|°شهید قائد°|
_اشک بر حسین(ع) او را خانوادگی راهی کرب و بلا کرد_
@ir_miyan | میانک
|°از حسین و اولادش°|
_زمین ناله سر داد از داغ سرد نشدنی_
@ir_miyan | میانک
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
|°شهیده زهرا گلپایگانی°|
دردانهای ایران به جای رقیه، پدرش را سخت در آغوش بگیر...
@ir_miyan | میانک
|°شیرخواره°|
آن بچه شیعهی عراقی میگفت: «از بس با شرم و حیا است خجالت میکشید پیش جدش حسین بدون شیرخواره برود.»
@ir_miyan
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
|°جنت الحسین°|
زیارتت قبول آقا💔
@ir_miyan
هدایت شده از بینهایت
ولی ما امشب
نماز شبِ اولِ تنهایی خود را میخوانیم...
|°قائد شهید°|
ما او را به خاک سپردیم و یادمان باشد او خاک ایران را به ما سپرد
@ir_miyan
|°نقطه°|
مگر با نقطه همه چیز به پایان میرسد؟ عزیز ما، آقای ما، ما منتظریم برای پاراگرافی دیگر تا بیایید و داستان ایران و شیعه خانهٔ حضرت حجت را رقم بزنید. با آن حضرت بیایید که ما کتاب شویم و شما بر ما تقریظ بنویسید، بیایید با آن تکه کاغذ کوچک در دستانتان و ترسمان را از نبودنتان فراری دهید، بیایید بگویید شما مرا میبینید و دوست دارید، من شما را نمیبینم دوستتان دارم. بیاید دیگر بیایید که دلمان طاقت دوریتان را ندارد...
||نرگس قربانی||
@ir_miyan
|°آقای رهبرم°|
بعد از تو... بعد از تو مگر معنایی دارد؟ تو خودت را به یادگاری گذاشتهای که علیالاصول تمام اصول من شد.
||نرگس قربانی||
@ir_miyan
|°جناب سعدی°|
یا رب ز باد فتنه نگهدار خاک پارس
چندانکه خاک را بود و باد را بقا
@ir_miyan
|°گوهرشاد خونین°|
دولت دولت فروغی بود و سیاست سیاست غربگرایانه. رضاشاه گفته بود از این به بعد مردها باید متحدالشکل شوند، کلاه پهلوی را کنار بگذارند و کلاه شاپو به سر بگذارند، اگر هم چنین نکنند باید قید شغل خود را بزنند، اما مگر شغل تنها مسئله بود؟ بیکلاهی برابر با بازداشت و زندان و شکنجه بود. کنار آمدن با سیاست رضاشاه سبب هجمه به حجاب زنان میشد، هجمهای که در جشن شیراز نمایان شد. مردم نگران شدند، علما نگرانتر. در شیراز آیتالله فالاسیری دست به اعتراض برداشت و چنین مراسمی را رواج بیدینی خواند و دیری نگذشت که دستگیر شد. خبر به مشهد رسید، روحانیون برای تغییر لباس و کشف حجاب به پا خواستند و کوتاه نیامدند، چون کوتاه آمدن در مقابل فرهنگ تازه جوانهزدهی غربی یعنی کلاه بر سر پیر و جوان گذاشتن، یعنی مرگ هرچه تمدن ایرانی اسلامیست.
یکی از روزهای تیرماه ۱۳۱۴ جلسهای در منزل آیتالله اردبیلی در مشهد برگزار شد و نتیجه این شد که آیتالله قمی را برای دیدار با رضاخان به تهران بفرستند، تا شاید از فرهنگ واحدالشکل شدن دست بردارد، اما همینکه آیتالله قمی به تهران میرسد او را بازداشت میکنند، و او را ممنوعالملاقات میکنند. روحانیون مشهد از این واقعه که باخبر میشوند شروع به آگاه ساختن مردم میکنند، سخنرانیهای شیوخ مشهدی به دل مردم اثر میکند، مردم در مسجد گوهرشاد تحصن میکنند، ولی دستوری رسید، دستوری که سبب بارش تیر از آسمان شد، سیل راه افتاد، چشم جز سرخی چیزی نمیدید، آدم روی آدم میافتاد، عدهای مرده بودند و عدهای دیگر در حال مردن، برخی فرار کرده بودند به آغوش امن درختان اما میوهی درختان شده بودند، حتی از پرتقالهای توسرخ، سرختر شده بودند. برخی نظامیان به جیب کشته شدگان دستبرد میزدند، به آستان کرامت توهین میکردند و ستمکاری خود را آشکار میکردند.
زمان جلوگیری از سیل فرا رسید. هرچه آدم جمع میکردند، آدم دیگری پیدا میشد. چاره جستند. گودال عمیقی حفر کردند و همه را با همه به دل خاک سپردند. اما جنایت آنها تمام نشد زندگان را با مردگان زنده به گور کردند و روسیاهی در تاریخ را برای خود خریدند و نام ننگین پهلوی را دوباره بر سر زبانان انداختند.
||نرگس قربانی||
@ir_miyan