eitaa logo
ایثارنامه
37 دنبال‌کننده
333 عکس
317 ویدیو
5 فایل
بر دار زیادی شده از #جام‌قناعت، با ضجّه دعا کن ک رسد #دانه‌ی‌برفی
مشاهده در ایتا
دانلود
❄️ در جلوه ی دیدار طبیعت چ بیان است ؟ هر جای ک نوری برسد، شورُ توان است بعد از گذر طالع صبحانه ی خورشید جنبنده وُ ساکن شده را، ساز زبان است در هیمنه ی دشت، مرا آب بنوشید بی برف، اگر آب رسد. آه. زیان است بر خاک زمین، شیوه ی آرام، مراد است ! و ! و بی برف، زیان است "در جلوه ی دیدار طبیعت" نظری کن گرمازده در سایه ی سردی ب امان است در فصل زمستان ک اگر برف ببارد چ شکوفا وُ جوان است از نم نم بارانُ کمی تابش خورشید صد‌جلوه ی زیبای، ب رنگینه کمان است بعد از گذر ، ب اعماق زمین بود .... رودی ک ز هر چشمه ب دریای روان است من سائل امُ در طلب ام سدّ باد, حرامی ک پی اش، زید، دوان است یک راز مگو را بکنم فاشُ پس از آن .. از آب بگویم ک چ اندازه نهان است جسمی ک در آن جاست، در این جای نباشد شیئی ک نهان گشته ز رویی ب عیان است گر جام زمین خشکُ تهی از نم آب است یا در کف این است و یا در کف آن ‌است ❄️ ما با گرم کردن بی اندازه و زیادی ی جوّ زمین، برف های طبیعت را ب آب مازاد تبدیل، و در خارج از فصل بارش برف ب صورت سیلآب مشاهده می کنیم ک خرابی هایی ب همراه دارد سیل، ب جهت خصوصیات خاص و طبیعی ی خُد، مانند برف استعداد نشست آرام در اعماق زمین را ندارد، پس ب طبع روانی ی خُد، جاری می شود و البته در مقیاس زیاد، غیر قابل مهار. در نتیجه باید جایی انباشت شود ک غیر طبیعی است. ما نباید جوّ زمین را بیش از اندازه گرم کنیم. چون برودت را ب گرمایش مازاد تبدیل می کند هر چیزی تعادلی دارد و جهنّم تابع ظلم و عدم تعادل است. ما در غیر این صورت ب دست خودمان و ب صورت ناجوان مردانه ب آتش تبدیل می شویم. گرمایش زیاد باعث سیل، زلزله، بی آبی، گرانی، بی برکتی و نزاع دائم می‌شود و همه ب هم مربوط اند. " بترسید از آتشی ک هیزمش انسان ها و سنگ ها هستند" حتی اگر ذره ذره شدید ما دائما در حال تبدیل هستیم ما خود انتخاب می کنیم ب چ تبدیل شویم ب زیبایی یا زشتی؟ . . .
❄️ درود بر شهرداری مشهد
❄️ دمی ک دیده ببخشی به پرتوی جانم.. حضور مهر تُ را دیده جان جانانم چراغ راه تُ در صبح روشنی پیدا و من ز نیمه شب دور او، چ پنهانم ز دیده عهد گرفتی ک می‌رَوَد‌. بگذر ازین جهت عجبا، چون ک ، پیمان ام در ابتدای مسیر آبرو روان دادی در انتهاست، دریا برای پایانم منم اسیر فرو خورده در اسارت خاک ز نور طلعت خورشید، تاک خندانم حواله ای برسان دست بامداد سحر ک من شروع طلوعست، قصدُ خاهانم بهشت عطر گلاب استُ روی زیبایی اجازه هست ب گلشن، کمی غزل خانم؟ گهی ک جرعه دهی مثل تشنه می‌نوشم طمع کنم ب تا دهی فراوانم عطیه های پر از لطفُ مهربانی ی تُ .. سوال کرد چرا بهر غم پریشانم؟ جواب داد آب رو نبر، است برس ب رود روان، بعد گو مسلمانم 🍃🌸 . .
❄️ ب‌ِآب‌آ (ب سوی آب بیا) باباً (دری‌ست) بِ‌اَباً (قسم ب پدر) 🍃🌸 @isarjan .
❄️ بِ تُ . آه، ک زیبایی ی تُ .. .. طلعت صبح شد آفاق تماشایی ی تُ می نویسم غزل از نور فروزان شده ات ک شنیدم ب سحر صحبت شیوایی ی تُ صاحب پهنه ی زیبای سپهر آیه دهد .. ..ب نشانی ک شده، گلشن خضرایی ی تُ سرُ سامان بگرفتیم از آن دورا دور ماتُ مبهوت شکوفایی یُ بالایی ی تُ منِ آزرده ی تنها، همه جا تن هایم این مثالی ست از آن شوکت یکتایی ی تُ ب فرو پاشی ی تاریکی ی من، تابش کن تا ک روشن شوَم از طلعت سودایی ی تُ باغُ بستان شده پر از خبر عطر گلاب و ، ب شکرانه ی شیدایی ی تُ ز فرا صوت زمان تا نگه شام آیی پُر ستاره شده شب، وای ز پروایی ی تُ خنده بر لب کنی آن دم ک سحر بانگ زند و تبسّم شده آونگ شکیبایی ی تُ چ روانُ چ لطیف است سبکبالی ی رود منعکس می کند آن تاب دلارایی ی تُ دوستی، با نظر مِهر کنارم آمد شادمان می‌کند ام، چشم اهورایی ی تُ هر کجا می نگرم، نور تُ آن را دیده متحیّر شدم از ی تُ تُ همان تابش صبح سحری وقت فراق ب نمایندگی از خالق دنیایی ی تُ منِ آسوده ب کشتی ی طلوع ات آرام .... .... بنشستم ب سر شانه ی دریایی ی تُ 🍃🌸 ‌ .
❄️ یک شروع پاک بودن باید از شام بلندُ سرد، سودن باید در هجمه ی تاریک سیاهی، هیچی هر هیچ ز هیچ را، زدودن باید 🍃🌸
❄️ شده نزدیک کِ مهمان باشیم کمی از کبرُ کُسورات، پشیمان باشیم شب خندیدن گلدان ماست خیر‌. این‌ نیست‌ ک‌ با حال پریشان‌ باشیم سایبانی شده افراشته از طول‌ شب اش گاه آرامشُ صلح است، دمی جان باشیم بی گمان استُ سپیدی ی زمین چ خُشُ خرّمُ زیباست ک درمان باشیم با شروع نفس فصل زمستانِ طبیب ناسپاسی‌ست ک ناراحتُ نالان باشیم آسمان وعده ی بخشش ب تمامی دارد ذرّه ای ما وُ منُ تُ، همه گریان باشیم و بخندیم بر این حالت کش دار زمان سهم شب‌هاش، درازا شده، خندان باشیم شاعران!!!! نغمه سرایید ک یلدا آمد سِْحرِ اَسحار، ز شب آمده، شب‌بّان باشیم آن‌, بهشت است و این, دوزخ تاریکُ عدم این‌, گذر بود، بیا در برِ روز آن باشیم بتکانیم زمین را ک کمی برف آمد حرف اش این است ک آرامش باران باشم کنون، چُن دَم‌ سردی شده است دانه‌ ای خاک‌ کنیم، آهِ بهاران باشیم ب تن ساقه ی نُرسته، بپوشیم حصیر همه پوشیم، بپوشیم، گُهردان باشیم چ دلارا وُ چ مستانه بیاموخت ب ما برف را گویم ات ای دوست! ک سامان، باشیم دوست! انسان شکیبا سْت، ک خُشنود کند نِگَه اش دار برادر، ک باشیم 🍃🌸 . ‌ .
💥امام خامنه‌ای: 💥به بعضی التماس می‌کنیم که ...
❄️ عمر ما کوتاهُ فرصت های جبران اش کم است بارش باران دمادم بود، امّا نم نم است هر متاعی را ک با نظم آوری در خانه ات صبح فردای اش تمام آن چ داری درهم است بگیری زحمت ات را بهر رزق پایه های روزی ات مانند کوهی محکم‌ است یک درخت میوه ی پر بار آیا دیده ای؟ شاخه های سرکش اش، از بار عالی سرخم است سائلُ شاهُ گدا دنبال عشرت می‌دوند غافل از سر منزل آخر ک گاهی با غم است بین جمع مردمی، گر غصّه آمد، عشق هم .... دعوتی از مهربانی می‌کند، چون مرهم است سینه‌ی‌ مهرآفرینی ک محبّت می‌کند بر سرُ جان تمام روحُ تنها مقدم است در زمان فتنه احساس کن فقه‌ُ شعرِ عشقْ در بحرانْ نیازی مبرم است چشمه آبی شد روان با ضجّه های مادری .. با دعا در هر کویر خشک، است چهره ی آئینه ای را یک نظر انداز، چون .... عاقبت آن صاحب صورت برایت هم‌دم است هر ک می‌پوشاندُ می‌بخشدُ حق گوی بود یاوری محبوب، راز دارُ محرم است 🍃🌸 . ‌
❄️ "قناعت مرد را بخشنده دارد" "زمین را برفُ باران زنده دارد" ❄️
❄️ بسم‌اللّٰه‌الرّحمان‌الرّحیم با سلام و درود ب شما ادیب ارجمند افتتاحیه ی (انجمن ادبی آئینی برف) با محوریّت و زمان: پنج‌شنبه ۱۴۰۱/۱۰/۰۱ ساعت ۱۸ الیٰ ۲۰ مکان: قاسم‌آباد، امامیّه ۲۰ مسجد حضرت ولیِّ عصر دبیر جلسه و ناقد ادبی: شاعر آئینی استاد مجتبی ابوالقاسمی صلوات 🍃🌸