فصل دوم کتاب:
موانع (ایرادات مانع) استماع دعوا:
طبق اصل استماع دعوا، اصل بر این است که دادگاه در صورت عدم امکان سازش باید با رعایت شرایط قانونی، دعوا را استماع و به شناسایی حق انکار شده یا تضییع شده اقدام کند، مگر اینکه با یک یا چند مورد از ایرادات مانع استماع دعوا مواجه شود و نتواند دادرسی را به جریان بیندازد.
ایراد، در لغت از جمله به مفهوم «خردهگفتن، بهانهگرفتن و اعتراضکردن» آمده است. در قانون ایران تعریفی از ایراد ارائه نشده اما باید گفت که اصطلاح حقوقی ایراد از مفهوم لغوی آن دور نمیباشد و عبارت است از: «وسیلهای که خوانده معمولاً در جهت ایجاد مانع موقت یا دائمی، بر جریان رسیدگی به دعوای مطروحه و یا بر شکلگیری مبارزه در اصل و ماهیت حق مورد ادعا، به منظور بازداشتن موقت یا دائم خواهان از پیروزی به کار میگیرد. به عبارت دیگر طرح ایراد به منزله رد، موقتی یا دائمی، مبارزه نسبت به اصل و ماهیت حق مورد ادعای رقیب است.»
در ق.آ.د.م ﻋﻨﻮان ﻣﺒﺤﺚ ﺳﻮم از ﻓﺼﻞ ﺳﻮم، «اﯾﺮادات و ﻣﻮاﻧﻊ رﺳﯿﺪﮔﯽ» قرار داده شده که بیشتر مربوط به شرایط مدعی و دعوا است ولی ﺷﺮاﯾﻂ ﻗﺎﺑﻞ اﺳﺘﻤﺎع ﺑﻮدن دﻋﻮا و یا موانع استماع آن یا به عبارتی ایرادات مانع استماع دعوا بیان نشده است. همچنین در بند (ب) ماده 332 ق.آ.د.م از قرار «عدم استماع دعوا» به عنوان یکی از قرارهای قابل تجدیدنظر نام برده شده، ولی موارد صدور این قرار در قانون مشخص نشده است.
@iradaat
◍⃟🌼﷽◍⃟🌼
علت کثرت قرار عدم استماع در آراء دادگاهها:
با وجود مصرحات قانونی و مبانی محکم اصل استماع دعوا، در رویه قضایی قرار عدم استماع دعوا بهوفور مشاهده میشود که بخش کوچکی از آن ناشی از «موانع مصرح قانونی» و بخش عمده آن ناشی از اسباب و عواملی است که از آنها به عنوان «موانع رویهای استماع دعوا» یاد خواهد شد. بررسی این موانع در رویه قضایی، قسمت عمده مطالب این کتاب را شامل میشود.
با مشاهده فراوانی قرار عدم استماع دعوا در میان تصمیمات نهایی دادگاهها، این پرسش ایجاد میشود که علت کثرت قرار عدم استماع دعوا به جهت وجود «موانع رویهای استماع دعوا» چیست؟ در پاسخ به این پرسش، دادگاهها به دو دسته تقسیم میشوند:
دسته اول به این پرسش اینگونه پاسخ میدهند که علت، «عدم طرح دعوا برابر قانون» است؛ چراکه ماده 2 ق.آ.د.م مقرر میدارد: «هیچ دادگاهی نمیتواند به دعوایی رسیدگی کند مگر اینکه شخص یا اشخاص ذینفع یا وکیل یا قائممقام یا نماینده قانونی آنان رسیدگی به دعوا را برابر قانون درخواست نموده باشند.» این دسته، از قید «درخواست رسیدگی به دعوا برابر قانون» مندرج در ماده 2 ق.آ.د.م چنین استنباط میکنند که هرگاه یکی از تکالیف قانونی رعایت نشود دادگاه باید از رسیدگی ماهوی خودداری و قرار عدم استماع دعوا صادر کند؛ چراکه طبق اصل قانونی بودن دعوا، هرگونه ایراد و اشکال در نحوه طرح دعوا و درخواست، قابلیت استماع را از آن سلب میکند و موجب قرار عدم استماع دعوا میشود. این دسته از دادگاهها، وضعیت فعلی را ناشی از عدم کفایت دانش و تجربه دادخواهان و وکلای ایشان میدانند.
ولی دسته دوم، علت عمده کثرت قرار عدم استماع دعوا را عدم توجه دادگاهها به اصل استماع دعوا و استثنائات آن، سختگیری در دادرسی و عدم استفاده دادگاهها و وکلای دادخواهان از ابزارهای موجود برای استماع حداکثری دعوا میدانند. به نظر این دسته، ماده 2 قانون مذکور بهتنهایی کفایت لازم برای عدم استماع دعوا ندارد.
به نظر نگارنده، برای قضاوت در این مورد و در پیش گرفتن روش بهتر، باید به چند پرسش پاسخ داده شود.
نخستین و مهمترین پرسش این است که تکلیف دعوایی که مطابق قانون مطرح نمیشود و به عبارت دیگر خواهان در طرح آن، یکی از تکالیف قانونی را رعایت نمیکند چیست؟ آیا ضابطهای در این خصوص وجود دارد یا خیر؟
دوم اینکه آیا عدم رعایت هر یک از مقررات قانونی در شکل طرح دعوا، بهکلی موجب کشیدن خط بطلان بر دعوای مطروح و عدم استماع آن است یا اینکه راهکار و ضمانت اجراهای دیگری هم متصور است؟ یا اینکه ممکن است لزوماً ضمانت اجرای خاصی وجود نداشته باشد؟
سوم اینکه عدم رعایت کدامیک از مقررات قانونی، موجب عدم استماع دعوا میشود و کدامیک نمیشود؟
چهارم: آیا با فرض وجود ایراد و مانع استماع در دعوای طرحشده، راهکار قانونی برای استماعپذیر کردن دعوا وجود دارد یا خیر.
@iradaat
◍⃟🌼﷽◍⃟🌼
از نظر نگارنده، همۀ دعاوی در صورت داشتن شرایط دعوا، اصولاً از قابلیت استماع برخوردارند و آن چیزی که برای خودداری از استماع دعوا باید به اثبات برسد موانع استماع دعوا است. حتی در فرض احراز وجود مانع، این ایراد نباید قابل ترمیم باشد تا بتواند مانع استماع شود و چنانچه مانع و ایراد، قابل ترمیم باشد باید فرصت و امکان ترمیم آن داده شود تا دعوا قابلیت استماع پیدا کند.
همچنین در صورت وجود برخی ایرادات، ابزارهایی برای عبور از این ایرادات و استناعپذیر کردن دعوا وجود دارد که در این دوره به آنها پرداخته میشود.
@iradaat
63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیین رونمایی از کتاب ایرادات مانع استماع دعوا
درصورت تمایل اعضای محترم عکس صفحات کتاب تا پایان صفحات این قسمت (استماعناپذیری دعوایی که در مورد ارکان متعدد و مقدمات آن سابقاً رأی مخالف صادر شده است) ارسال میشود. ولی بحث طولانی است و خواندن آن، نیاز به حوصله دارد.
@iradaat
◍⃟🌼﷽ ◍⃟🌼
سوال هشتم ممیز یک:
اگر دادگاه درباره قراردادی، حکم به الزام به ایفای تعهد صادر و آن حکم قطعیت پیدا کند. متعاقبا خوانده پس از قطعیت حکم، دعوایی تحت عنوان نامشروع بودن موضوع تعهد <تعهدی که در حکم قطعی محکوم به ایفای آن شده است.> مطرح کند.
آیا دعوای لاحق یعنی نامشروع بودن موضوع تعهد، دارای اعتبار امر مختوم هست؟
ممنون
پاسخ سوال ۸:
سلام بله به علت زیر 👇👇
جریان اعتبار امر مختوم در لوازم و ارکان رأی:
آن قسمت که در نتیجه رای اثر مستقیم داره، اعتبار امر مختوم داره و برای دیگر دادگاهها لازمالاتباع است.
لذا آنچه که طبق رای قبلی، محرز شده است تا زمانی که این رای قطعی نقض نشود، برای دیگر دادگاهها حجت است و نمیتوان خلاف آن رای داد.
در صفحات زیر از کتاب ایرادات، پاسخ مستدل آمده است.
@iradaat
👇👇
ع.م:
راجع به موضوع مشابه رای صادر کردم، دادگاه تجدیدنظر به اعتبار و تلقی دعوی تقابل، اعتبار امر مختوم را رد کرد و عقیده به رسیدگی ماهوی است.
نگارنده:
نظر ضعیفی دادهاند و باعث مشکلات بعدی ناشی از تعارض آراء خواهد شد.
https://law.dadsima.com/product/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B9%D8%A7%D9%88/
کارگاه یک روزه حضوری اصل استماع دعوا و راهکارهای گذر از ایرادات مانع استماع دعوا. مشهد مقدس
با امکان حضور آنلاین
◍⃟🌼﷽ ◍⃟🌼
سلام
خواهان دعوای اثبات مالکیت علیه خواندگان متعدد از جمله شخص ب مطرح نموده است. حال مشخص شده که شخص ب، قبل از طرح دعوا فوت شده اما فوت وی در اداره ثبت احوال درج نشده است. ولی فرزندان وی که طرف دعوا هستند با ارایه تصویر سنگ قبر مرحوم مدعی فوت هستند حال تکلیف دادگاه چیست؟ آیا باید عدم استماع صادر کند؟
(ضمنا چون دعوا مربوط به اموال موروثی است تمام ورثه آن مرحوم هم به عنوان خوانده طرف دعوا قرار گرفتهاند)
پاسخ:
با وصفی که فرمودید، نقصی در دعوا مشاهده نمیشود که مانع استماع دعوا باشد. حتی اگر وراث وی طرف دعوا قرارنگرفته بودند، دعوا قابل ترمیم بود و میشد که وراث وی به دعوا جلب شوند و یا خودشان وارد ثالث شوند و دعوا ترمیم و قابل استماع شود.
هدف خود را پیدا کنید، مسیر را پیدا خواهید کرد.
@iradaat
سلام و سپاس
۱.نقص دادخواست اصلی با دادخواست طاری (جلب ثالث) رفع نمی شود.
۲.اگر در زمان طرح دادخواست اصلی یکی از خواندگان درج شده قبل از طرح دادخواست فوت شده باشد و این امر احراز بشه به هر طریقی، دادخواست قابلیت استماع ندارد
⚖ ایرادات مانع استماع دعوا در حقوق دادرسی مدنی
عکس از خادمی - وکیل دادگستری
ضمن احترام به این نظر باید عرض شود که در کتاب ایرادات به ریشه این تفاوت دیدگاهها پرداخته شده است.
به قول سهراب،
چشمها را باید شست
جور دیگر باید دید
ما در ابتدا باید دیدگاه خود را اصلاح کنیم و با هدف استماعپذیری دعاوی، قوانین را تفسیر کنیم.
ایرادگیری به نحوه طرح دعوا هنر نیست.
هنر احقاق حق کسی است که حق او تضییع شده است یا دارد تضییع میشود. چه خواهان باشد چه خوانده
هنر فصل خصومت است.
هیات عالی نشستها هم غیر از ما نیستند. عدهای وکیل و قاضی باسابقه هستند و دیدگاهشان، ماورایی نیست
همانطور که ملاحظه میفرمائید هیات عالی برای نظر خود استدلالی ندارد و به مواد قانونی یا اصل حقوقی استناد نکرده است. صرفا سلیقه خود را بیان کرده است.
ولی ما به اصل استماع دعوا و فلسفه تشکیل دادگاه استناد میکنیم و از قوانین موجود برای استماعپذیر کردن دعوای دچار ایراد استفاده میکنیم.
⚖ ایرادات مانع استماع دعوا در حقوق دادرسی مدنی
عکس از خادمی - وکیل دادگستری
اگر اعضای محترم، مستند قانونی یا فقهی یا اصل حقوقی معتبری برای نظر هیات عالی پیدا کردند، لطفا برای بنده ارسال کنند.