فرزند کودتا
اگر انگلیس ها رضاسوادکوهی را از میان قشون قزاق روس پیدا نمیکردند و در کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ به تهران نمیآمد بعدها در آبان ۱۳۰۴ حکومت پهلوی شکل نمیگرفت.
اگر آمریکایی ها محمدرضا پهلوی فراری در مرداد ۳۲ را با کودتا به کشور باز نمی گرداندند و مصدق نخست وزیر قانونی کشور را با کودتا دستگیر و محاکمه نمی کردند باز هم پهلوی ادامه پیدا نمی کرد.
اگر صهیونیستها و آمریکاییها تلاش نمی کردند که باز هم با کودتا این پیرکودک رضاپهلوی را به ایرانیان قالب کنند هم آن اتفاقات در دیماه و سپس جنگ رمضان و بعدش رخ نمی داد.
گویا این خانواده پهلوی فقط با کودتا می توانند حاکم شوند هر چند که الحمدلله این کودتای آخری شکست خورد اما مردم ایران هزینه زیادی برای شکست دادن این کودتا پرداخت کردند.
#تاریخ_ایران #سیاست_خارجی #انقلاب_اسلامی #آمریکا #مستشاران_آمریکایی #قاجار #پهلوی #مرگ_بر_آمریکا #مرگ_بر_اسرائیل #نبرد_آخر
┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅
🔻 #ایرانیات پژوهشی در تاریخ ایران اسلامی 🔻
📲 @iraniat
هدایت شده از ایرانیات | پژوهشی در تاریخ ایران اسلامی
عجز یا قدرت؟
کمی درباره راه آهن سراسری و ارتش 150 هزار نفری رضاخان!
بخش اول
سال 1318 جنگ جهانی دوم آغاز شد. در 2 سال اول جنگ آلمان و هیتلر به موفقیت هایی دست یافته بودند:
«در اين زمان رضا شاه با هيتلر كه با موفقيتهاى سياسى و نظامى خود در اروپا به يك قدرت وحشتناك تبديل شده بود، طرح دوستى ريخت.
در نتيجه اين نقطه اتكاى اخير، رضا شاه در انتظار روزهاى پرشكوهترى بسر مىبرد، بىخبر از آنكه تاريخ سرنوشتساز راه ديگرى را طى مىكرد،
در اين ايام ۴۰ درصد بودجه مملكت به مصرف امور نظامى مىرسيد.
پول حاصله از فروش نفت در بانكهاى انگليس باقى مىماند كه در عوض، ايران از كشورهاى بزرگ تسليحاتى اسلحه خريدارى مىكرد و در صورت ظاهر ايران با ارتش بزرگ ۱۵۰ هزار نفرى و نيروى دريايى و هوايى به يك قدرت بزرگ نظامى رسيده بود.
در ژوئن سال ۱۹۴۱ م. هيتلر پيمان خود را با اتحاد جماهير شوروى شكست و سرزمينهاى روسيه را مورد تجاوز خود قرار داد.
دولتهاى بزرگ غرب براى كمك به روسيه شوروى، كشور ايران را به دليل موقعيت خاص جغرافيايى مورد توجه قرار دادند.
گذشته از اين، دولتهاى بزرگ از ترس اينكه مبادا روزى منابع سرشار نفت جنوب به دست آلمانها بيفتد، از دولت ايران اخراج كليه متخصصان آلمانى و ايتاليايى و واگذارى راهآهن سراسرى را خواستار شدند،
ليكن رضا شاه به اتكاى دوستى با هيتلر با تقاضاى آنها مخالفت كرد.
دو دولت روس و انگليس همينكه مأيوس شدند به دولت ايران اتمام حجتى مبنى بر اخراج تعداد زيادى از جاسوسان آلمانى و ايتاليايى كه در لباس مهندس و متخصص و غيره در ايران فعاليت مىكردند، دادند.
اين اتمام حجت هم پذيرفته نشد.
به همين دليل روس و انگليس در شهريور ۱۳۲۰ برقآسا از طريق شمال و جنوب و مغرب سرتاسر خاك ايران را اشغال كردند.
در همين زمان كابينه على منصور سقوط كرد و كابينهاى جديد به رياست محمد على فروغى تشكيل شد.
در ۲۵ شهريور همين سال متن استعفاى رضا شاه به شرح زير در مجلس شوراى ملى قرائت شد:
«نظر به اينكه من همه قواى خود را در اين چند ساله مصروف امور كشور كرده و ناتوان شدهام، حس مىكنم كه اينك وقت آن رسيده كه يك قوه و بنيه جوانترى به كارهاى كشور كه مراقبت دائم لازم دارد بپردازد و اسباب سعادت و رفاه ملت را فراهم آورد، بنابراين، امور سلطنت را به وليعهد و جانشين خود تفويض كردم و از كار كناره نمودم، امروز كه ۲۵ شهريورماه ۱۳۲۰ هجرى شمسى است عموم ملت اعم از كشورى و لشكرى وليعهد و جانشين قانونى مرا به سلطنت بشناسد و آنچه از پيروى مصالح كشور نسبت به من كردند به ايشان هم منظور دارند، كاخ مرمر تهران به تاريخ ۲۵ شهريور ۱۳۲۰ امضا»
حوادث شهريور ۱۳۲۰ به استعفاى رضا خان و رفتن او از ايران به جزيره موريس و سپس ژوهانسبورگ و در حقيقت شكست استبداد رژيم سلطنتى منجر شد.»
🖇 بیات،عزیز الله، تاریخ تطبیقى ایران با كشورهاى جهان (از ماد تا انقراض سلسله پهلوی)، صفحه: ۵۷۲، امير کبير، تهران - ایران، 1384 ه.ش.
سیداحمدابوترابی
#تاریخ_ایران #سیاست_خارجی #انقلاب_اسلامی #آمریکا #مستشاران_آمریکایی #قاجار #پهلوی #مرگ_بر_آمریکا
🔻 #ایرانیات | پژوهشی در تاریخ ایران اسلامی 🔻
@iraniat
هدایت شده از مطالعات راهبردی آمریکا
🟥 بازخوانی انتقادی روایت شورای روابط خارجی آمریکا از کودتای ۲۸ مرداد؛ از پذیرش مداخله تا تقلیل نقش عملیات آژاکس
📃یادداشت های تحلیلی مرکز مطالعات آمریکا
✍🏻سیداحمدابوترابی؛ پژوهشگر مرکز مطالعات آمریکا
◀️ انتشار مقالهای تازه از جیمز ام. لیندسی، پژوهشگر شورای روابط خارجی آمریکا (CFR)، درباره سرنگونی دولت محمد مصدق در سال 1332، بار دیگر مسئله نقش ایالات متحده و بریتانیا در کودتای ۲۸ مرداد را در کانون توجه قرار داده است.
لیندسی در این مقاله، برخلاف روایتهایی که اساساً نقش واشنگتن در این رویداد را انکار یا کمرنگ میکنند، بهصراحت از نقش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) در طراحی و اجرای عملیات آژاکس سخن میگوید و نشان میدهد که این عملیات با هدف ایجاد بیثباتی، تحریک افکار عمومی و تغییر دولت ایران سازماندهی شده بود.
او همچنین پیامدهای کودتا در تقویت قدرت شاه و شکلگیری الگویی برای مداخلات مخفیانه بعدی آمریکا را مورد تأکید قرار میدهد.
با این حال، روایت لیندسی در نقطهای تعیینکننده تغییر مسیر میدهد؛ جایی که با تکیه بر اختلافات سیاسی و اجتماعی داخلی ایران و عملکرد مصدق، این احتمال را مطرح میکند که حتی بدون عملیات آژاکس نیز دولت مصدق احتمالاً از قدرت کنار گذاشته میشد.
⭕️ جهت مطالعه متن کامل این یادداشت روی لینک زیر کلیک کنید:
http://ascenter.ir/?p=19914
┄┄┅═✧❁🇺🇸🌍🇮🇷❁✧═┅┄
▫️مرکز مطالعات آمریکا
🌐 www.Ascenter.ir
▫️پیامرسان ایتا و بله
🆔 @ascenter
🔘متلاشی شدن نیروی هوایی و دریایی ارتش در شهریور١٣٢٠"
🔺روزی که شهریور ۲۰ ابلاغ شد من در دفتر سرگرد مهدی سپهپور فرمانده هنگ بمباران بودم. از ستاد نیروی هوایی احضار شد. رفت به ستاد نیروی هوایی. از ستاد نیروی هوایی تلفنی به من خبر داد که بمان تا برگردم. وقتی که سپهبد برگشت گفت:جنگ شروع شده، فوراً هواپیماهایتان را دور فرودگاه تقسیم بکنید و آماده باشید برای اتفاقات.
🔺ولی در اینجا یک مسئله هست. مسئله عبارت از این بود که ما در دوشانتپه در سوم شهریور هواپیمای هوکر اوداکس، هوکر هاین و تایگر موس میساختیم. ما در حدود صد فروند تایگرموس در دوشانتپه در زمان رضاشاه ساختیم. این تایگرموس هواپیمای آموزشی بود، کاری برای جنگ نمیتوانست بکند، ولی دو هواپیمای دیگر هوکر هاین و هوکر اوداکس، من مثل خلبان آزمایشی این هواپیماها را آزمایش میکردم، ولی برای این هواپیماها مسلسل نیامده بود. بنابراین، این هواپیما به غیر از اینکه پرواز بکند، کار دیگری نمیتوانست بکند.
🔺بنابراین، ما متفرق شدیم دور فرودگاه. هواپیما را متفرق کردیم و هواپیماهای انگلیسی آمدند روی تهران، هواپیماهای روسی آمدند روی تهران که آمدند، یکی دو تا بمب خیلی کوچک در مشرق دوشانتپه انداختند. چیزی نبودند، اصلاً چیز مهمی نبود. هواپیمای انگلیسی هم یک پرواز نمایشی انجام دادند، رفتند. ما هم بر حسب وظیفهای که میتوانستیم بلند شدیم، ولی کاری نمیتوانستیم بکنیم. تنها کاری که میتوانستیم بکنیم هواپیمای خودمان را بزنیم، گو آنکه به آن هم نمیرسیدیم یا نرسیدیم.
🔺 در همین روزها، وقتی که من بهعنوان یک ستوان یکم با رضاشاه درباره اینها صحبت کردم، من بودم و رضاشاه. کسی نبود. نفهمیدم عکسالعمل رضاشاه چه بود که بعداً فرمان دستور انتقال من از تهران به تبریز آمد، ولی دیگر فرصت نشد، من منتقل نشدم و آنجا که بودم همین دستهبندیها در نیروی هوایی هم بود.
🔺روز سوم یا چهارم شهریور که اصلاً تکلیف هیچکس روشن نبود، من به خاطرم میآید که افسرها ریختند آشپزخانه، دیگ غذا را برداشتند و رفتند. افسرها ریختند انبار بنزین، افسران جزء و درجهداران، بنزینها را برمیداشتند و میبردند یا اینکه اسلحه را میبردند، اصلاً انضباط به کلی از بین رفت.
🔺من دوشانتپه بودم. در همان موقع احمد وثیق، او سروان بود، من ستوان یکم، او در قلعهمرغی بود.جوانها را برمیدارند و انقلاب میکنند و شروع میکنند. فرمانده نیروی هوایی را میگیرند، بازداشت میکنند. بعد هواپیمای مصطفوی از قلعهمرغی آمد به دوشانتپه. گفت: آنجا شلوغ شده و بالاخره شلوغ شده بود و هیچ انضباطی،به کلی انضباط از بین رفته بود.
🔺 روز دوم سپهپور مرا صدا کرد گفت: «باید ما برویم به دزفول،چند لحظهای از این وضعیت گذشته بود که ما دیدیم چند تا هواپیماهای دیگر آمد. سرگرد شیبانی بود، فرمانده هنگ هوایی تبریز آمد، نشست، لحظهای گذشت. جهانسوزی، یک خلبان از اهواز، رسید. این اخباری که اینها دادند، معرف این بود که تبریز و خوزستان و اهواز و اینها، آبادان و اینها، همه متلاشی شده،در هر صورت، ارتش از هم پاشیده شد. انضباطی دیگر وجود نداشت و نیروی دریایی به کلی منحل شد.انضباط به کلی پاشیده بود که قرارداد به اصطلاح متارکه امضا شد.
🔻چرا ارتش به آن شکل عمل کرد؟
🔺ببینید، برای شما این شکلی تشریح میکنم. ما یک هواپیمایی داشتیم که میتوانست با هواپیماهای مشابه متفقین، یک دانه ما داشتیم، که میتوانست این برابری بکند. یک دانه هاریکن ما داشتیم. سه روز قبل از سوم شهریور این هاریکن با خلبانش که روی قلعهمرغی پرواز میکرد، موتورش stop کرد. یعنی کاری روی موتورش کرده بودند که موتور متوقف شد و طیاره آمد نشست. هیچی، سقوط نکرد. طیاره نشست ولی موتورش متوقف شد.
🔺آنوقت در دوشانتپه یک مستر پیترز متخصص انگلیسی بود و یک متخصص آلمانی هم بود.در مقابل چندین متخصص انگلیسی یک متخصص آلمانی بود، ولی اینها فشار میآوردند. این یک متخصص آلمانی برود، این متخصص آلمانی همه چیز این هواپیمای یونکرس را نگاه میکرد و اینها نفوذ داشتند، انگلیسها بودند دیگر. انگلیسها بودند که به ما کمک میکردند ما آن هواپیما را میساختیم. موتورش از انگلستان میآمد. لون ژرون و بال و بدنه و اینها، قطعاتش، از انگلستان میآمد. در اینجا پارچهکشی میشد و اما لیتمالی میشد و دوخته میشد و این طیارهها سرهم میشد. طیارهسازی این شکلی بود. آنوقت مثل حالا نبود. بعد این را مونتاژ میکردند و پرواز آزمایشی میشد. ولی همان انگلیسیها پیشبینی میکردند که برای این هواپیماها مسلسل نیاورده بودند.
✍️بخشی از مصاحبه حسن طوفانیان (١٢٩٢-١٣٧٧) با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار پنجم
❌لینک مصاحبه صوتی کامل حسن طوفانیان
👇👇
https://t.me/iranianoralhistoryproject/2364