هدایت شده از المحیا|شهیدحمیدرضارجبزاده
فکر کن یکم 🧐
یه نفر رو بگیری 🤌
مسموم کنی 💉
قلبش رو از سینه اش در بیاری 🫀
ارباً اربا کنی💔
فیلمش رو بفرستی برای مادرش 🎬
بعد جنازه اش رو بسوزونی 🔥
بعد تو بیابون گم و گورش کنی 🏜
باباتش چند هزار دلار از موساد پول بگیری 💴💴💴
بعدم به خاطر ایکه اسم تروریست و حکم اعدام و قصاص نبرن برات ،،، دولت بیاد بگه خصومت شخصی بوده و شهید حساب نمیشه😊
ببینیم ما که ادعامون میشه ، عرضه داریم از حق یه مظلوم شهید دفاع کنیم یا نه ، حالا شما و بسم الله از فردا شب تو تجمعات
پخش حداکثری این پیام با شما ،خدایی به حرمت شهید هم که شده پخش کنین تو گپ ها و کانال ها🙏🙏🙏🙏🥲❤️🩹
(عمار حلب )🇮🇷🎒
شهید محمد حسین محمد خانی در نهمین روز ازتیرماه ۱۳۶۴ در خانواده ای مومن و رزمنده چشم به جهان گشود. پد
دوران دبستان محمدحسین در مدرسه شاهد واقع در خیابان آزادی تهران سپری شد. تحصیل در فضای آن دبستان باعث شد حال و هوای جبهه و شهادت در او زنده نگهداشته شود.
تحصیلات راهنماییاش را هم در یک مدرسه نمونه مردمی در محله مهرآباد گذراند.
بعد از اتمام دوره راهنمایی، تصمیم گرفته بود به دبیرستان سپاه برود. آن زمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دبیرستانی مخصوص داشت که در لانه جاسوسی سابق بود و هر سه رشته علوم انسانی، تجربی و ریاضی را داشت. تفاوت دبیرستان سپاه با بقیه مدارس این بود که دانش آموختگان این دبیرستان، جذب سپاه میشدند. محمدحسین هم عاشق سپاه بود و تصمیمش را برای تحصیل در این دبیرستان عملی کرد. اما در سالی که او فارغ التحصیل میشد، این قانون لغو شد و تحقق آرزوی محمدحسین برای پیوستن به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی چند سالی به تاخیر افتاد.
کنکور،محمد حسین محمدخانی را به دانشگاه آزاد اسلامی یزد فرستاد. او کاردانیاش را در رشته عمران در این دانشگاه گرفت. در ترم دوم، خانه کوچکی در یزد اجاره کرد. خانهای که به خاطر عشق او به سیدالشهدا(ع) تبدیل به حسینیه شد و با پرچم و کتیبههای «یا حسین(ع)» و «یا اباالفضل»، محلی برای برپایی هیئت شد. بعد از مدتی محمدحسین با چند تن از دوستان دانشجوی خود هیئت «علمدار حسین(ع)» را پایهگذاری کردند که برنامههایش در خانه خودش برگزار میشد.
پارت 3
(عمار حلب )🇮🇷🎒
یادش بخیر...😭😭😭
اینا ارسال نمیشد مجبور شدم کیفیت رو پایین بیارم😭😭😭