(عمار حلب )🇮🇷🎒
روحیه بسیجی و سابقه دانشآموزی، پای محمدحسین را در همان روزهای اول به بسیج دانشجویی دانشگاه باز کرد.
محمدحسین در جذب نیرو روابط عمومی فوق العادهای داشت. همان چیزی که بسیاری ازافراد در آن ضعف دارند. او معمولاً با هر کس و با هر تیپی که بود گرم میگرفت و دعوتش میکرد. او اوایلی که هیئت راه انداخته بود و مراسم میگرفت، وقتی افرادی در مجلس دیده می شدندکه در مجلس تیپ و قیافهشان به مذهبی ها نمیخوردولی در آن مراسم شرکت میکردند! در برگزاری کنگرههای شهدا این تیپ جوانها را زیاد میدیدیم و برای این جور جاها زیاد این افراد را جذب میکرد.»
هیچوقت حوزه کاریاش را محدود نمیکرد و اگر لازم بود برای شهر و استان و برخی موارد به صورت کشوری برنامه میریخت. ماجرای غزه نمونهای بود که چند روز تهران بود و از کار پشتیبانی گرفته تا هماهنگی و سایر مباحث به دانشجویان تجمعکننده کمک میکرد. حتی ظرفیت دانشجویی را پای کار خارج از دانشگاه هم میآورد.»
محمد حسین محمدخانی تلاش میکرد نیروهایش را در دل کار بسازد و رشد بدهد. کادر بسیجی که در دوره مسئولیتش تشکیل داد، کادر منسجمی بود. در دورههای مختلف بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد کادری که او جمع کرده بود، خاص و یکدست و منسجم کار میکردند. به نوعی اعضای شورا و کادر بسیج، زبان همدیگر را فهمیده بودند و با همدلی کار میکردند.»
او در رشته مدیریت فرهنگی در مقطع کارشناسی ارشد مرکز علوم و تحقیقات تهران پذیرفته شد. هنوز مدت زمان زیادی از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد را نگذرانده بود که به آرزوی دوران نوجوانیاش، یعنی استخدام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رسید. پدرش به او گفته بود: حالا که مدرک مهندسی عمران داری، به قرارگاه مهندسی سپاه برو. اما محمدحسین گفته بود: میخواهم وارد حوزه نظامی و عملیاتی سپاه بشوم! و همین کار را هم کرد.
پارت 5
https://eitaa.com/iranimy313
ما فرزندان مکتبی هستیم که پیامبران
آن شهیدند؛ امامان آن شهیدند و رهبران
آن نیز شهیدند...
شهید سید حسن نصرالله
https://eitaa.com/iranimy313
محمد حسین محمدخانی دورههای چند ماهه سپاه را در اصفهان گذراند و مدتی هم در دانشکده امام علی(ع) آموزش داد تا اینکه موضوع سوریه و اعزام برای دفاع از حرم و جبهه مقاومت پیش آمد. طبق ماموریت تعریف شده، ابتدا به عراق اعزام شد و پس از چند ماه، راهی سوریه شد.
رفتن محمدحسین به عراق و سوریه بدون هیچگونه مخالفتی از سوی خانواده او صورت گرفت. چه بسا آنها پیشبینی چنین روزی را میکردند که محمدحسین برای جهاد و حضور در جبهه جنگ رهسپار شود.
حتی تولد پسرش «امیرحسین» هم مانع از ادامه حضور او در سوریه و مقابله با تکفیریها نشد و به مسیری که انتخاب کرده بود، ادامه داد.
نقل است که به مادرش گفته بود: «با حضرت زینب(س) عهد کردهام تا هفت مرتبه عازم سوریه شوم. اگر به فیض شهادت رسیدم که فبها. اگر توفیق شهادت نداشتم، بر میگردم.»
با اینکه عاشق زن و بچه و زندگیاش بود و دلش برای امیرحسین میتپید، اما بارش را برای رفتن بسته بود؛ طوری که هیچکس و هیچ چیزی نمیتوانست جلودارش شود.
مخصوصاً که حالا نام حضرت زینب(س) هم در میان بود و محمدحسین عمری را پای غم و روضه زینب(س) گذرانده بود.
مگر میشود سالها برای حضرت سینه زده باشی و حالا که حرمش در خطر است، دست روی دست بگذاری؟! محمد حسین محمدخانی از آنها نبود که شور و شعور زینبیاش تا پشت در هیئت و وسط سینهزنی خلاصه شود؛ او به عشق اهل بیت(ع) زندگی میکرد و میخواست یک شیعه واقعی و انقلابی باشد.
پارت 6
https://eitaa.com/iranimy313
(عمار حلب )🇮🇷🎒
محمد حسین محمدخانی دورههای چند ماهه سپاه را در اصفهان گذراند و مدتی هم در دانشکده امام علی(ع) آموزش
عکس شهید محمد خانی
(سمت راست شهید محمد حسین محمدخانی)
https://eitaa.com/iranimy313
(عمار حلب )🇮🇷🎒
باز دلم یاد تو افتاد و شکست ... https://eitaa.com/iranimy313
ناگهان باز دلم یاد تو افتاد و شکست
https://eitaa.com/iranimy313
سید محمدرضا نوشه ورنماهنگ پدر ایران.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
بدرود ایرانی ترین رهبر...
https://eitaa.com/iranimy313
883.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه بخشی از وجودم همیشه بابتت ناراحت بمونه💔
https://eitaa.com/iranimy313
پس از شهادت محمد حسین محمدخانی حاج قاسم سلیمانی با کلماتی مقتدرانه او را اینگونه توصیف کرد : رشادت ها و شجاعت های شهید عمار مانند شهید همت بود ، عمار مثل پسرم بود ، همیشه برایش صدقه می گذاشتم و میگفتم مراقب خودتان باشید .
https://eitaa.com/iranimy313