✳️ دریافت خسارت ناشی از جنگ علیه ایران
✍️ اسماعیل آقابابائی بنی
🔹 یکی از پرسشهای مطرح در شرایط مذاکره این است که آیا مطالبه خسارت ناشی از جنگ تحمیلی، منوط به اثبات تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران یا پذیرش تجاوز از سوی دو کشور یادشده است یا آنکه میتوان این مطالبه را مستقل از احراز جرم تجاوز و بر مبنای قواعد مسئولیت بینالمللی دولتها نیز پیگیری کرد.
🔹 واقعیت آن است که تعقیب کیفری جرم تجاوز در وضعیت کنونی با موانع جدی صلاحیتی و عملی روبهروست. دیوان کیفری بینالمللی اساساً مرجعی برای رسیدگی به مسئولیت کیفری اشخاص است، نه دولتها، و اعمال صلاحیت آن به جرم تجاوز، با توجه به این که هیچکدام از سه کشور ایران، امریکا و اسرائیل عضو دیوان نیستند، منوط به ارجاع شورای امنیت است و از آن جا که یکی از اعضای دائم این شورا خود امریکاست، با اعمال حق وتو مانع ارجاع و رسیدگی خواهد شد. به بیان دیگر، تعقیب کیفری جرم تجاوز، هرچند از نظر نظری اهمیت بسیار دارد، در ساختار فعلی عملا ممکن نیست.
🔹 با وجود این، در حقوق بینالملل، هرگاه یک دولت با ارتکاب فعل متخلفانه بینالمللی به دولت دیگر زیان وارد کند، اصل بر آن است که مسئول جبران کامل خسارت باشد. از این منظر، آنچه برای مطالبه خسارت اهمیت دارد، صرفاً اثبات عنوان کیفری تجاوز نیست، بلکه احراز مجموعهای از عناصر حقوقی است؛ از جمله وقوع یک فعل متخلفانه بینالمللی، انتساب آن فعل به دولت مسئول، ورود خسارت، و وجود رابطه سببیت میان رفتار ارتکابی و زیانهای وارده. بر این اساس، حتی اگر مسیر تعقیب کیفری جرم تجاوز مسدود یا ناممکن باشد، همچنان میتوان بر پایه قواعد ناظر بر مسئولیت بینالمللی دولتها، جبران خسارت را پیگیری کرد.
🔹 در همین چارچوب، استناد به قواعد بنیادین حقوق بینالملل، از جمله اصل منع توسل به زور در روابط بینالمللی، میتواند مبنای حقوقی مهمی برای طرح دعوای جبران خسارت باشد. هرگونه اقدام نظامی که برخلاف تعهدات بینالمللی دولتها صورت گیرد، افزون بر آثار سیاسی و امنیتی، ممکن است مسئولیت حقوقی به دنبال داشته باشد و این مسئولیت میتواند دولت زیاندیده را در موقعیتی قرار دهد که خواستار جبران خسارات مادی، انسانی، زیرساختی، اقتصادی و حتی زیستمحیطی شود.
🔹 از این رو، تمرکز بر اثبات ورود خسارت و پیوند آن با رفتار متخلفانه دولتهای عامل، راهکار موثرتری است و نیازی به منوط کردن آن به پذیرش تجاوز از سوی امریکا و اسرائیل نیست. هرچند باید تلاش کرد متجاوز بودن آمریکا و اسرائیل و جنایاتی که در منطقه مرتکب شدهاند در تاریخ ماندگار شود و در مقابل افکار عمومی نتوانند خود را تبرئه کنند.
۲۴ خرداد ۱۴۰۵
🌷 برای فردا:
@draghababaei1
⬅️پژوهشگاه را در فضای مجازی دنبال کنید
🌐 https://takl.ink/Isca.ac.ir
❇️ شبهاتی که با جنگ رمضان باطل شد (سلسله یادداشت)
8- ادعای «فلج بودن سیستم دفاعی کشور»
🔰علیرغم اذعان دوست و دشمن در توان بالای موشکی و پهبادی جمهوری اسلامی ایرن، برخی در جهت تضعیف سیستم دفاعی و پدافندی کشور این ادعا را که متأسفانه محمدجواد ظریف در زمان مسئولیت در وزارت خارجه و نفر اول تیم مذاکره کننده ایران مطرح ساخت، دامن زده و معتقد بودند آمریکا میتواند با فشار یک دکمه، تمام سیستم دفاعی و موشکی ایران را از کار بیندازد؛ پس مقاومت جدی در مقابل اوج، بیمعناست.
🔰در جنگ رمضان، عملکرد واقعی شبکه پدافندی کشور مشخص شد. در حالی که در این جنگ، ایران زیر تهدید مستقیم حملات موشکی، پهپادی و… قرار گرفت، اما سامانههای راداری و پدافندی ایران در مقاطع متعدد فعال شدند؛ بخش قابل توجهی از تهدیدها کشف، رهگیری و منهدم شد؛ و هیچ نشانهای از «فلج شدن کلی سیستم» دیده نشد، بلکه برعکس، با اقداماتی نظیر انهدام F-35، F-16، F-18، آواکس و ... که برای اولین بار اتفاق افتاد، تداوم عملیاتی سامانهها ثابت شد.
🔰 تجربه جنگ رمضان ثابت کرد که اگر «دکمه خاموش» در دست آمریکا وجود داشت، بهترین زمان برای استفاده آنها از آن دکمه، در اوج رویارویی ایران با دشمنان خود در این جنگ بود؛ لذا عدم انجام چنین اقدامی، خود، ابطال عملی این ادعاست.
🔰 همچنین یکی از پیشفرضهای این ادعا این است که سامانههای دفاعی ایران، به لحاظ نرمافزاری یا سختافزاری، چنان به زیرساختهای غربی وابستهاند که از راه دور قابل هک و غیر فعال شدناند. اما عملکرد پدافندی کشور در جنگ رمضان نشان داد که بخش اصلی فناوریهای کلیدی، بومیسازی شده است و این قابلیت نیز وجود نداد.
📌جنگ رمضان نشان داد که ساختار دفاعی ایران، ترکیبی از سامانههای متعدد و متنوع است که از یک نقطه دیگر و با یک دکمه قابل «خاموش شدن» نیست؛ و دشمن، برای خنثیسازی این قدرت، ناچار به روشهای پرهزینه و چندلایه است، نه فشردن «یک دکمه».
ادامه دارد....
✍️ مرتضی غرسبان
💎 کانال بینش انقلابی
https://eitaa.com/MGharasban
⬅️پژوهشگاه را در فضای مجازی دنبال کنید
🌐 https://takl.ink/Isca.ac.ir
💠 در سلسلهنوشتارهای دکتر سیدمجید ظهیری درباره نسبت عرفان اسلامی و عرفانهای نوظهور مطرح شد؛
✅ عرفان اسلامی؛ معرفتی مبتنی بر عقل، شهود و وحی / شریعت، میزان عام برای سنجش تجربههای عرفانی است
🔻به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دکتر سیدمجید ظهیری، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در پنجمین یادداشت از سلسله یادداشتهای دهگانه خود درباره «عرفانهای نوظهور و عرفان اسلامی»، به تبیین ویژگیهای معرفتی، روشی و محتوایی عرفان در اسلام پرداخت و با استناد به دیدگاههای استاد شهید مرتضی مطهری، عرفان اسلامی را دانشی دارای موضوع، مبادی، مسائل و معیارهای روشن معرفی کرد.
🔻این یادداشت در ادامه مباحث پیشین دکتر ظهیری درباره تمایز بنیادین میان عرفان اسلامی و جریانهای موسوم به عرفانهای نوظهور نگاشته شده و تلاش دارد نشان دهد که عرفان اسلامی نه یک تجربه شخصی بیضابطه، نه نوعی احساسگرایی مبهم و نه مجموعهای از تکنیکهای آرامشبخش، بلکه نوعی معرفت عمیق نسبت به هستی، انسان و مبدأ آفرینش است که در نسبت مستقیم با عقل، شهود و وحی معنا مییابد.
🌐 مشروح کامل خبر
⬅️پژوهشگاه را در فضای مجازی دنبال کنید
🌐 https://takl.ink/Isca.ac.ir
هدایت شده از پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
💠 سومین شماره ویژه نامه جنگ رمضان منتشر شد
🔻مجموعه یادداشتهای تحلیلی و راهبردی اعضای هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در قالب ویژه نامه جنگ رمضان(۳) تقدیم مخاطبان قرار میگیرد.
🌐 مشاهده نسخه تحت وب
اولین شماره | دومین شماره
⬅️پژوهشگاه را در فضای مجازی دنبال کنید
🌐 https://takl.ink/Isca.ac.ir