⚖ ایرادات مانع استماع دعوا در حقوق دادرسی مدنی
اندر احوالات یک شیخ فقیه آمده بسیار شاعر بوده است روز ها در محکمه، شب ها به شعر از قضا آن قدر ما
پست موقت تبلیغی جهت علاقهمندان به اشعار حقوقی
سوال ۳۳:
در دعوایی، حکم بر الزام شخص فروشنده (الف) به تنظیم سند رسمی شش دانگ ملک به نام ب صادر شده است.
در این میان، شخص ثالثی ادعا نموده که الف پنج سال پیش، یک دانگ از شش دانگ ملک را به ایشان واگذار کرده است.
حال سوال این است که آیا ضرورت دارد که در کنار خواسته اعتراض ثالث به حکم، دعاوی مقدمه چون ۱-احراز و اثبات مالکیت ثالث و ۲-تنفیذ و اثبات سند عادی و ۳-ابطال سند رسمی انتقال که در مرحله اجرا به نام ب (خریدار) تنظیم شده است و ۴-ابطال سند تکبرگ مطرح گردد یا خیر.
به عبارت دیگر، آیا دعوای اعتراض ثالث، بدون این دعاوی مقدمه، قابلیت استماع دارد یا خیر.
لطفا پاسخ خود را خصوصی بفرمایید تا جمعبندی شود.
@iradaat
هدایت شده از T.moradi
با سلام و احترام
در خصوص سوال نمیشود که دادخواست اثبات مالکیت داد چرا که دعوای اثبات مالکیت جایی که سند رسمی باشه پذیرفته نمیشه ودر صورت پذیرش هم مالکیت موازی پیش خواهد امد...پس ابتدا باید ابطال یک دانگ از سند رسمی رو مطرح بکنه و همینطور ابطال عملیات ثبتی...البته اگر بیع یک دانگ مقدم بوده باشد و تنفیذ صورت نگرفته باشد...
جمع بندی پاسخ سؤال ۳۳:
🙏 🙏 🙏
ضمن تشکر از جناب قاسم جلیل و جناب مرادی و سرکار خانم طاهریان قهفرخی
اولا در دعوای تنظیم سند یا تحویل مبیعِ دارای سند رسمی، ضرورتی به طرح دعوای اثبات وقوع بیع یا اثبات مالکیت وجود نداره.
و در فرض سؤال، ضرورتی وجود نداره که دعاوی ابطال سند عادی و ابطال سند رسمی انتقالی و ابطال سند مالکیت تکبرگ مطرح گردد.
چرا که دادگاه به عنوان مقدمه و رکن دعوای اصلی (تحویل و تنظیم سند) مکلف است که این مقدمات و شرایط و ارکان رو احراز کند و به آنها رسیدگی کنه.
برخی از این موارد جزء خواستههای ضمنی خواهان و لوازم ضروری رسیدگی به دعوای اصلی و برخی از آنها، از نتایج پذیرش دعوای اعتراض ثالث و الغای حکم قطعی هستند ک در موراد اخیر، وفق ماده ۳۹ قانون اجرای احکام مدنی، ابطال اسناد رسمی، به طور خودکار انجام میشود.
در مورد اسناد عادی هم که به خودی خود در برابر شخص ثالث، اعتباری ندارند و نیازی به ابطال آنها وجود ندارد.
جایی طرح دعوای مقدماتی جداگانه لازم است که رسیدگی به دعوا در صلاحیت ذاتی مرجع دیگری باشد.
ثانیا بر فرض که دادگاه معتقد به لزومی به طرح صریح این خواستهها در دادخواست باشه، ضرورتی نداره که در دعوای جداگانه و به صورت پیشین، این خواستهها مطرح و مورد رسیدگی واقع بشه.
ثالثا همانطور که جناب جلیل اشاره فرمودهاند، دعوای اعتراض ثالث به حکم، از طرق فوقالعاده شکایت از آراء است و رسیدگی به این دعوا، جنبه استثنایی دارد و دادگاه فقط در خصوص پذیرش اعتراض و الغای رای قطعیتیافته اظهار نظر مینماید و لاغیر.
اگر دادگاه رسیدگی کننده با بررسی به این نتیجه برسد که آن قرارداد عادی معتبر است، میتواند صرفاً رای صادره را الغا نماید و قرار نیست در مورد دیگری رای صادر نماید. در کنار اعتراض ثالث هیچ دعوایی پذیرفته نیست مگر اینکه معترض ثالث، به طور علیحده دعوای دیگری اقامه نماید.
در صورت طرح دعاوی اخیر، رسیدگی به آنها به طور جداگانه صورت میگیرد.
رابعا با وجود سند رسمی، دعوای اثبات مالکیت، قابل استماع نیست و با ممنوعیت مقرر در ماده ۲۲ قانون ثبت مواجه است.
خامسا هیچ دعوا و اشکالی نسبت به عملیات ثبتی وجود نداشته است که قرار باشد دعوای ابطال عملیات ثبتی هم مطرح گردد.
و لذا دادگاه نمیتونه بدون طرح این خواستهها، قرار عدم استماع دعوای اعتراض ثالث صادر کنه.
ولی از جهت فنون وکالت، طرح تمام دعاوی فوق در کنار دعوای اعتراض ثالث، ضرری نداره و باعث جلوگیری از ایرادات شکلی مد نطر برخی از دادگاهها میشه.
👇👇👇
در کتاب ایرادات مانع استماع دعوا، چهار استدلال برای اثبات نظریه امکان رسیدگی به ارکان و مقدمات متعدد یک دعوا در یک پرونده، آورده شده است که به طور خلاصه، شامل مفهوم مخالف ماده ۱۹، مفهوم موافق ماده ۱۴۲، مفهوم دعوای متضمن و قاعده <اذن در شیء، اذن در لوازم آن نیز هست> میباشد.
ضمنا در فرصت مناسب، اسلاید مربوط به کلیت این بحث تهیه و ارسال خواهدشد.
👇
@iradaat
مرتبط با پاسخ ۳۳
استماعپذیری دعاوی دارای مقدمه.
دلایل این نظریه در اسلایدهای بعدی خواهد آمد.
اگر نظری در این مورد داشتید اعلام فرمایید.
@iradaat
https://eitaa.com/iradaat
34.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نظر مخالف در مورد پاسخ ۳۳ را در این کلیپ مشاهده فرمایید.
همکار گرامی در این فیلم، دعوای اثبات رجوع از هبه را منوط به طرح دعوای اثبات هبه میدانند. در حالی که اثبات هبه، برفرض وجود اختلاف، جزء مقدماتی است که دادگاه باید به آن رسیدگی کند.
در حالی که همکاران محترم، خود دعوای اثبات رجوع هبه را یک مقدمه برای دعوای الزام به ثبت رجوع و الزام به تنظیم سند رسمی انتقال مجدد به واهب میدانند.
در حالی که دعوای الزام به تنظیم سند یا الزام به ثبت رجوع کافی است و تمام موارد دیگر، مقدمات هستند و نیازی به تقدیم دادخواست برای آنها نیست.
متاسفانه این رویه و مقدمهتراشی و ایرادگیریهای بیحد و حصر به دعاوی، در حال گسترش است.
اگر بنا به مقدمهتراشی باشد، برای هر دعوا، از نظر فلسفی، مقدمات بیشماری میتوان تصور کرد.
نقدهای بیشتری ارائه خواهد شد.
#ایرادات_مانع_استماع_دعوا
@iradaat
تمام توجیهات و استدلالهای ما و دیگران در دو جمله خلاصه میشود:
#قانون منع نکرده
#قانون تکلیف نکرده
حاج آقا قرائتی: اگر کسی بخواهد کاری بکند، راهش را پیدا میکند
و اگر نخواهد، بهانهاش را پیدا میکند.
#ایرادات_مانع_استماع_دعوا
#راهکارهای_گذر_از_ایرادات
@iradaat