eitaa logo
ایثارنامه
37 دنبال‌کننده
333 عکس
317 ویدیو
5 فایل
بر دار زیادی شده از #جام‌قناعت، با ضجّه دعا کن ک رسد #دانه‌ی‌برفی
مشاهده در ایتا
دانلود
❄️ قسم ب رکن یمانی ی رو به روی یمن ب ذلّت است کسی ک، نرفت سوی یمن . .
❄️ ب سمت چشمه ی زم‌زم، قدوم اسماءایل ب سوی دشت یمن، پای شوم اسراءایل مرا بخان ب نبردی ک نیست گریز از آن .. ... علیه آن ک بترسد، ز خشم عزرائیل 🍃🌸 .
❄️ همراه یاوری ک وفا کرده یار شو گاهی برای زود رسیدن، سوار شو ... .. بر مرکب مُرکّب زنجیر گونه ای دنباله دار وصل، مثال نوار شو مثل نوار کاست در دوره ی قدیم ... ... از حلقه ای ب حلقه ی دیگر، قطار شو در یک بهار خاب مصفّا ز بوی گل .. بر سفره ی رفاقت خوبان، نگار شو گاهی گذشت، می‌گذرد از گذشت‌مان آینده را ب حال گذر کن، گذار شو در دامن بهارِ گلُ سبزه بر زمین چون خاک پای کوه، قَداری ز خار شو لب تشنه ای ک لحظه ب لحظه در انتظار .. آب آوری اگر ک تُ، سقّای یار شو از لحظه ی ب دشت خشک پیک رسیدن فرح نو بهار شو با قدُّ قامتی مَثَل یک درخت سرو تا پهنه های بی طرفی گل‌عذار شو 🍃🌸 .
❄️ با دل گریان غم دیده، رهایی بهتر است حال شاد و خنده از سمت خدایی، بهتر است قطره ی اشکی اگر با سوز امّیدی چکید از تبار حزن و اندوه جدایی بهتر است یا اگر دست نیازی سمت دلداری بری از کم منّت گذاری با گدایی، بهتر است جلوه ی خورشید تابان دشت را گلشن کند هر نفس با نور رخشان در هوایی بهتر است بامدادان با صدای ریزش باران صبح بین جمع عشقمان، از هر کجایی بهتر است تا کجا خاهی ک بزم مهر را برپا کنی؟ در حریم دوست، از کشور گشایی بهتر است با زمستان برف را گر دیده ای صد شکر گوی اگر اندازه شد، از هر بهایی بهتر است تا چرغان‌گستر شب های تاریک ام بیا همرهی کن با دل ات، از هر نوایی بهتر است آه ای همدوش دلگیر ای مراد پایدار! از خزان ات دور شو، با ما بیایی بهتر است پیله ی اندوه را باید ک بشکافی یُ بعد .. مثل یک پروانه پر گیری یُ آیی بهتر است جام‌ تلخ شوکران را بر زمین سرد زن پیک شیرین از هر دوایی بهتر است گر چه از همراهی ی بیگانه خشنودم ولی .. دست یاری دادن هر آشنایی بهتر است با پهن کردم سفره را، خوش آمدی کاسه ی آب سفالی، از طلایی بهتر است ضجّه های تشنه ی در انتظار آب را آشنا کن ، گر جان فزایی بهتر است 🍃🌸 .
❄️ در جلوه ی دیدار طبیعت چ بیان است ؟ هر جای ک نوری برسد، شورُ توان است بعد از گذر طالع صبحانه ی خورشید جنبنده وُ ساکن شده را، ساز زبان است در هیمنه ی دشت، مرا آب بنوشید بی برف، اگر آب رسد. آه. زیان است بر خاک زمین، شیوه ی آرام، مراد است ! و ! و بی برف، زیان است "در جلوه ی دیدار طبیعت" نظری کن گرمازده در سایه ی سردی ب امان است در فصل زمستان ک اگر برف ببارد چ شکوفا وُ جوان است از نم نم بارانُ کمی تابش خورشید صد‌جلوه ی زیبای، ب رنگینه کمان است بعد از گذر ، ب اعماق زمین بود .... رودی ک ز هر چشمه ب دریای روان است من سائل امُ در طلب ام سدّ باد, حرامی ک پی اش، زید، دوان است یک راز مگو را بکنم فاشُ پس از آن .. از آب بگویم ک چ اندازه نهان است جسمی ک در آن جاست، در این جای نباشد شیئی ک نهان گشته ز رویی ب عیان است گر جام زمین خشکُ تهی از نم آب است یا در کف این است و یا در کف آن ‌است ❄️ ما با گرم کردن بی اندازه و زیادی ی جوّ زمین، برف های طبیعت را ب آب مازاد تبدیل، و در خارج از فصل بارش برف ب صورت سیلآب مشاهده می کنیم ک خرابی هایی ب همراه دارد سیل، ب جهت خصوصیات خاص و طبیعی ی خُد، مانند برف استعداد نشست آرام در اعماق زمین را ندارد، پس ب طبع روانی ی خُد، جاری می شود و البته در مقیاس زیاد، غیر قابل مهار. در نتیجه باید جایی انباشت شود ک غیر طبیعی است. ما نباید جوّ زمین را بیش از اندازه گرم کنیم. چون برودت را ب گرمایش مازاد تبدیل می کند هر چیزی تعادلی دارد و جهنّم تابع ظلم و عدم تعادل است. ما در غیر این صورت ب دست خودمان و ب صورت ناجوان مردانه ب آتش تبدیل می شویم. گرمایش زیاد باعث سیل، زلزله، بی آبی، گرانی، بی برکتی و نزاع دائم می‌شود و همه ب هم مربوط اند. " بترسید از آتشی ک هیزمش انسان ها و سنگ ها هستند" حتی اگر ذره ذره شدید ما دائما در حال تبدیل هستیم ما خود انتخاب می کنیم ب چ تبدیل شویم ب زیبایی یا زشتی؟ . . .
❄️ درود بر شهرداری مشهد
❄️ دمی ک دیده ببخشی به پرتوی جانم.. حضور مهر تُ را دیده جان جانانم چراغ راه تُ در صبح روشنی پیدا و من ز نیمه شب دور او، چ پنهانم ز دیده عهد گرفتی ک می‌رَوَد‌. بگذر ازین جهت عجبا، چون ک ، پیمان ام در ابتدای مسیر آبرو روان دادی در انتهاست، دریا برای پایانم منم اسیر فرو خورده در اسارت خاک ز نور طلعت خورشید، تاک خندانم حواله ای برسان دست بامداد سحر ک من شروع طلوعست، قصدُ خاهانم بهشت عطر گلاب استُ روی زیبایی اجازه هست ب گلشن، کمی غزل خانم؟ گهی ک جرعه دهی مثل تشنه می‌نوشم طمع کنم ب تا دهی فراوانم عطیه های پر از لطفُ مهربانی ی تُ .. سوال کرد چرا بهر غم پریشانم؟ جواب داد آب رو نبر، است برس ب رود روان، بعد گو مسلمانم 🍃🌸 . .
❄️ ب‌ِآب‌آ (ب سوی آب بیا) باباً (دری‌ست) بِ‌اَباً (قسم ب پدر) 🍃🌸 @isarjan .
❄️ بِ تُ . آه، ک زیبایی ی تُ .. .. طلعت صبح شد آفاق تماشایی ی تُ می نویسم غزل از نور فروزان شده ات ک شنیدم ب سحر صحبت شیوایی ی تُ صاحب پهنه ی زیبای سپهر آیه دهد .. ..ب نشانی ک شده، گلشن خضرایی ی تُ سرُ سامان بگرفتیم از آن دورا دور ماتُ مبهوت شکوفایی یُ بالایی ی تُ منِ آزرده ی تنها، همه جا تن هایم این مثالی ست از آن شوکت یکتایی ی تُ ب فرو پاشی ی تاریکی ی من، تابش کن تا ک روشن شوَم از طلعت سودایی ی تُ باغُ بستان شده پر از خبر عطر گلاب و ، ب شکرانه ی شیدایی ی تُ ز فرا صوت زمان تا نگه شام آیی پُر ستاره شده شب، وای ز پروایی ی تُ خنده بر لب کنی آن دم ک سحر بانگ زند و تبسّم شده آونگ شکیبایی ی تُ چ روانُ چ لطیف است سبکبالی ی رود منعکس می کند آن تاب دلارایی ی تُ دوستی، با نظر مِهر کنارم آمد شادمان می‌کند ام، چشم اهورایی ی تُ هر کجا می نگرم، نور تُ آن را دیده متحیّر شدم از ی تُ تُ همان تابش صبح سحری وقت فراق ب نمایندگی از خالق دنیایی ی تُ منِ آسوده ب کشتی ی طلوع ات آرام .... .... بنشستم ب سر شانه ی دریایی ی تُ 🍃🌸 ‌ .