۱۵
.
البته حتما برای استفاده از داروها و تأثیرگذاری
باید با پزشک طب اسلامی ایرانی مشورت کنید
مکمل داروها ، برنامه غذایی هست که توسط استاد براتون نوشته میشه
╭┅─────────┅╮
🌷 @islamiteb313
╰┅─────────┅╯
.
50.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلام پروردگارم 🤍
خدای من شنوندهی دعاهاست💚
سوره ابراهیم✨
آیات ۳۹ تا ۴۱
╭┅─────────┅╮
🌷 @islamiteb313
╰┅─────────┅╯
۱
.
سلام دوستان حالتون چطوره 🤚
⭕️ یکی از دغدغه های مهم پدر و مادرها اینه که چطور با فرزند نوجوانشون رفتار کنن
🔻اکثر نوجوان ها در یک سن خاصی مقداری پرخاشگر میشن و این یک امر طبیعی هست و خیلی مهمه که در این سن پدر و مادر چطور با فرزند رفتار کنن
╭┅─────────┅╮
🌷 @islamiteb313
╰┅─────────┅╯
.
۲
.
۱ـ حفظ آرامش: وقتی نوجوان پرخاشگره، شما سعی کن خودت آرام باشی. واکنش عصبی یا مقابله به مثل فقط وضعیت رو بدتر میکنه.
🔻 یه مثال ساده و واقعی برات میزنم:
فرض کن پسرت (۱۵ ساله) با عصبانیت وارد خونه میشه، در رو محکم میبنده و میگه:
« از زندگی با شما خسته شدم! و شروع میکنه پرخاشگری »
اگر شما هم فریاد بزنی و بگی:
«تو کی فکر میکنی هستی که اینجوری حرف میزنی؟!»
اون وقت دعوا شدیدتر میشه و هیچکس حرف طرف مقابل رو نمیفهمه.
اما اگه شما نفس عمیق بکشی، صدات رو آروم نگه داری و بگی:
«میدونم خیلی عصبانیای، بیا اول یکم آروم شو، بعد اگه خواستی حرف بزنیم»
در این صورت، شما با آرامشت مثل آینه رفتار کردی و بهش یاد دادی چطور احساساتش رو کنترل کنه. این برخورد میتونه تنش رو کم کنه و باعث بشه بعداً خودش هم درباره حرفهاش فکر کنه.
╭┅─────────┅╮
🌷 @islamiteb313
╰┅─────────┅╯
.
۳
.
۲ـ گوش دادن فعال: به حرفها و احساسات نوجوان با دقت گوش بده بدون قضاوت. این باعث میشه احساس کنه دیده و شنیده شده.
یک مثال ملموس برای "گوش دادن فعال":
فرض کن دخترت (۱۶ ساله) با ناراحتی میگه:
«هیچکس تو مدرسه منو دوست نداره... همه مسخرهم میکنن.»
اگه شما بلافاصله بگی:
«این حرفا چیه؟ تو خیلی هم خوبی! بهشون توجه نکن!»
این نوع جواب ممکنه نیت خوبی داشته باشه، ولی باعث میشه احساس کنه حرفهاش جدی گرفته نشده یا نادیده گرفته شده.
اما اگر گوش دادن فعال رو به کار ببری، ممکنه اینطوری جواب بدی:
«به نظر میرسه خیلی ناراحتی... میخوای بیشتر برام بگی چی شده؟ کی این حرفها رو زده؟»
و وقتی اون شروع به صحبت میکنه، شما با تکون دادن سر، گفتن عباراتی مثل «درکت میکنم» یا «میفهمم که چقدر ناراحت شدی» نشون میدی که واقعاً بهش گوش میدی. این باعث میشه احساس امنیت و دیده شدن کنه، و احتمال اینکه باهات درد دل کنه خیلی بیشتر میشه.
╭┅─────────┅╮
🌷 @islamiteb313
╰┅─────────┅╯
.
۴
.
۳ـ شناخت علتها: سعی کن بفهمی پشت پرخاشگری چه مسائلی هست؛ آیا استرس، ناامیدی، یا نیاز به توجه داره؟
یه مثال کاربردی برای "شناخت علتها":
فرض کن پسرت (۱۷ ساله) اخیراً خیلی زود عصبانی میشه، تو خونه داد میزنه، در اتاقش رو میکوبه و با خواهرش دائم درگیره.
شما ممکنه اول فکر کنی:
«چرا انقدر بیادب شده؟ باید تنبیهش کنم!»
ولی بهجای واکنش فوری، شروع میکنی به دقت نگاه کردن به رفتارهاش و باهاش صحبت میکنی. با کمی حرف زدن آروم، متوجه میشی که:
نمراتش تو امتحانا افت کرده
چند روزه با دوست صمیمیش قهر کرده
و داره برای کنکور یا آیندهاش استرس زیادی رو تحمل میکنه
اون وقت میفهمی که پرخاشگریاش ناشی از فشار روانیه، نه صرفاً لجبازی.
در این حالت، برخورد شما میتونه این باشه که بگی:
«میدونم این روزا سخت میگذره، اگه بخوای دربارهاش حرف بزنی، من هستم برات.»
شناخت علت واقعی، راه رو برای کمک مؤثر باز میکنه و رابطهتون رو هم عمیقتر میسازه.
╭┅─────────┅╮
🌷 @islamiteb313
╰┅─────────┅╯
.
۵
.
۴ـ تعیین حدود روشن: قوانین و حد و مرزهای مشخص داشته باش و با ثبات اونها رو اجرا کن.
یه مثال روشن برای "تعیین حدود مشخص و با ثبات":
فرض کن دخترت (۱۴ ساله) عادت کرده شبها تا دیر وقت با گوشی توی اتاقش بمونه، و صبحها هم دیر از خواب بیدار میشه، مدرسه دیر میرسه یا بیحوصلهست.
شما میتونی قانون مشخصی بذاری و بگی:
«از این به بعد ساعت ۱۰ شب گوشی باید تحویل داده بشه و دیگه استفاده ازش توی اتاق خواب ممنوعه.»
اگه یه شب بعد از ۱۰ دیدی هنوز گوشی دستشه و با عصبانیت گفت:
«الان دارم با دوستم حرف میزنم، کار مهمیه!»
اگه کوتاه بیای و بگی «باشه فقط امشب»، اون قانون بیاثر میشه.
اما اگه با آرامش و ثبات بگی:
«میدونم شاید حرفت مهم باشه، ولی ما این قانون رو گذاشتیم برای اینکه بتونی خوب بخوابی و فردا حالت بهتر باشه. باید گوشی رو الان تحویل بدی.»
با تکرار این رفتار، نوجوان یاد میگیره که شما جدی هستی، و قانونها برای حمایت از اونه، نه کنترل.
کلید موفقیت این روش، «ثبات در اجرا»ست، نه سختگیری زیاد.
╭┅─────────┅╮
🌷 @islamiteb313
╰┅─────────┅╯
.
۶
.
۵ـ تشویق به بیان احساسات به شکل سالم: کمک کن نوجوان یاد بگیره احساساتش رو به جای پرخاش، با کلمات یا روشهای خلاقانه مثل نوشتن یا ورزش بیان کنه.
یک مثال کاربردی و واقعی برای "تشویق به بیان احساسات به شکل سالم":
فرض کن پسرت (۱۳ ساله) وقتی عصبانی میشه، شروع میکنه به داد زدن، پرت کردن وسایل یا کوبیدن درها.
بهجای فقط گفتن «عصبانیت بده» یا «آروم باش»، میتونی بهش کمک کنی روشهای سالمتری رو امتحان کنه. مثلاً:
یک روز که آرومه، باهاش حرف میزنی و میگی:
«میدونم گاهی وقتی عصبانی میشی، نمیدونی با اون احساس چه کار کنی. بعضی وقتا نوشتن میتونه کمک کنه. دوست داری یه دفتر مخصوص خودت داشته باشی که وقتی ناراحتی، بری تو اتاقت و هرچی دلت میخواد توش بنویسی؟ یا حتی یه کیسه بوکس کوچیک تو اتاق داشته باشی که خالی شی؟»
یا اگه به ورزش علاقه داره، تشویقش کنی که وقتی حسش منفی میشه، بره بدوه یا فوتبال بزنه.
مثلاً وقتی یه بار با عصبانیت اومد خونه، شما بگی:
«میخوای قبل از حرف زدن، اول ده دقیقه توپ بزنی تو حیاط؟ بعدش اگه خواستی با هم حرف میزنیم.»
این باعث میشه یاد بگیره که احساساتش اشتباه نیستن، ولی میتونه اونا رو با روشهای غیر مخرب تخلیه کنه.
╭┅─────────┅╮
🌷 @islamiteb313
╰┅─────────┅╯
.
۷
.
۶ـ در صورت نیاز، کمک تخصصی: اگر پرخاشگری شدید و مکرره، بهتره از روانشناس یا مشاور کمک بگیری.
یه مثال میزنم برای «کمک گرفتن از متخصص»:
فرض کن دخترت (۱۵ ساله) توی چند ماه گذشته دائم پرخاشگری میکنه؛
سر کوچکترین چیزها داد میزنه، در رو محکم میکوبه، با خواهر و برادرش درگیره، با شما هم پر از تنش شده.
حتی تو مدرسه هم معلمش گفته که سر کلاس عصبانی میشه، با دوستاش درگیر میشه، نمرههاش هم افت کرده.
شما اول سعی میکنی باهاش آروم حرف بزنی، بهش گوش بدی، حدود بذاری، حتی روشهای تخلیه احساسات رو هم پیشنهاد میدی...
اما تغییری ایجاد نمیشه و رفتارهاش هر روز شدیدتر میشن.
اینجاست که تصمیم میگیری بگی:
«عزیزم، میدونم سختته و این عصبانیتها یه چیزی پشتش هست. ما همه دوست داریم حالت بهتر باشه. بهتره با یه مشاور صحبت کنی که بتونه بهت کمک کنه بفهمی چی داره اذیتت میکنه. ما هم کنارتیم.»
با این کار، بهش نشون میدی که مشکلش جدی گرفته شده، و کمک گرفتن از روانشناس نشونه ضعف نیست، بلکه یه قدم شجاعانه برای بهتر شدنه.
مشاور میتونه دلایل پنهان مثل اضطراب، افسردگی، یا مسائل درونی رو کشف کنه و راهکارهای حرفهای ارائه بده.
╭┅─────────┅╮
🌷 @islamiteb313
╰┅─────────┅╯
.
.
داستان "درختی که دل داشت" 🌳
در دل یک باغ سبز، درختی زندگی میکرد که با همه درختها فرق داشت. این درخت، دل داشت… نه دل چوبی، دل واقعی. هر روز که بچهها به باغ میآمدند، شاخههاش را پایین میآورد تا بچهها راحت از سیبهایش بخورند. وقتی پرندهای بال شکسته داشت، لابهلای برگهاش پنهانش میکرد تا از باد و بارون در امان باشه.
سالها گذشت. یکی از بچهها که خیلی درخت رو دوست داشت، بزرگ شد. اومد پیش درخت و گفت:
«من پول میخوام تا برم شهر و کار کنم.»
درخت گفت: «میتونی سیبهام رو بفروشی.»
پسر سیبها رو چید و رفت…
مدت زیادی گذشت. پسر برگشت. پیرتر شده بود. گفت:
«میخوام خونه بسازم، چوب لازم دارم.»
درخت گفت: «شاخههامو ببر… اگه به کارت میاد.»
پسر شاخهها رو برید و رفت…
سالها گذشت… درخت حالا فقط یک تنهی خمیده بود. پسر برگشت… حالا پیرمردی شده بود.
درخت با لبخند گفت: «متأسفم، دیگه چیزی ندارم که بهت بدم…»
مرد پیر لبخند زد و گفت:
«من دیگه چیزی نمیخوام… فقط میخوام بشینم و استراحت کنم.»
درخت گفت:
«پس بشین… روی تنهام… مثل همیشه… من هنوز همونم…»
🍃 و مرد پیر نشست…
و درخت خوشحال شد… چون هنوز میتونست مفید باشه… با دلی که هنوز میتپید.
✨ پیام داستان:
مهربانی بیقید و شرط، زیباترین نوع عشقه. ولی نباید یادمون بره که گاهی اونایی که همیشه باهامونن و میدن و چیزی نمیخوان، نیاز دارن فقط شنیده و دیده بشن…
╭┅─────────┅╮
🌷 @islamiteb313
╰┅─────────┅╯
.
.
⇦✨افرادی که صبحانه نمیخورند دچار چه مشکلاتی می شوند⁉️
✨سردرد
✨ریزش مو
✨لکهای پوستی
✨پوکۍاستخوان
«به علت کاهش ایمنی بدن وعدم توانایی بدن در غلبه بر رادیکالهای آزاد»
╭┅─────────┅╮
🌷 @islamiteb313
╰┅─────────┅╯
.