کاش انقد یجوری رفتار نکنم ک انگار قراره بازهم ببینمش
کاش انقد احمقانه هرجا میرم تصور نکنم اونم کنارمه درحالی ک هیچوقت قرار نیست ببینمش
کاش انقد درحالی ک دارم از دوریش میمیرم وانمود نکنم دیگ ازش خوشم نمیاد
کاش انقد بااینکه میدونم یکی دیگرو داره امیدی برای داشتنش یا همچین چرتی نداشته باشم
کاش انقد چیزایی که به وضوح جلوچشمه و دارم میبینمو نادیده نگیرم و خودمو مثل احمقا گول نزنم
کاش انقد بهش فک نکنم و کاش بتونم مغزمو از تو سرم دربیارم بندازم اشغالی
کاش کاش کاش کاش کاش..
دیگه بلد نیستم زندگی کنم. فقط وایسادم نگاه میکنم. نه دیگه میدونم زندگی چیه و نه میدونم چطوری باید ادامه داد. علاقهای هم برام نمونده. تو بگو کوچکترین ذوقی به چیزی داشته باشم، ندارم!
دیگه خوشحال نیستم، دیگه غمگین هم نیستم. دیگه تنها نیستم، دیگه کسی رو هم ندارم. راستش من دیگه هیچی نیستم، پوچم،تو خالیام