eitaa logo
⚖ ایرادات مانع استماع دعوا در حقوق دادرسی مدنی
2.7هزار دنبال‌کننده
290 عکس
18 ویدیو
80 فایل
ایرادات (موانع) استماع دعوا حقوق آیین دادرسی مدنی ارتباط با مؤلف کتاب @Modireiradat لینک کانال @iradaat
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از صوت و جزوه 👉
نکات مهم قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیر منقول .pdf
حجم: 1.1M
‌ پاورپوینت نکات مهم قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول
سوال ۳۰ و برخی پاسخهای دوستان: سوال💐: سلام علیکم دعوای خلع ید مشاع و قلع و قمع مستحدثات مطرح است در اثنای دادرسی خوانده حصه خود را به غیر رسما منتقل کرده و ملک از تصرف وی خارج شده است. به نظر شما تکلیف محکمه در اینجا چیست؟ صدور قرار عدم استماع؟ پاسخ جناب خ: دعوا قائم به ملک هست و نه شخص. بنابراين دعوی راجع به ملک باید ادامه پیدا کند شخصی که ( خریدار) مدعی حقی باشد می‌تواند بعنوان ورود ثالث وارد پرونده گردد. 💐: در این صورت ما کسی را محکوم می‌کنیم که متصرف نیست؟ این خللی وارد نمی کند؟ پاسخ جناب ر ن: شرط تصرف غیرمجاز برای شروع رسیدگی به دادخواست لازمه. در اثنای رسیدگی لامشکل. و خریدار قائم مقام خوانده است. النهایه برای جبران خسارت به خوانده مراجعه می‌شود و در واقع خوانده محکوم نهایی می‌شود. نظر دیگر در دادنامه به صراحت به آدرس دقیق ملک اشاره کنید و محکوم علیه رو خوانده یا قائم‌مقام قانون یا قهری خوانده معرفی کنید. @iradaat
اعضای محترم نطر خود را بفرمایید تا جمعبندی شود.
⚖ ایرادات مانع استماع دعوا در حقوق دادرسی مدنی
سوال ۳۰ و برخی پاسخهای دوستان: سوال💐: سلام علیکم دعوای خلع ید مشاع و قلع و قمع مستحدثات مطرح است در
نظر یکی دیگر از اعضای کانال: در خصوص سوال، قانون آ.د.م تعیین تکلیف نکرده است، اما شاید بتوان با استناد به برخی مواد قانونی و ملاک آنها، راه‌حل هایی ارائه داد: ماده ۱۰۵ آ.د.م بیان میدارد: «هر گاه یکی از اصحاب دعوا فوت نماید یا محجور شود یا سِمَت یکی از آنان که به موجب آن سمت، داخل دادرسی شده زایل گردد دادگاه رسیدگی را به طور موقت متوقف و مراتب را به طرف دیگر اعلام می دارد. پس از تعیین جانشین و درخواست ذی نفع، جریان دادرسی ادامه می یابد...» به نظر میرسد، بتوان تغییر مالک مشاعی را هم عرض زوال سمت مورد بررسی قرار داد، بدین شرح که زمانیکه سمت یکی از اصحاب دعوی زائل میشود (مثلا دعوی به طرفیت محجور اقامه شده و سپس قیم وی عزل میگردد) بایستی تا تعیین جانشین برای وی، دادرسی متوقف شود، در فرض سوال نیز میتوان گفت: باتوجه به اینکه خوانده با انتقال مال، دیگر سمتی در دعوی ندارد، چراکه با زوال مالکیت وی بر مال مشاعی، دیگر نمی‌توان به طرفیت وی، دعوی را ادامه داد؛ بنابراین بایستی قرار توقف رسیدگی صادر و با استعلام از ثبت املاک، مالک جدید را به عنوان «جانشین» مالک سابق، وارد دعوی کرد. در این حالت، به نظر می‌رسد درصورتیکه منتقل الیه، نسبت به وجود دعوی جاهل بوده باشد، میتواند به استناد خیار عیب، قرارداد خود را فسخ کند (باتوجه به اینکه دعوی نسبت به ملک در جریان بوده و احتمال اینکه رای به قلع و قمع مستحدثات صادر گردد، وجود داشته است، مبیع دارای عیب بوده است و می‌توان به استناد خیار عیب، قرارداد را فسخ کرد.) موضوع جایی پیچیده میشود که مال، زمانیکه پرونده در مرحله تجدیدنظر است، به ثالث منتقل گردد. به نظر می‌رسد در این موارد نیز باید گفت: ماده ۱۰۵ که در خصوص تغییر سمت سخن به میان آورده، آنرا منحصر به مرحله بدوی ندانسته و به نظر می‌رسد اطلاق ماده ۱۰۵ نیز میتواند این استدلال را تقویت کند. البته همانطور که سابقا نیز بیان شد، خوانده در صورت جهل به وجود دعوی، میتواند به استناد خیار عیب، معامله را فسخ کند (عیب، این است که احتمال عقلایی در خصوص صدور حکم و تخریب مستحدثات، وجود دارد و عرف نیز، مبیعی را که در این وضعیت قرار دارد، معیوب میداند) در پاسخ به دوستی که فرمودن که «دعوی قائم به ملک است و نه شخص»، بایستی بین ۲حالت قائل به تفکیک شد: ۱. در مرحله رسیدگی: در این مرحله، باتوجه به ترافعی بودن رسیدگی و لزوم استماع دفاعیات خوانده، نمیتوان حقوق منتقل الیه را نادیده گرفت و دعوی را به طرفیت مالک سابق ادامه داد؛ مضافا اینکه مالک سابق دیگر در این دعوی، سمتی ندارد. ۲. مرحله اجرای حکم: در این مرحله، از آنجا که حکم قلع و قمع از جمله احکام «عینی» است، مامور اجرا بدون توجه به اینکه چه کسی متصرف ملک است، حکم را اجرا خواهد کرد و اگر متصرف ادعایی داشته باشد، میتواند مستند به ماده ۴۴ قانون اجرای احکام مدنی، ادعای حق بر ملک کند که وفق این ماده، دادورز به وی یک هفته مهلت خواهد داد تا اعتراض خود را به دادگاه اعلام دارد (به عبارتی در مرحله اجرا، صرفا «حکم» است که باید اجرا شود و دیگر دعوی پایان یافته است) اگر دوستان ایراداتی رو نسبت به این پاسخ وارد میدانند، لطفا بیان بفرمایند تا استفاده کنیم 🙏 @iradaat
هدایت شده از M. K
با سلام ارکان دعوای خلع ید مالکیت خواهان و لحوق تصرفات بدون مجوز خوانده می باشد بنابراین اینکه خوانده ملک مشاعی را به غیر انتقال دهد خللی به حکم صادره ایجاد نمیکند چون منتقل الیه قائم مقام خاص وی می باشد و آنچه که مدنظر دادگاه قرار گیرد صرفا بررسی ارکان دعوی در زمان تقدیم دادخواست و ادعایی خواهان می باشد ‌. علاوه بر این چون مال مشاع می باشد و اجرای حکم خلع ید در اموال مشاعی بدین نحو می باشد که از تمامی شرکا خلع ید صورت می گیرد باز از این حیث نیز صدور حکم علیه خوانده مانعی جهت اجرا ایجاد نمی کند .
هدایت شده از گل نرجس
سلام علیکم حاجی صبح عالی بخیر در جواب سوال 30 پاسخ دائر مدار این است که آیا ارکان طرح دعوا باید در زمان دادخواست موجود باشند یا تا پایان رسیدگی و صدور رای. یعنی اگر قائل باشیم که صرف مالکیت خواهان به‌عنوانِ یکی از ارکان دعوای خلع ید، در زمان طرح دعوا کافی هست، پس فروش مال در اثنای رسیدگی خللی در رسیدگی ایجاد نمی‌کند اما اگر قائل باشیم که ارکان دعوای خلع ید باید تا پایان رسیدگی موجود باشد در صورت انتقال مال از طرف خواهان دعوا رد خواهد شد به نظر حقیر مالکیت خواهان از ارکان دعواست و ارکان هم باید تا پایان رسیدگی موجود باشد.
پاسخ جناب آقای دکتر فیض‌الله قائدی، قاضی بازنشسته دادگستری و مولف کتاب انتقال دعوا، نشر دادگستر سلام علیکم وقت شما بخیر و نیکی به طور خلاصه، از زمان انتقال، ادامه دعوا به طرفیت ناقل صحیح نیست. در واقع پس از انتقال، ناقل ذی نفع نیست. دعوا باید به طرفیت منتقل الیه ادامه پیدا کند. قرار عدم استماع صحیح نیست چون دعوا به طور صحیح اقامه شده است. اگر قرار عدم استماع دعوا صادر گردد، از این حیله برای تضییع حق خواهان استفاده می‌شود. به محض این که خوانده متوجه بشود دعوا به ضرر اوست، در جریان رسیدگی ملک را به ثالث انتقال می دهد. پرونده بسته می شود. هر چند رسیدن خواهان به ملک خود مهم است، اما تا زمانی که فرد معارض رو بروی خواهان نباشد دعوا محقق نمی‌شود. چگونه دعوا قائم به ملک است؟ در حالی که می خواهیم ملک را از تصرف یک شخص خارج کنیم. انتقال ارادی بی شباهت به انتقال قهری نیست. وقتی دادگاه به طرق مطمئن از انتقال ملک مطلع شد دعوا به طرفیت منتقل‌الیه جریان می یابد و اگر منتقل‌الیه دفاع نکرد دادگاه به رسیدگی خود ادامه می دهد و از لحاظ غیابی و حضوری تابع مقررات عام است و باید ناقل و منتقل الیه یک شخص محسوب شوند. تا زمان انتقال دفاع ناقل اثر بخش است، از زمان انتقال دفاع منتقل‌الیه مد نظر قرار می‌گیرد. با عرض پوزش مطلب زیاد هست و در این مقال نمی گنجد. اگر در جزئیات پرسش داشتند در خدمتم. @iradaat
سلام خدمت مدیر ارجمند و اعضای محترم کانال برای توضیح بیشتر در خصوص انتقال دعوا، چند صفحه از کتاب انتقال دعوا ارسال می شود.
دعوا یک حق تبعی است با انتقال موضوع دعوا به ثالث، دعوا نیز به ثالث منتقل می شود.
⚖ ایرادات مانع استماع دعوا در حقوق دادرسی مدنی
سلام خدمت مدیر ارجمند و اعضای محترم کانال برای توضیح بیشتر در خصوص انتقال دعوا، چند صفحه از کتاب انت
سلام و عرض خیر مقدم خدمت همه اعضای محترم جدید خصوصاً جناب آقای دکتر فیض‌الله قائدی، نویسنده محترم کتاب انتقال دعوا دارم. امیداورم در مباحث از نظرات ارزشمند خود اعضای محترم را بهره‌مند فرمایید.