eitaa logo
میان|نرگس قربانی
168 دنبال‌کننده
77 عکس
13 ویدیو
1 فایل
«بسم رب الفاطمة» به نام او، برای او... زیست‌شناسی که نزیست تا آنکه فهمید باید بنویسد تا خود را بشناسد 🔬🧫 میانک: میان نوشت کوچک✍🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
|°فکر کردم آدم شده‌ام°| می‌بینم امشب کمی به خود آمده‌ام. فکر کردم آدم شده‌ام. اما فهمیدم امشب، شب نجات است؛ شب جمعه. کشتی نجات حسین بن علی لنگر انداخته. روسیاه‌ها را صدا می‌زند! حالا می‌فهمم من که باشم که خودم را به خود بیاورم. او نگاهی انداخته و من لحظه‌ای دل داده‌ام... @ir_miyan
|°أین صاحبُنا°| سلام بر چشم به ما دوخته‌ات... @ir_miyan
|°تفکر°| همه مشغول خدا هستند؛ عده‌ای به اطاعت، عده‌ای به انکار. 📚: پیامبر بی‌معجزه @ir_miyan
|°درد جان°| از پیامبر اسلام (ص) نقل شده است: «إِذَا كَثُرَتْ ذُنُوبُ الْمُؤْمِنِ... ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِالْحَزَنِ لِيُكَفِّرَهَا عَنْهُ» هنگامی که گناهان مؤمن زیاد شود، خداوند او را به حزن و اندوه مبتلا می‌کند تا گناهانش را جبران کند. 📚:بحارالأنوار | جلد ۷۲ @ir_miyan
|°کرب‌وبلا°| هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم هر گَه که یادِ رویِ تو کردم جوان شدم @ir_miyan
|°شب نامه°| شمر درونم به گلویم چنگ انداخته، راه گریز به حسین، آن نواده‌ی رسول خدا کجاست؟ @ir_miyan
|°تلنگر°| وای از دست خودم... @ir_miyan
|°به وقت کتاب°| از میان این مرگ که همه اطرافم را گرفته بود من زندگی را می‌ربودم. 📚: کابوس‌های بیروت @ir_miyan
|°از ما°| دیروز، همان روز خدا. استاد آه در گلو داشت و ای‌کاش را جست‌و‌جو می‌کرد. از نبود می‌گفت. نبودِ کتابی در دست. نبودِ هم‌تفکرانِ خودش و خودم در کتابخانه‌ها. نبودِ آن‌هایی که می‌بایست باشند. هراس داشت. ترسی که باعث می‌شد فکر کند این کتاب به دستانِ به ظاهر روشن‌فکری هم که وجود دارند، قصد دیار غربت کنند. آمدم بگویم‌: «استاد، آن‌هایی که باید باشند، هستند و دیده نمی‌شوند، مثل آن دوستان و هم دانشگاهی‌های من که الان نیستند. تا پای جانشان بر سر عهدشان ماندند؛ عهدِ ماندن.» سکوت کردم. نرجس به خاطرم آمد. چیزی نگفتم. دوباره دست به دامن کیبورد گوشی شدم و دوباره انگشتانم از نوشتن سوخت. نرجس به خاطرم آمد. آهِ حسرت چون دود خانه‌مان سوز به جانم افتاد. سکوت، ملکه‌ی ذهنم شد... شب شد. مجلس روضه به پا شد، از نرجس می‌گفتند. می‌گفتند: «او مانده بود تا کاری برای مملکتش کند، شهیدش کردند.» و حالا من جوابی داشتم برای گفتن: به دنبال امثال من نگردید، از ما زیاد پیدا می‌شود. آن‌هایی که باید باشند قبل از دیده شدنِ ما شهید می‌شوند. ✍🏻: نرگس قربانی @ir_miyan
|°نیایش°| خدایا، نه سفیدِ مطلقم که مستحقِ بهشتت باشم، نه سیاهِ مطلقم که سزاوارِ جهنمت. من خاکستریِ محضم؛ آمیخته‌ای از اشتیاقِ بندگی و ضعفِ نفس. وقتی مهربانی می‌کنی، چشمانم از خجالت خیس می‌شود و وقتی روزگار بر من سخت می‌گیرد، دلم بهانه‌ات را می‌گیرد. تو خودت مرا این‌گونه سرشته‌ای... سست‌بنیاد، اما عاشقت! پس با همان چشمی به من نگاه کن که مادر، کودکِ بازیگوشش را نگاه می‌کند؛ با ترکیبی از لبخند، مدارا و عشقی بی‌پایان. @ir_miyan
|°خداحافظی°| با چراغی همه‌جا گشتم و گشتم در شهر هیچ‌کس! هیچ‌کس اینجا به تو مانند نشد 👤: فاضل نظری @ir_miyan