eitaa logo
ایران‌سرا
414 دنبال‌کننده
76 عکس
7 ویدیو
31 فایل
🇮🇷شعرهای به‌هنگام ملی و انقلابی🇮🇷
مشاهده در ایتا
دانلود
خیابان آیینه شده، آینه باران شده ایران در حجله‌ای از اشک، چراغان شده ایران یک قطعه بهشت است که نازل شده برخاک در آینه‌ی غیب نمایان شده ایران تا روح دمد در نفس مرده‌ی تاریخ یک پارچه گلزار شهیدان شده ایران از هفت گذر کرده و در خوان سرانجام شیرازه‌ی دروازه‌ی قرآن شده ایران تلفیق حماسه‌ست و غزل،حکمت و عرفان آیینه‌ی خورشیدْ ضمیران شده ایران عشق است که هرسو به تماشا و تجلی‌ست حلاج‌ترین جلوه‌ی عرفان شده ایران سنگینی سوگ است، سبک‌روح حماسه‌ست در مرثیه‌ی داغ، رجزخوان شده ایران تا لحظه‌ای آرام شود مادر میناب طفل سبق‌آموز دبستان شده ایران دور است از او روز خطر، خانه‌نشینی بیرون زده از کوچه، خیابان شده ایران 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora
هر چند که اخبار تو از خون، ‌سرخ است معنا به چه سرِسبزی و مضمون سرخ است سیدعلی‌‌حسینی‌خامنه‌ای! از سیلی تو صورت صهیون، سرخ است 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora
لقمه‌ای نان و سبزی و لبخند یک وجب سیب، شعله و اسپند راه افتاد سوی مدرسه‌اش دختری ناز مثل حَبّه‌ی قند مادرش شعر نور می پاشید پشت او با دعای پر سوزی فوت می‌کرد «قل‌هو‌اللّهی» چشم بد دور، صبح بهروزی آن‌طرف‌تر سه چار خانه تَرک مانتویی را اطو کشید زنی ساق بند بلند زد، برخاست چون سراسیمه بود بی‌سخنی مقنعه سر کشید موها را توی آیینه مادری خندید نازبانو معلم پنجم تا دبستان دخترانه دَوید تا بدین‌جای قصّه یک کودک مادری خسته، مادری کاری هر دو چشم انتظار فرزندان هر دو اسطوره‌ی وفاداری مادرم نیز یک معلم بود سی و یک سال خاک و گچ می‌خورد چادرش رنگ مرده، پاهایش تاول و زخم با خودش می‌بُرد او به ما یاد داد بخشیدن بخش بر دو کنیم گندم را روی تخته سیاه بنْویسیم غصه‌ی بچه‌های مردم را روسیاهیِ تخته می‌ماند ننگاری اگر سپیدی را لاله‌های شهید رو کردند ستم باغ ناامیدی را مادرم در کلاس بود که سقف- مادری پشت چرخ بود که باد- خواهرم تکه‌تکه آینه شد گیسویی داده بود باد، به باد اولین درس شمع سوختن است آخرین درس نورافشانی‌ست آن همه کودک و معلم سوخت تا بدانیم راه، نورانی‌ست شمع راهیم و آتشین‌پیغام تا بسوزیم خصم میدان را جان‌فدا کرده‌اند تا ندهیم وجبی خاک پاک ایران را 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora
آن‌ها لبخندی به پهنای صورت‌ می‌کشیدند آن‌ها قلب‌هایی که با تپش‌های «ای ایران» می‌نواخت ... مداد رنگی‌های قدّو‌نیم‌قد بودند سربازان بدون تفنگ آن‌ها که مرزهای پُر گهر را از بر می‌کشیدند این‌بار اما آوار مدرسه‌ را این بار اما صدای انفجار را این بار اما پر کشیدند 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora
آشفته مانده‌ام بنویسم کدام را اندوه هجر یا شرر انتقام را آشفته‌ایم و موج به آشفتگی خوش است در خدمتیم این غم والامقام را عهدی که بسته‌ایم بگو مستدام باد از ما مگیر لذت شرب مدام را کَردی مقیم مُلک رضا جان خسته را از ما رسان به شاه خراسان سلام را شعر شهادت تو برانگیخت هم‌زمان بهت خواص را و خروش عوام را دیگر تمام شد گل سرخم، تمام شد بیتی فزودی آن غزل ناتمام را 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora
ای خامنه‌ای! که سیدالاحراری وقت است که ذوالفقار خود برداری خون تو نوید فتح خیبر داده فرزند رشید حیدر کراری 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora
خداقوّت به این شب‌ها، به شب‌های خیابان‌ها خداقوّت به پرچم‌ها، به باورها، به ایمان‌ها خدا قوّت قدم‌های شبیه کوه پابرجا! خدا قوّت به مردم، مردم مبعوث میدان‌ها چه‌ها دیدی بهار داغدار و مضطر، امسال! که می‌خوانی نماز استغاثه زیر باران‌ها خداقوّت به موکب‌های یاد اربعین کرده به زائرها، به عابرها، به قندان‌ها، به لیوان‌ها به هرچه مهربانی، همدلی، ایثار، زیبایی خداقوّت به دریاها، به طوفان‌ها، به جریان‌ها 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora
با پای کار ماندن غمخوارهای شهر یک شب نمانده روی زمین کارهای شهر بر جسم و روحِ خسته و مجروح، دم به دم مرهم نهاده اند پرستارهای شهر با آنکه جنگ حجره‌‌ی ما را خراب کرد گل کرده باز گرمیِ بازارهای شهر آباد می‌شود وطنِ خاک‌خورد‌ام با دست‌رنج تازه‌ی معمارهای شهر از بس که داغِ لاله‌ی نشکفته دیده‌اند سرخ است حال و روز چمن‌زارهای شهر می‌گردد آفتابِ نظر، ذرّه‌بین به دست دنبال ردّنور در آوارهای شهر هر روز عکس‌های ترو‌تازه می‌زنند بر قامت شکسته‌ی دیوارهای شهر تا صبح فتح، سوی خیابان روانه‌اند با شور و شوق، موج عزادارهای شهر بی‌چشم‌داشت، پای سرافرازی وطن سر داده‌اند یک‌سره سردارهای شهر 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora
اشک را پیوند باید زد به لبخندی دگر دوستان! دارد قیامت می‌شود چندی دگر می‌رسد سیمرغ و زالی، می‌رسد رودابه‌ای رستمی دیگر می‌آید از دماوندی دگر رستمی دیگر می‌آید با کتاب و ذوالفقار مژده باید داد ایران را به فرزندی دگر منتظر باشید ای دلدادگان انتظار آرزومندی می‌آید، آرزومندی دگر می‌توان با خنده‌خنده پشت شیطان را شکست می‌توان گریاند شیطان را به لبخندی دگر صدهزاران چاله و چاه از سرِ ما رد شده‌ست دیگر از بندی نمی‌افتیم در بندی دگر.. ناخداوندان دنیا از قیامت غافل‌اند این جهان جز کدخدا دارد خداوندی دگر 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora
مثل پروانه ذره ذره تنت سوخت در شعله‌های آتش و دود دشمن تو ولی نمی‌دانست که گلستان شد آتش نمرود نقش خونین فرش مسجد شد تار و پود بلندْپیکر تو در دل خون‌مان نمی‌خشکد لاله‌ی سرخ جسم پر پر تو چقدر نام تو برازنده‌ست روی لب‌هایمان؛ علی‌اکبر! یادم آورد ظهر روز دهم اربا اربا، جوان، علی اکبر رفتی و اشک اشک، دریا شد به تسلای داغ سنگینت شک ندارم زیارت ارباب قسمتت شد، کنار بالینت 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora
اگرچه ماه را در ابرها یک‌ عمر پنهان داشت به موسی و خدای او، زن فرعون ایمان داشت چنان سرسخت بالا برد پرچم را در آن طوفان که انگاری زمان در چنته‌اش قحطی مردان داشت در امواج بلا مانند کوهی پای حق ماندن- فقط با قدرت ایمان او این‌گونه امکان داشت اگر یاد خدا آن‌جا نمی‌شد هم‌نشین او چه‌فرقی روشنایِ قصر با تاریک‌ زندان داشت؟ یکی از برترین زن‌های دنیا بود و می‌دانست که از «آسیه»بودن شد اگر «آسیه» عنوان داشت دوبار از او به نیکی یاد شد، تاریخ لذّت برد از آن سهمی که این آیینه در آیین قرآن داشت سر خود را سر آن وعده تقدیم خدایش کرد از استحکام ایمانی که پای عهد و پیمان داشت به حکم خویشتن همسایه‌ی پروردگارش شد به‌رغم آن‌که این همسایگی‌ها سخت، تاوان داشت تمام انتظاری را که باید داشت از یک زن در این آیینه‌ها دیدم که «بانوی مسلمان» داشت پر از مردآفرین، گُردآفریدان است این کشور از این آسیه‌ها تا که بخواهی، خاک ایران داشت 📝 «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام 🇮🇷 ✨ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری✨ https://eitaa.com/iransora