eitaa logo
دکتر محسن عزیزی ابرقوئی
2.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
650 ویدیو
126 فایل
هدف از ایجاد کانال، ایجاد بستری مناسب جهت انجام کار تشکیلاتی و همفکری به منظور ایجاد و گسترش روانشناسی اسلامی است.ان شاءالله به تدریج سلسله بحثهای موضوعی در کانال قرار داده خواهند شد. شما نیز می توانید موضوعات پیشنهادی خود را ارسال کنید: @Mohsenazizi1365
مشاهده در ایتا
دانلود
آیا نظارتی بر محتوای دوره های اینچنینی در کشور ما هست؟ (حالا قیمتها پیشکش!) البته من دوره کامل را ندیده ام، اما تعابیری که با رنگ و لعاب دینی مطرح می شوند و به نظر می رسد که با معارف دینی زوایایی دارند، قابلیت پیگیری ندارد؟ آیا سخنان گوینده محترم، اینطور القا نمی کند که ثروت و امکانات و ... ارزش است و تو کافی است از خداوند آنها را بطلبی و اگر نصیبت نشد، مشکل از شیوه طلب کردن تو است؟ یا از لیاقت کم تو؟! پس، مصلحت الهی کجاست؟ سنت آزمون و ابتلای الهی چطور؟ امام علی علیه السلام: «هرگز نبايد تأخير اجابت دعا تو را مأيوس كند؛ زيرا بخششِ پروردگار به اندازه نيّت [بندگان] است، گاه شده اجابت دعا به تأخير مى افتد تا پاداش درخواست كننده بيشتر شود و عطاى آرزومندان را فزون تر كند، گاه شده چيزى را از خدا بخواهى و به تو داده نشود؛ در حالى كه بهتر از آن در كوتاه مدت يا دراز مدت به تو داده خواهد شد يا آن را به چيزى كه براى تو بهتر از آن است تبديل مى كند، گاه چيزى از خدا مى خواهى كه اگر به آن برسى مايه هلاك دين توست [خداوند آن را از تو دريغ مى دارد تا بهتر از آن را بدهد]» (نامه ۳۱ نهج البلاغه). در دعا می‌خواستی جانم ازو کش بیابم مار بستانم ازو شکر حق را کان دعا مردود شد من زیان پنداشتم آن سود شد بس دعاها کان زیانست و هلاک وز کرم می‌نشنود یزدان پاک (مولوی) سوای قیمت ها (۲۰ میلیون تومان برای شصت ساعت دوره)، محتوای دوره ها را نباید مدنظر قرار داد؟ دست کم اگر ظاهر دوره مرتبط با امور مذهبی است، آیا یک کارشناس دینی نباید محتواها را بررسی کند؟! http://eitaa.com/islamic_psychology
Tarbiat Jensi.zip
5.18M
بسته آموزشی «تربیت جنسی» با رویکردی اسلامی: تهیه و تنظیم توسط کانال روانشناسی اسلامی محتوای بسته شامل موارد زیر است👇 متن شماره ۱: مقدمه متن شماره ۲: نکاتی پیرامون آموزش غیرت ورزی به جا برای پسران متن شماره ۳: رعایت حیا و پوشش در خانه متن شماره ۴: نکاتی پیرامون حمّام کردن فرزندان (قسمت اوّل) متن شماره ۵: نکاتی پیرامون حمّام کردن فرزندان (قسمت دوم) متن شماره ۶: نکاتی پیرامون پاسخ دهی به سؤالات فرزندان (قسمت اوّل) متن شماره ۷: نکاتی پیرامون پاسخ دهی به سؤالات فرزندان (قسمت دوم) متن شماره ۸: نکاتی پیرامون دستشویی رفتن کودک (قسمت اوّل) متن شماره ۹: نکاتی پیرامون دستشویی رفتن کودک (قسمت دوم) متن شماره ۱۰: خودتحریکی در کودکان (قسمت اوّل) متن شماره ۱۱: خودتحریکی در کودکان (قسمت دوم) متن شماره ۱۲: خودارضایی نوجوان متن شماره ۱۳: حفظ حریم خصوصی متن شماره ۱۴: مراقبت از شنیده ها و دیده ها در هفت سال نخست زندگی فرزند متن شماره ۱۵: مدیریت بازی های جنسی فایل word و pdf مطالب در کانال ایتا پیوست شده است. استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز است. لطفا در انتشار این ارسال نیز همراهی کنید. ان شاء الله برای والدین و دست اندرکاران تربیتی مفید فایده خواهد بود. http://eitaa.com/islamic_psychology
اوضاع پیچیده ای است به قرآن کریم بی اعتنایی می کنند و صدایی از ما در نمی آید... بستگان یک مسئول به ترکیه می روند و واکنش مردمی و نخبگانی نسبت به این رفتار (که البته نادرست است) چند برابر واکنش ها به اهانت به ساحت نبی مکرم اسلام (ص) از جانب فرزند مسئولی دیگر است... سخنران خوش نامی که به گردن همه ما حق دارد درباره رابطه اسلام و طب نظر خود را می گوید و برخی او را با توهین کننده به ساحت نبی مکرم اسلام (ص) قیاس می کنند! پناه میبریم به خدا از این هجمه های شیطانی بر اذهان ما... دشمن در میدان کار می کند... خدایا به حق این شبهای عزیز بینش صحیح و عمل صواب را به ما الهام فرما... الغوث الغوث... التماس دعا http://eitaa.com/islamic_psychology
21.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مادر با چشمان گریان به مرکز آمد و به من گفت که دخترش در فضای مجازی دچار لغزش شده. با پسری ارتباط گرفته و هرچه به او میگویم حرف خود را میزند. پس از کمی آرامش دادن، از او خواستم دخترش را صدا بزند و خود به فضای بیرون اتاق برود. دختر خیلی سفت و محکم از رابطه دفاع میکرد. واضح بود که با وجودی که در خانواده ای مذهبی پرورش یافته بود، گوشش از شنیدن نصایح پر بود و پذیرشی نسبت به آنها نداشت. در مدت نیم ساعتی که با او صحبت میکردم، با دقت حرفهایش را گوش دادم و متوجه نیازهایش شدم. با ادبیات خودش وارد صحبت شدم و درباره آینده رابطه، اگر با همین روال پیش برود، احتمالات منطقی و تجربی را مطرح کرده و برای رسیدگی به نگرانی هایش راهکارهایی ارائه کردم. سه هفته بعد مادر با خوشحالی به دفتر آمد و گفت ظاهرا مشکل حل شده. او به پسر پیام داده که اگر واقعا خواهان من هستی، دو سال دیگر رسما به خواستگاری ام بیا. علائمی از اینکه ارتباطی با هم دارند هم مشاهده نمیکنم. چه شده بود؟ من درباره پیامدهای فردا و پس فردا و پنج سال بعد این رابطه برای زندگی خود دختر صحبت کردم، نه درباره ناراحتی دیگران یا عواقب اخروی آن! نه اینکه صحبت از آن موارد بد باشد، نه اشتباه نشود! نسل امروز ما در نتیجه برخی عملکردهای اشتباه دینداران(برخوردهای تند و بی منطق، ناهمخوانی بین گفتار و کردار و ...) و تبلیغات علیه دین و عوامل دیگر، نسبت به واژگان متعارف دینی مقاومتهایی دارند. اما معنای این حرف این نیست که از درون با محتوا و روح دین بیگانه اند! نه، آنها کاملا دین را پذیرا هستند، اگر هنر معرفی داشته باشیم... http://eitaa.com/islamic_psychology
16.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الگوی دعای ما الگوی مولایمان امیرالمومنین علی علیه السلام است 🛑نقدی بر سخنان آقای اقبالی نسب درباره شبهای قدر مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمَوْلى وَاَ نَا الْعَبْدُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلا الْمَوْلى   مولاى من ... تويى سرور و منم بنده و آيا رحم كند بر بنده جز سرور او ؟   مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمالِكُ وَاَ نَا الْمَمْلُوكُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَمْلُوكَ اِلا الْمالِكُ   مولاى من اى مولاى من ، تويى مالك و منم مملوك و آيا رحم كند بر مملوك جز مالك ؟   مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْعَزيزُ وَاَ نَا الذَّليلُ وَهَلْ يَرْحَمُ الذَّليلَ اِلا الْعَزيزُ   مولاى من اى مولايم تويى عزتمند و منم خوار و ذليل و آيا رحم كند بر شخص خوار جز عزيز ؟   تویی کامل منم ناقص، تویی خالص منم مخلص / توی سور و منم راقص، من اسفل تو معلایی مولوی جناب آقای اقبالی نسب، آنچه مدل 《خاک بر سری》معرفی نمودید، تاجی بر سر ماست که از مقتدرترین مرد عالَم به ما به ارث رسیده است اندر آنجا که قضا حمله کند چاره تسلیم و ادب تمکین است پروین اعتصامی ما همه در برابر خدا خاضع و تسلیم هستیم حال مردم را با چنین تحلیل های فرافکنانه ای خراب نکنید که: خرم آن کس که در این محنت‌گاه خاطری را سبب تسکین است جهت نقد کامل تر سخنان ایشان، دو ارسال بعدی را نیز ببینید... التماس دعا http://eitaa.com/islamic_psychology
نقدی بر سخنان حسین اقبالی نسب درباره شب قدر | امید پیشگر ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۱۳:۱۳ یک. اظهار نظر یک روانشناس گرچه احکام و فنون قرائت را بداند و حافظ قرآن هم باشد در تفسیر و حدیث و فقه، غلطی آشکار است؛ زیرا اظهار نظر در هر رشته‌ای نیازمند داشتن تخصص در آن رشته است. فقر آگاهی در رشته‌های یادشده سبب شده تا آقای دکتر سخنانی بگوید و ادعاهایی را مطرح کند که یا اساساً هیچ دلیلی برای اثبات و پذیرش آنها وجود ندارد و یا اگر دلیلی هست، درست در انکار و ابطال ادعاهای ایشان است. دو. دکتر اقبالی‌نسب در این کمتر از 10 دقیقه نزدیک به سی ادعا مطرح می‌کند که بر پایهٔ اسناد و منابع قرآنی و حدیثی، همگی نادرست‌اند. بنا داشتم موارد را یک به یک بیاورم اما دیدم ارزش این همه وقت گذاشتن ندارد. برای تنها محورهای اصلی سخنان ایشان را بازگو کرده نادرستی‌شان را نشان می‌دهم.   محور اول: واژه سلام ایشان معتقد است: «سلام راز آفرینش است و هر کس بتواند در شب قدر به این راز دست پیدا کند شب قدر موفقی داشته است. سپس توصیه می‌کند در شب قدر، سلام بخواهید. نیز می‌گوید: جامع جمیع همهٔ اسمای الهی کلمهٔ سلام است. برای همین در شب قدر این اسم سلام است که فرود می‌آید و هدف فرشتگان از فرود آوردن این اسم سلام است.» این سخنان، بخشی از ادعاهای بی‌اساس ایشان است که هیچ دلیلی از قرآن و روایات برای آن نداریم و معلوم نیست بر تکیه بر کدام دلیل بر زبان جاری شده است. دیگر اینکه، جامع جمیع اسمای الهی الله است و نه سلام (تفسیر نمونه 1/20). سوم اینکه سلام در آیه به معنای ایمنی است و منظور، آن حالت امنیتی است که در شب قدر از شر شیطان و یاران او برای خداجویان فراهم می‌شود (روایت نبوی در مجمع البیان 10/789، تفسیر قرطبی 20/137). چهارم اینکه در میان انبوه روایاتی که دربارهٔ شب قدر به ما رسیده است در کدام یک آمده است که ما در شب قدر، از خدا سلام به این معنای نامفهومی که آقای دکتر می‌گویند بخواهیم. پنجم اینکه بر پایهٔ روایات اهل‌بیت (ع) ملائکه بر امام هر عصر فرود می‌آیند و حامل آن چیزهایی هستند که در سال آینده رخ خواهد داد و امام واسطهٔ فیض آن است (بصائر الدرجات 1/220) در این روایات هیچ اثری از ادعاهای آقای دکتر وجود ندارد. محور دوم: راههای تجربه دین و معنویت ایشان می‌گوید: «ما به عنوان روانشناس می‌گوییم: هر کس با سنخ روانی و روان‌شناختی خودش باید دین و معنویت را تجربه کند؛ یکی با تفکر، یکی با آواز خواندن به اوج می‌رسد، یکی هم با ذکر و مناجات و انابه و زاری.» می‌گویم: دین، از جنس حال نیست که هر کس به گونه‌ای متناسب با علاقه‌مندی و نوع شخصیتش آن را تجربه کرده و با آن به اوج لذت برسد. دین، برنامه است؛ برنامه‌ای متشکل از بایدها و نبایدها، هست‌ها و نیست‌ها که همگان باید آن را بشناسند به‌کار بندند تا به سعادت دنیا و آخرت برسند. در حد نصاب اولیه‌اش انتخاب و ذوق و سلیقه هم بر نمی‌دارد. برای نمونه نماز را همه باید بخوانند و یگانگی خدا را همه باید باور داشته باشند و هیچ‌کس نباید گناه کند. بله؛ مستحبات اختیاری است. در این برنامه، آن حال معنوی که گاه با آواز، گاه با مواد روان‌گردان، گاه با رقص و گاه با موسیقی غمگین به دست می‌آید و شخص با اینها به اوج می‌رسد اساساً وجود ندارد. گفتنی است: جملهٔ الطُّرُقُ الَی اللهِ بِعَدَدِ اَنفاسِ الخَلائِق؛ که گاه دستمایهٔ چنین تحلیل‌های نادرستی قرارمی‌گیرد اساساً روایت نیست و نمی‌توان به آن تکیه زد.   محور سوم: نقش مفاتیح‌الجنان در شب‌های قدر دکتر اقبالی‌نسب، فرهنگ رایج در اعمال شبهای قدر را متأثر از مفاتیح و مفاتیح را نمایانگر روحیهٔ نویسندهٔ آن یعنی مرحوم شیخ عباس قمی دانسته و او را در شکل شخصیتی چهارم قرار می‌دهد که دینداری‌شان با گریه و زاری است و در نهایت چنین تلقین می‌کند که برای داشتن یک شب‌قدر خوب و باحال باید مفاتیح را کنار بگذاریم. سخن او این است: «کل شب قدر دارد با مدل شیخ عباس قمی پیاده می‌شود. شیخ عباس قمی از مدل چهارم (ناله‌ای) است و بقیه به پیروی از او چنین می‌کنند در حالی که هر کس باید بر اساس تیپ شخصیتی خودش عمل کند.» اعمال شب قدر که بین مردم رواج دارد با استناد به روایاتی است که مرحوم شیخ عباس قمی این دانشمند حدیث‌شناس، از منابع روایی جمع‌آوری کرده و در مفاتیح الجنان نوشته است. بر این پایه، اعمالی که مردم در شب قدر انجام می‌دهند بر اساس روایاتی است که از اهل‌بیت (ع) به آنها رسیده است و ربطی به شخصیت نویسنده ندارد و نیز روشن شد که دین‌داری مدل‌بردار نیست. اعمال شب‌قدر هم به شکل کلی از سوی پیشوایان دین برای همگان صادر شده است. البته چون مستحب است هر کس به هر مقدار که می‌خواهد یا می‌تواند آنها را انجام می‌دهد. ادامه دارد... http://eitaa.com/islamic_psychology
دنباله ارسال قبل... محور چهارم: توهین به فرهنگ دعا و مناجات و گریه دکتر اقبالی‌نسبت در بخشی از سخنان خود با توهینی آشکار به فرهنگ والای مناجات، دعا، تضرع و گریه که در آیات فراوانی از قرآن کریم (اسراء:109، مریم:58، اعراف:55، 205) و روایات و نیز ادعیه‌ای مانند دعای کمیل موج می‌زند. این رفتارهای دینی را «مدل خاک تو سری» می‌نامد. این بخشها به‌خوبی نشان می‌دهد گویندهٔ ما با فرهنگی دینی بسیار بیگانه است وگرنه اگر کسی یک بار دعای کمیل را خوانده باشد و یا در آیات یادشده درنگ کرده باشد محال است چنین سخنی حتی به ذهن او بیاید.   محور پنجم: دربارهٔ چیستی شب قدر گویندهٔ ما گذشته از آنچه که دربارهٔ سلام و شب قدر می‌گوید و ما نادرستی آن را نشان دادیم، سخن شگفت دیگری هم دارد. او قدر را قدرت معنا می‌کند: «شب قدر از نظر من شب قدرت است. ریشهٔ قدر از قدرت است از توان است. شب قدر شبی است که انسان بالاترین قدرت را می‌تواند در زندگی تجربه کند.» قدر به معنای اندازه است (مقاییس 5/62). برای همین، شب قدر یعنی شب اندازه‌کردن یا همان تقدیر (المیزان 20/332). حال این چه ربطی به قدرت و توان‌افزایی دارد؟ شگفت‌گویی آقای دکتر همچنان ادامه دارد: «شب قدر، شب قدرت است؛ شب جشن است؛ شب گریه نیست. برخی گریه می‌کنند که خدا ببخشد؛ خدا بخشیده است و برای این چنین بزمی بر پا کرده است. کسی که گریه می‌کند حال خدا را می‌گیرد برای همین خدا فرمان می‌دهد زود چیز ناچیزی به او بدهند ردش کنند برود تا بزم خدا به هم نخورد و …» اول اینکه کی و کجا خدا همه را بخشیده است؟! با استناد به کدام مدرک چنین ادعایی می‌شود؟ دوم اینکه این داستان کارتونی و سخیفِ بزم و حال خدا برخورد با مناجاتیان از کجا برخاسته است؟   چند نادرست دیگر: می‌گوید: «خداوند ماه رمضان را ماه ربیع القلوب قرارداده است؛ نه بارونی کردن چشم‌ها.» و حال آن که در روایات، ربیع القلوب، وصف قرآن است و نه ماه رمضان (نهج‌البلاغه، خطبه 110). می‌گوید: «کسانی که دین را با فقه می‌فهمند از دین زده می‌شوند و آنهایی که با عرفان دین را می‌فهمند عاشق دین می‌شوند.» فقه، راه فهم دین نیست، دانشی است که رفتار انسان دیندار را تنظیم می‌کند و عرفانی که با فقه نسازد اساساً از جرگهٔ دین کنار گذاشته می‌شود و چنین عارفی نسبتی با دین ندارد. می‌گوید: «قراردادن قرآن روی سر نماد است برای اینکه بر اساس قرآن فکر کنم. در همان قست هست که راه مرا با این کتاب روشن کن.» این نمادی که آقای دکتر از آن سخن می‌گوید در بهترین حالت برداشت ذوقی خود ایشان است که البته هیچ دلیلی برای آن نداریم. آن چیزی که قسم‌های این عمل و حالت آن دانسته می‌شود واسطه قراردادن قرآن و یا پناه‌بردن به قرآن است؛ نه آن برداشت ذوقی ایشان. نیز دعایی که ایشان از آن یاد می‌کنند در هیچکدام از دو دعایی که با قرآن خوانده می‌شود وجود ندارد. می‌گوید: «در شب قدر، هر کس را به اندازهٔ خودش، اندازه‌اش را می‌چینند.» بالاخره شب قدر، شب اندازه‌کردن است یا شب قدرت؟!   به واقع این همه نادرستی و سخن بی‌دلیل و ریشه در یک سخنرانی کمتر از 10 دقیقه، به خوبی فقر علمی گوینده را در موضوع گفتگو نشان می‌دهد. از اهل دانش، انتظار است پاسبان حریم تخصص خود باشند و بی‌مایهٔ علمی در حوزه‌های دیگر اظهار نظر نکنند. http://eitaa.com/islamic_psychology
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مولای يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمَوْلى وَ اَنَا الْعَبْدُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلا الْمَوْلى... زین توبه که صد بار شکستم توبه...😔 یا امیر المومنین... http://eitaa.com/islamic_psychology
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
زمانی که مسئولین بیشتر شبیه به حرفهایشان بودند... الإمامُ عليٌّ عليه السلام: مَن نَصَبَ نَفسَهُ للنّاسِ إماما فليَبدأ بتَعليمِ نَفسِهِ قَبلَ تَعليمِ غَيرِهِ ، و ليَكُن تأديبُهُ بسِيرَتِهِ قَبلَ تأديبِهِ بلِسانِهِ ، و مُعَلِّمُ نَفسِهِ و مُؤدِّبُها أحَقُّ بالإجلالِ من مُعَلِّمِ النّاسِ و مُؤدِّبِهِم . امام على عليه السلام: هر كه خود را در مقام پيشوايى مردم قرار دهد بايد پيش از تعليم ديگران، به تعليم خود بپردازد و پيش از آنكه به زبانش تربيت كند، با رفتار خود تربيت نمايد و كسى كه آموزگار و مربّى خود باشد بيشتر سزاوار بزرگداشت است تا آن كه آموزگار و مربى ديگران است (نهج البلاغه، حکمت ۷۳) سختی ها قابل تحمّل خواهند بود، اگر همه در آنها سهیم باشیم، و نه اینکه فقط برخی سختی بکشند و برخی دیگر نه‌‌... http://eitaa.com/islamic_psychology
چرا این اتفاقات معنی‌دار را نمی‌بینیم؟ 🔺فرض کنید اگر ۱۰۰ نفر در یکی از پارکهای تهران قرار می‌گذاشتند برای برگزاری یک پارتی عمومی، یا مثلا ۵ نفر با هم قرار می‌گذاشتند که هر کدام در گوشه‌ای از تهران روی سکویی بروند برای کشف حجاب، یا ۱۰۰۰ نفر در مراسم تشییع یک خواننده جمع شوند، یکدفعه چطور اهالی رسانه همگی جامعه‌شناس می‌شوند و تمام صفحات مجازی پر می‌شود از تحلیلهای فوق تخصصی که ببینید جامعه به کدامین سو در حرکت است و مسیر گذشته و حال و آینده کشور را بر اساس همان یک رویداد چند نفره تحلیل می‌کردند... 🔺اما حالا فرض کنید که چند هزار نفر از مردم خودشان را به سختی بیاندازند و سحرگاه برای مراسم شبهای قدر راهی قطعه شهدا شوند؛ آن هم مراسمی که بدون هرگونه تبلیغ و اطلاع رسانی‌ای برگزار شده... آیا درباره این پدیده و پدیده‌های مشابه بسیار هم اهالی رسانه و جامعه شناسانِ افتخاری و تحلیلگرانِ متخصصِ در همه امور چند خط می‌نویسند؟! 🔺یا وقتی نتایج نظرسنجی یک مرکز معتبر درباره علاقه اکثریت مردم برای حضور در مراسم شبهای قدر منتشر می‌شود، این موضوع هم محور تحلیل‌مان می‌شود یا بی توجه از کنارش رد می‌شویم؟! نمی‌دانم این چه مرضی است که همه‌مان را دچار کرده... که آن ۵ نفر و ۱۰۰ و ۱۰۰۰ نفر به سرعت به چشم‌مان می‌آید و تبدیل می‌شود به مبنای تحلیل ما درباره همه اتفاقات جامعه، اما اینگونه اتفاقات معنادار بزرگ که کم هم نیستند را نمی‌بینیم و از کنارش به سادگی گذر می‌کنیم! 🖍علی صدری نیا ــــــــــــــــ 🚩 در پرتگاه مجازی، مجهز باش... http://eitaa.com/islamic_psychology
پیشنهادی برای نام گذاری روز روانشناس و مشاور! اگر را نماد پزشکی میشناسیم، و را نماد داروسازی و را نمادی برای علوم آزمایشگاهی، چرا برای روانشناسی و مشاوره نمادی ویژه را به ایرانیان و بلکه به جهانیان معرفی نکنیم؟ گرچه در قدیم، تفکیک علوم به شکل کنونی مطرح نبوده و حکما عموما در زمینه های متعددی صاحب نظر بوده اند، اما شاید بتوان (ابو زید احمد بن سهل بلخی) را، به حق، به عنوان یکی از شایستگان نامدار برای وجه تسمیه روز روانشناس و مشاور شناساند کتاب خارق العاده ابو زید با عنوان وی را در روانشناسی حقیقتا به یک نابغه خاص و ستودنی تبدیل کرده است کاربست فنون مختلف شناختی، رفتاری و معنوی جهت مداخله در اختلال های روانشناختی، ارائه دسته بندی اولیه برای اختلالات روانی، توصیفات فوق العاده دقیق از اختلالاتی چون وسواس و هراس، تبیین زیبای رابطه بین جسم و روان، معرفی روشهای نوینی همچون بازداری تقابلی، نگاه جامع به مداخله روانشناختی، نگارش کتاب خودیاری و ... تنها گوشه ای از هنرمندی های ناشناخته ابو زید بلخی است به عنوان یک رسالت، او را بیشتر بشناسیم و بشناسانیم... چه چیزی به عنوان روز جهانی روانشناس و مشاور داشته باشیم و چه نداشته باشیم، به نظر می رسد اگر برای این روز، هویت بخشی درستی در نظر بگیریم (درست مانند حس خوبی که پزشکان مان از درک پیوند هویتی با ابن سینا میگیرند)، شایسته تر باشد، تا اینکه صرفا بخواهیم بدون وجه تسمیه خاص، روزی را برای جامعه روانشناسان و مشاوران تعریف نماییم http://eitaa.com/islamic_psychology