eitaa logo
ایران همدل
22هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
2.5هزار ویدیو
17 فایل
پنجمین مرحله پویش«ایران همدل» باهدف کمک به هموطنان نیازمند وبا شعار"از همدیگه گره‌گشایی کنیم"،آغاز بکار کرد ایران همدل،بزرگترین حرکت اجتماعی ملی است که از سال۱۳۹۸،پس از بیانات رهبر انقلاب مبنی بر شکل‌گیری نهضت تعاون واحسان وکمک مؤمنانه،شروع به فعالیت کرد
مشاهده در ایتا
دانلود
🤲 عیار بالا 🤝 روایتی از تهران 👌سرویس گران قیمتی بود؛ از همان طلاهای پردرخشش و عیاربالا که چشم هر بیننده‌ای را خیره می‌کند. خانمی که آن را اهدا کرده بود، نگاهی آرام و عمیق داشت. انگار دلش جای دیگری بود؛ جایی بالاتر از دغدغه‌های دنیوی. درست همان موقع، یکی از مسئولین دفتر مقام معظم رهبری هم برای برگزاری جلسه‌ای آن‌جا حضور داشت. طلا را وزن کردم و رسید را تحویل او دادم: «خدا از شما قبول کنه ان‌شاءالله.» لبخندی زد و تشکر کرد. 🙌از در که بیرون رفت، همکارم چند انگشتر به من داد و گفت: «این انگشترهای متبرک از دفتر آقاست‌. هرکدوم از خواهرهایی که برای کمک میان، یکی یه دونه بهشون بده.» ناخودآگاه ذهنم سمت آن خانم کشیده شد. به یکی از همکارها گفتم صدایش کنند باز گردد. خوشبختانه هنوز خیلی دور نشده بود. نزدیک میزم آمد و با تعجب پرسید: «مشکلی پیش اومده؟!» لبخند زدم و انگشتر را مقابلش گرفتم: «این انگشترها، متبرک حضرت آقاست. یکیش هم قسمت شما شد؛ مبارکتون باشه.» 👌حالت چهره‌اش، گواه از انقلاب درونش می‌داد. چیزی نگذشته بود که شبنم‌های اشک، روی گونه‌هایش شروع به درخشیدن کرد. انگشتر را در دستانش لمس کرد، بوسید و به چشم‌های نمناکش سایید: «چه توفیقی! انگشتر متبرک حضرت آقا...آنقدر خوشحالم که دوست دارم همین‌جا سجده‌ی شکر به جا بیارم!» حیرت‌زده به سرویس عیار بالایش نگاه کردم؛ می‌درخشید، درست مثل دلی که آن را با عشق بخشیده بود. 🖼 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۲۲ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور...
🤲 هدیه‌ی تولد 🤝 روایتی از تهران 👌مشغول گفتگو با همکارم بودم که نوجوانی با قدم‌هایی مردد جلو آمد. پاکتی کوچک در دست داشت که با کاغذهای رنگی، بسیار بامزه تزئین شده بود. به ما نزدیک‌تر شد؛ لحظه‌ای مکث کرد و بعد پاکت را روی میز گذاشت. 🫶صدایش لرزان اما پر از شوق بود: «من طلا ندارم اما این هدیه‌ی تولدمه؛ سه میلیون پول توشه... می‌خوام اهداش کنم.» آن لحظه، برق خلوص در چشمانش می‌درخشید؛ نوری که ارزشش از هر طلایی فراتر بود. 🖼 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۲۲ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه 💻 irane-hamdel.khamenei.ir
🤲 سرای سوگ و سادگی 🤝 روایتی از تهران 👌دیوارها گِلی و خسته بودند، بوی نمِ کهنه‌ای در هوا می‌چرخید که بوی سوگ را هم با خود داشت. حس می‌کردی اگر دستت به آن‌ها بخورد، غبار سال‌ها اندوه، با هم فرو می‌ریزند. در زدم. صدای قدم‌های ریز و بی‌رمقی آمد: «کیه؟» صدای یک زن بود، مثل زمزمه‌ای از اعماق یک چاه گود. گفتم: «از بنیاد آمده‌ام. برای… برای دریافت آن امانت که پیام دادید.» لولاها چرخید و در نیمه‌باز شد. 🙌پشت در، زنی ایستاده بود که سایه‌اش از خودش بزرگ‌تر بود؛ با چشم‌هایی که در عمقشان، عزای تمام‌نشدنیِ نبودنِ مرد خانه جا خوش کرده بود. در آغوشش نوزادی بود که مثل ماه پنهان، در پارچه‌ای پیچیده شده بود. دستش را به سمتم دراز کرد. نه برای گرفتن، بلکه برای گذاشتن. در کف دستم، چیزی گذاشت که از حقارت کوچکی‌اش دلم فشرده شد؛ یک جفت گوشواره‌ی طلای کوچک نوزادی. آنقدر ریز که انگار برای عروسک ساخته شده‌اند. اما در نور کم، برق می‌زدند؛ تنها کورسوی دارایی طلاییِ این خانه همین بود، نفس عمیقی کشید: «کمه ببخشید، این، سهم ما از جبهه مقاومت. خدا لعنت کنه اسرائیل رو.» در را بست. ✌نگاهم به گوشواره‌ها ماند. می‌خواستم بگویم این‌ها باشد برای خودتان، شاید لازمتان بشود! حداقل برای اجاره‌ی خانه... اما چیزی نگفتم و برگشتم. دوباره در زدم. این‌بار بلندتر: «خانم! رسیدِ امانتتون! نگرفتید!» گفت: «رسید لازم ندارم‌. کاش گوشه‌ی کارتان را بگیرد.» با صدایی لرزان گفتم: «این فقط گوشواره نیست، این تمام دلخوشی شماست! یه نشونه‌ست!» گوشواره‌ها را در جیبم گذاشتم، سنگین‌تر از هر شمش طلایی. رسید...
ایران همدل
🤲 سرای سوگ و سادگی 🤝 روایتی از تهران #وقتی_یک_ایران_همدل_شد 👌دیوارها گِلی و خسته بودند، بوی نمِ ک
را در آستانه‌ی در گذاشتم تا باد آن را نبرد و در سکوت برگشتم. 📝 مریم عباسی 🖼 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۲۳ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه 💻 irane-hamdel.khamenei.ir
❤️ «ایران همدل» چگونه و بر اساس کدام بیانات رهبر شهید انقلاب شکل گرفت؟ 💬 پویش «ایران همدل» بر اساس بیانات حضرت آقا در نوزدهم فروردین سال ۱۳۹۹ آغاز شد. حدود یک ماه و خرده‌ای بعد از شروع بیماری کرونا در کشور، حضرت آقا در روز میلاد حضرت ولیّ‌عصر عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف سخنرانی داشتند و مردم را توصیه فرمودند به مواسات، به کمک مؤمنانه و به همدلی؛ این مبنای طرّاحی یک پویش اجتماعی در دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظّم انقلاب قرار گرفت که ما بتوانیم کاری را بر مبنای فعّالیّت‌های اجتماعی برای مشارکت مردم در کمک به آحاد جامعه و مردمی که زندگی‌شان و کسب‌و‌کارشان از کرونا آسیب جدّی خورده بود طرّاحی بکنیم. 💬 لذا «ایران همدل» بر اساس کلیدواژه‌های بیانات حضرت آقا در آن دیدار طرّاحی شد؛ یعنی کلیدواژه‌ی «همدلی» که آقا فرمودند، واژه‌ای شد که ما بتوانیم این پویش اجتماعی را به نام «ایران همدل» طرّاحی بکنیم. 🖼 متن کامل گفت‌وگوی KHAMENEI.IR با آقای مهندس ایمان عطارزاده، معاون اجتماعی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید خامنه‌ای و دبیر پویش «ایران همدل» irane-hamdel.khamenei.ir
🤲 از کمک به آسیب‌دیدگان کرونا تا حمایت از مردم غزه و لبنان؛ نگاهی به مراحل پویش «ایران همدل» 🎤 آقای مهندس ایمان عطارزاده، معاون اجتماعی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید خامنه‌ای و دبیر پویش «ایران همدل» در گفت‌وگو با KHAMENEI.IR: 💬 پویش «ایران همدل» در مرحله‌ی اوّل تا سوّم برای داخل کشور انجام شد و برای مردمی بود که زندگی‌شان، کسب‌و‌کارشان، شغلشان و درآمدشان آسیب جدّی‌ای از شیوع بیماری کرونا دیده بود و عمده‌ی تمرکز ما هم بر اقشار ضعیف و محروم جامعه بود که از طریق توزیع بین دو نهاد امدادی، یعنی کمیته‌ی امداد امام خمینی و سازمان بهزیستی، این اتّفاق افتاد. 💬 بنابراین، «ایران همدل» در چهارمین مرحله‌اش با شعار «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند» شروع شد؛ یعنی اینکه ما نسبت به مردم فلسطین و لبنان بی‌تفاوت نیستیم، نسبت به کشتار و نسل‌کشی که در غزّه اتّفاق افتاده بی‌تفاوت نیستیم و ما باید به مردم مظلوم لبنان و فلسطین کمک بکنیم. لذا «ایران همدل» برای جمع‌آوری کمک به مردم مظلوم فلسطین، برای جمع‌آوری کمک به شیعیان جنوب لبنان که آواره شده بودند، جایی نداشتند و از خانه و کاشانه‌شان رانده شده بودند و در اقصیٰ‌نقاط لبنان پراکنده شده بودند شکل گرفت. 💬 بر این اساس، مرحله‌ی چهارم پویش «ایران همدل» از دوازدهم مهرماه سال ۱۴۰۳ شروع شد و در‌حالی‌که بیش از چندین ماه از این اتّفاق می‌گذرد، همچنان با استقبال خوب مردم مواجه است. لذا شکل‌گیری «ایران همدل» و تفاوت آن در مرحله‌ی چهارم این است که سه مرحله‌ی قبلِ آن به منظور جمع‌آوری کمک برای داخل کشور بوده، امّا هدف ما در مرحله‌ی چهارم...
ایران همدل
🤲 از کمک به آسیب‌دیدگان کرونا تا حمایت از مردم غزه و لبنان؛ نگاهی به مراحل پویش «ایران همدل» 🎤 آقای
جمع‌آوری کمک برای مردم غزّه و لبنان و کمک به خارج از کشور است. 🖼 متن کامل گفت‌وگو | انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه و شروع چهارمین مرحله پویش ایران همدل در مهرماه ۱۴۰۳ 🤲 irane-hamdel.khamenei.ir
🤝 از «افطاری ساده» تا «پرچم افتخار»؛ پویش‌هایی برگرفته از بیانات رهبر شهید انقلاب 💬 «افطاری ساده» پویشی بود که در رسانه‌ی KHAMENEI.IR بر اساس بیانات حضرت آقا که فرمودند افطاری‌های ساده را در اماکن عمومی گسترش بدهید، شکل گرفت و یکی از موفّق‌ترین پویش‌هایی بود که با محوریّت رسانه‌ی KHAMENEI.IR توانست به یک حرکت جمعی در کشور منجر بشود و الان می‌بینیم که سال‌به‌سال این حرکت دارد در اقصیٰ‌نقاط کشور به عنوان یک رفتار گسترده در آحاد جامعه منتشر می‌شود. 💬 یا پویش «من عاشق مبارزه با صهیونیست‌ها هستم» که خب این هم از کلیدواژه‌های آقا بود که با محوریّت رسانه‌ی KHAMENEI.IR شکل گرفت. یا مثلاً پویش «پرچم افتخار» که هدف آن نصب پرچم ایران بر سردر منازل بود، بر اساس بیانات حضرت آقا در سال ۱۳۵۸ است که فرمودند برای بزرگداشت دهه‌ی فجر، خوب است مردم پرچم‌های ایران را بر سردر خانه‌هایشان نصب بکنند و خود این حرکت، یک اتّفاقی را در لایه‌های مختلفی از جامعه شکل داد. 🖼 متن کامل گفت‌وگوی KHAMENEI.IR با آقای مهندس ایمان عطارزاده، معاون اجتماعی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید خامنه‌ای و دبیر پویش «ایران همدل» 🤲 irane-hamdel.khamenei.ir
🤲 طبقه‌ ششم 🤝 روایتی از اصفهان 👌توی کوچه‌ و‌ پس‌ کوچه‌های اصفهان دنیا آمدم و قد کشیدم، اما انگشت شمار گذرم به این محله‌ی اعیان نشین افتاده بود. مجتمع بزرگی بود. نام و نشانم را که پرسیدند، اجازه‌ی ورود دادند. آسانسور روی طبقه شش ایستاد. بیرون که آمدم، سر چرخاندم. شش در ضد سرقت دور تا دورم بود. گیج بودم زنگ کدام در را بزنم. یکهو، خانمی سرلخت، از یکی از درها بیرون آمد. اسم من را صدا زد. سرم را پایین انداختم. جلوی در که رسیدم «بفرما» زدن صدای مردانه‌ای در گوشم پیچید. سرم را بالا کردم. 🙌مردی جوان، درشت هیکل با زیرپوش رکابی، آستانه‌ی در را پُر کرده بود. روی هر دو بازویش را خط‌وخال تتو پوشانده بود. موهای فِرش را از بالای سر بسته بود. دست داد. به زن اشاره‌ کرد. زن پاکت را از روی میز برداشت. دست مرد داد و گفت: «ده تا صد دلاریه همون طور که گفتی.» مرد پاکت را گرفت. دستم داد و گفت: «جسارتاً صد درصد می‌رسه دست آقا دیگه؟» خندیدم و گفتم: «خیالتون راحت راحت.» زن جلو آمد. انگشتر درشتی را از دستش بیرون کشید و گفت: «حالا که صددرصد می‌رسه دست آقا، این‌هم سهم من.» ✌انگشتر و پاکت را گرفتم. خداحافظی کردم. سوار آسانسور شدم. دکمه‌ی G را زدم و زیر لب صحبت حضرت آقا را زمزمه کردم: «ای شیخ هر آن‌چه گویی هستم. آیا تو چنان که می‌نمایی هستی؟» 🖼 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۲۴ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه 💻...