eitaa logo
میان|نرگس قربانی
168 دنبال‌کننده
77 عکس
13 ویدیو
1 فایل
«بسم رب الفاطمة» به نام او، برای او... زیست‌شناسی که نزیست تا آنکه فهمید باید بنویسد تا خود را بشناسد 🔬🧫 میانک: میان نوشت کوچک✍🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
|°تلنگر°| عیب بزرگ کار ما مسلمان‌ها، ما امت اسلامی اینجا است که دم از قرآن می‌زنیم، اما به قرآن عمل نمی‌کنیم. ✍🏻: سید علی خامنه‌ای @ir_miyan
|°تابوت بی‌نام°| رفته بودیم برای تشییع یهو دیدم دلم براش تنگ شد، زنگش زدم و تابوت‌ها را دیدم و به شوخی گفتم پس اسم تو چرا روی هیچ کدومش نیست؟ و بعد... تابوتِ با اسم خودش هم دیدم. 👤: روای دوست شهید ملک‌احمدی @ir_miyan
|°داستان سیستان°| گفت: «خداوند شما را برای همیشه حفظ کند.» آقا می‌خندد: «برای همیشه که نمی‌شود.» ✍🏻: رضا امیرخانی @ir_miyan
|°بوی درد°| امروز بوی درد می‌آمد، دردی که همچون صندوقچهٔ ته انباری خاک می‌خورد و سال‌ها از کهنه شدنش می‌گذشت. ✍🏻: میان @ir_miyan
هدایت شده از 🍃 روح و ریحون 🍃
او لقبی دارد به نام خُنـَّس که در سورهٔ تکویر آمده؛ "فَلا أُقسم بالخُنَّس" و خُنـَّس یعنی: ستاره‌ای که می‌رود اما باز می‌گردد... امام مهدی؛ صاحب‌الزمان(عج) @nor_ir
|°رب°| ما همه شیران ولی شیر علم حمله مان از باد باشد دم به دم حمله‌مان پیدا و ناپیداست باد جان فدای آن که ناپیداست باد 👤: جناب مولوی @ir_miyan
|°مرگ تاریک°| فکر می‌کنم بخشی از من اون شب مُرد... @ir_miyan
|°غزل شب°| به مردم چون پناه آوردم از تنهایی‌ام دیدم که از «تنها شدن» جانکاه‌تر «احساس تنهایی» است ✍🏻: فاضل نظری @ir_miyan
|°معجرهٔ او°| می‌گفت: «خدا اگر برات بخواد کسی جلودارش نیست، امیدوارم خدا برات بخواد.» @ir_miyan
|°تمنا°| می‌گفت: «ما به او محتاج بودیم، او به ما مشتاق بود...» @ir_miyan
|°ره‌نامه: پیامبر°| بدون مبارزه‌ی حق، باطل مجبور به عقب‌نشینی نمی‌شود. 👤: سید علی خامنه‌ای @ir_miyan
|°صراط المستقیم°| هفته‌ها می‌گذرد، هفته‌ها و ماه‌ها و سال‌ها می‌گذرد، امام سی‌ساله نشده که سم به پای درخت هدایت می‌ریزند و می‌خواهند او را از ریشه بخشکانند، اما او ریشه‌هایش محکم به خاک چنگ زده‌ و گمان‌ آن تبار خشک‌شدگان پوچ است‌، درخت نمی‌خشکد، جوانه‌‌ی خود را به ارث می‌گذارد تا ریسمان هدایت لحظه‌ای پاره نشود و آدمیان به چاه گمراهی نیافتند. موقع تشییع امام حسن عسکری رسید؛ ستون آسمان توان ایستادن نداشت، می‌خواست فروریزد که حاله‌ای نورانی از میان جمعیتِ تشییع کننده وارد شد، پسربچه‌ای پنج ساله، امامِ بعد از حضرت عسکری، همان ستونِ آسمان و زمین. جماعت بهت زده نگاه می‌کردند. امام آمده بود تا نماز بر پدر بخواند. زمان سکوت کرده بود، مردمان بیشتر... . هفته‌ها می‌گذرد، هفته‌ها و ماه‌ها و سال‌ها می‌گذرد، امام رفته و امام مانده است، نورش خاموش نشده، فروزان‌تر از قبل می‌تابد، اما به چه کسی ساطع می‌شود؟ به آنکه در سایه هم ایستاده می‌رسد؟ اگر نرسد مگر مشخص است در تاریکی قرار دارد؟ چه باید کرد؟ در تاریکی ماند؟ یا به سوی روشنایی حرکت کرد؟ راه کدام است؟ مسیر چیست؟ مسیر هرچه غیر صراط المستقیم هست، نیست. و ما نیست نیستیم چون هستی‌مان گره خورده به وجود ائمه طاهرین است، همان‌گونه که حدیث لولاک گواه این وصال است «یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علی لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما» ای احمد! اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی‌کردم و اگر علی نبود تو را خلق نمی‌کردم و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را خلق نمی‌کردم، و این چه سخن عاشقانه‌ای بین خالق و مخلوق است، مخلوقی که به سرچشمه نور متصل است. پس این است نهایت دلدادگی، سر سپردن به گذر کردن چشمهٔ انوار... . ||نرگس قربانی|| @ir_miyan