که به قربانی آب نرسیده اصابت کند. ای کاش هزار بار میمردم و زنده میشدم تا جانم را دوباره و دوباره فدایتان میکردم.
ای کاش...
|| نرگس قربانی ||
@ir_miyan
|°به وقت کتاب°|
دانستم ایران را سخت و بیحساب دوست داشتن، محکومیت من است.
📚 ابن مشغله | نادر ابراهیمی
@ir_miyan
|°ماه عشیره°|
این علاقهام به ماه را نمیدانم از کجا میآید، شاید خدا خاک مرا با حب قمر بنیهاشم آمیخته باشد.
|| نرگس قربانی ||
@ir_miyan
هدایت شده از ـ حامدِ عسکری .
اردیبهشت این روزها، بوی شرجی غلیظی دارد، شبیه همان روزها که خاک، بوی باروت تازه و ماهی مُرده میداد، اما این بار، خرمشهرِ من، خرمشهرِ ۴۰ سال پیش نیست. این بار، سایه غرش پهپادها و غبار موشکهایی که از فرسنگها دورتر تنِ وطن را نشانه رفتهاند، روی کارون افتاده است. جنگ تغییر شکل داده، اما اصلِ قصه همان است: «عشق و خاک»
|°به وقت کتاب°|
علی مقیاس و میزانی است برای سنجش فطرتها و سرشتها. آنکه فطرتی سالم و سرشتی پاک دارد از وی نمیرنجد ولو اینکه شمشیرش بر او فرود آید. و آنکه فطرتی آلوده دارد به او علاقه مند نگردد ولو اینکه احسانش کند، چون علی جز تجسم حقیقت چیزی نیست.
📚جاذبه و دافعهی علی | استاد مرتضی مطهری
@ir_miyan
|°ندای کمک°|
منم اگه ندای کمک رو سر نمیدادم، یا مرده بودم یا کافر شده بودم، که این هم فرقی با مرگ نداره.
ولی درسته حالا هم که زنده موندم و از اون مخمصهها رها شدم و دیگه آرزوی مرگ نمیکنم، اما هنوز زنده بودنم بوی شرمندگی میده، نه بخاطر اینکه زندهام، نه، به خاطر اینکه با عقلم راه اشتباه رو رفتم، البته که مسیرم درست بود، اما آدمهاش غلطانداز بودند، ولی چه کار کنم؟ عقل هم از ظاهر گول میخوره مگه نه؟
مگه حضرت آدم گول ظاهر شیطون رو نخورد؟ خورد. ولی از اشتباهش توبه کرد. من هم توبه کردم، هم توبه میکنم اما از اینکه با بلای دیگهای کارم به توبه بکشه میترسم. برای همین میگم انشاءالله خدا تو دنیا و آخرت عاقبت بخیرمون کنه.
|| نرگس قربانی ||
@ir_miyan
|°عرفه°|
مٰاذا وَجَدَ مَن فَقَدَك؟
و مٰا الذي فَقَدَ مَن وَجَدَك؟
آن کسی که تو را ندارد، چه دارد؟
و آن کسی که تو را يافته است، چه ندارد؟
@ir_miyan
|°پیام امام°|
من که نخواسته بودم، شما چطوری یادتون بود؟ اصلا مگه به خواستن منه، تا شما هستین «من» بی معنیه. خواستید دلم رو هوایی کنید؟ خواستید بگید این سلامهایی که میدی بیجواب نمیمونه؟ خواستید دلم رو آتیش بزنید؟ خواستید شعلهی مجنون بودنم کم نشه؟ الحمدلله که خواستید، الحمدلله.
پیام رسید نائب زیاره شما در حرم امام حسین (علیه السلام) هستم، حس کردم، نه نه، لمس کردم. دیدم. دلم شرحهشرحه شده از عرفه، از عاشورا، از گودال، از کاروان بیحسین، از دختر بیپدر، از یتیم از یتیم از یتیم، از ثارالله و ابن ثاره، از صحرای سوزان کربلا، از جسمِ تو آفتاب مونده، از سرهای به نیزه شده، از لبهای خشکیده، از خونهای خشک نشده، از امام المنتقم، از ندای هر روزهی لبیک امام، از بیکسی، از بییاری، از فراق... فراق... فراق.
خوب کاری کردید، آقا پیامتون دریافت شد. دعام کنید مع امام هدی باشم برای طلب ثارکم، یا هرچیزی که صلاحم باشه، اما صلاحم در رضایت شما باشه.
آقا تو رو جدتون بعد از قیامت و دادرسی اینطوری نباشه که ازتون دور باشم، من طاقت ندارم، دلم از دل گنجشک کوچیکتره، اگه دور باشم حسرت میخورم، حسرت ما رو امضا نکنید.
|| نرگس قربانی ||
@ir_miyan
|°الموت°|
امان از جداییهایی به نام مرگ، که بیرحمانه بین ما و کسانی که دوستشان داریم فاصله میاندازد. مرگ که میآید تازه دلتنگی معنا پیدا میکند، تازه میفهمیم آخرین خداحافظی یعنی چه، تازه یادمان میآید که دوست داشتن کسی که رفته و ما را با خاطرات شیرین و تلخ رها کرده یعنی چه، برای این مرگها باید مرد.
مرگ دوست و رفیق نمیشناسد. پدر و مادر هم ندارد. دست به سوی هر کسی که دراز میکند، بیجواب نمیماند.
واقعا چه زهر است مرگهایی که با یک حرف، با یک رفتار، و با آخرین اعتماد بین ما و کسانی که آنها را جزئی از حیات خود میدانستیم، فاصله میاندازد؛ پس آنها را در دستهبندی مرگهای شوم قرار میدهیم، البته که صدقهاش هم به جا میآوریم، ولی این افراد که خود را مشتاق این نوع مرگها کردهاند تا ابد برای ما آفتاند، هرچند اگر حقالناسی به گردنمان داشته باشند، میگذریم تا مانند خودشان نشویم، تا آن حق در مرداب گناه به کشتنمان ندهد.
هر طور که حساب کنم مرگ، مرگ است، گاهی فاصله را کم میکند و نزدیکی معنا مییابد و گاه تا سیارات ناشناخته دوری میاندازد، تا چیزی به نام فاصله باقی نماند. تو کدام را انتخاب میکنی؟ قرب را یا بُعد را؟
|| نرگس قربانی ||
@ir_miyan