۶
.
۵ـ تشویق به بیان احساسات به شکل سالم: کمک کن نوجوان یاد بگیره احساساتش رو به جای پرخاش، با کلمات یا روشهای خلاقانه مثل نوشتن یا ورزش بیان کنه.
یک مثال کاربردی و واقعی برای "تشویق به بیان احساسات به شکل سالم":
فرض کن پسرت (۱۳ ساله) وقتی عصبانی میشه، شروع میکنه به داد زدن، پرت کردن وسایل یا کوبیدن درها.
بهجای فقط گفتن «عصبانیت بده» یا «آروم باش»، میتونی بهش کمک کنی روشهای سالمتری رو امتحان کنه. مثلاً:
یک روز که آرومه، باهاش حرف میزنی و میگی:
«میدونم گاهی وقتی عصبانی میشی، نمیدونی با اون احساس چه کار کنی. بعضی وقتا نوشتن میتونه کمک کنه. دوست داری یه دفتر مخصوص خودت داشته باشی که وقتی ناراحتی، بری تو اتاقت و هرچی دلت میخواد توش بنویسی؟ یا حتی یه کیسه بوکس کوچیک تو اتاق داشته باشی که خالی شی؟»
یا اگه به ورزش علاقه داره، تشویقش کنی که وقتی حسش منفی میشه، بره بدوه یا فوتبال بزنه.
مثلاً وقتی یه بار با عصبانیت اومد خونه، شما بگی:
«میخوای قبل از حرف زدن، اول ده دقیقه توپ بزنی تو حیاط؟ بعدش اگه خواستی با هم حرف میزنیم.»
این باعث میشه یاد بگیره که احساساتش اشتباه نیستن، ولی میتونه اونا رو با روشهای غیر مخرب تخلیه کنه.
╭┅─────────┅╮
🌷 @islamiteb313
╰┅─────────┅╯
.
۷
.
۶ـ در صورت نیاز، کمک تخصصی: اگر پرخاشگری شدید و مکرره، بهتره از روانشناس یا مشاور کمک بگیری.
یه مثال میزنم برای «کمک گرفتن از متخصص»:
فرض کن دخترت (۱۵ ساله) توی چند ماه گذشته دائم پرخاشگری میکنه؛
سر کوچکترین چیزها داد میزنه، در رو محکم میکوبه، با خواهر و برادرش درگیره، با شما هم پر از تنش شده.
حتی تو مدرسه هم معلمش گفته که سر کلاس عصبانی میشه، با دوستاش درگیر میشه، نمرههاش هم افت کرده.
شما اول سعی میکنی باهاش آروم حرف بزنی، بهش گوش بدی، حدود بذاری، حتی روشهای تخلیه احساسات رو هم پیشنهاد میدی...
اما تغییری ایجاد نمیشه و رفتارهاش هر روز شدیدتر میشن.
اینجاست که تصمیم میگیری بگی:
«عزیزم، میدونم سختته و این عصبانیتها یه چیزی پشتش هست. ما همه دوست داریم حالت بهتر باشه. بهتره با یه مشاور صحبت کنی که بتونه بهت کمک کنه بفهمی چی داره اذیتت میکنه. ما هم کنارتیم.»
با این کار، بهش نشون میدی که مشکلش جدی گرفته شده، و کمک گرفتن از روانشناس نشونه ضعف نیست، بلکه یه قدم شجاعانه برای بهتر شدنه.
مشاور میتونه دلایل پنهان مثل اضطراب، افسردگی، یا مسائل درونی رو کشف کنه و راهکارهای حرفهای ارائه بده.
╭┅─────────┅╮
🌷 @islamiteb313
╰┅─────────┅╯
.
.
داستان "درختی که دل داشت" 🌳
در دل یک باغ سبز، درختی زندگی میکرد که با همه درختها فرق داشت. این درخت، دل داشت… نه دل چوبی، دل واقعی. هر روز که بچهها به باغ میآمدند، شاخههاش را پایین میآورد تا بچهها راحت از سیبهایش بخورند. وقتی پرندهای بال شکسته داشت، لابهلای برگهاش پنهانش میکرد تا از باد و بارون در امان باشه.
سالها گذشت. یکی از بچهها که خیلی درخت رو دوست داشت، بزرگ شد. اومد پیش درخت و گفت:
«من پول میخوام تا برم شهر و کار کنم.»
درخت گفت: «میتونی سیبهام رو بفروشی.»
پسر سیبها رو چید و رفت…
مدت زیادی گذشت. پسر برگشت. پیرتر شده بود. گفت:
«میخوام خونه بسازم، چوب لازم دارم.»
درخت گفت: «شاخههامو ببر… اگه به کارت میاد.»
پسر شاخهها رو برید و رفت…
سالها گذشت… درخت حالا فقط یک تنهی خمیده بود. پسر برگشت… حالا پیرمردی شده بود.
درخت با لبخند گفت: «متأسفم، دیگه چیزی ندارم که بهت بدم…»
مرد پیر لبخند زد و گفت:
«من دیگه چیزی نمیخوام… فقط میخوام بشینم و استراحت کنم.»
درخت گفت:
«پس بشین… روی تنهام… مثل همیشه… من هنوز همونم…»
🍃 و مرد پیر نشست…
و درخت خوشحال شد… چون هنوز میتونست مفید باشه… با دلی که هنوز میتپید.
✨ پیام داستان:
مهربانی بیقید و شرط، زیباترین نوع عشقه. ولی نباید یادمون بره که گاهی اونایی که همیشه باهامونن و میدن و چیزی نمیخوان، نیاز دارن فقط شنیده و دیده بشن…
╭┅─────────┅╮
🌷 @islamiteb313
╰┅─────────┅╯
.
.
⇦✨افرادی که صبحانه نمیخورند دچار چه مشکلاتی می شوند⁉️
✨سردرد
✨ریزش مو
✨لکهای پوستی
✨پوکۍاستخوان
«به علت کاهش ایمنی بدن وعدم توانایی بدن در غلبه بر رادیکالهای آزاد»
╭┅─────────┅╮
🌷 @islamiteb313
╰┅─────────┅╯
.