در اولین شبِ قدر
اتفاقِ عجیبی میافتد
ابنِملجممرادے بهـ نمایندگی
از سوےِ تمامِ آنها کهـ اسلام و
دینِ خدا را، تنها با تعبیرِ خودشان
صحیح میدانند . .
شمشیر تیز میکند !
- إسـراء -
در اولین شبِ قدر اتفاقِ عجیبی میافتد ابنِملجممرادے بهـ نمایندگی از سوےِ تمامِ آنها کهـ اسلام و
نقشهـ را در ذهنش مرور میکند . .
میداند در این راھ کشتهـ میشود؛
اما باز مصمم است،
غسلِ شهادت هم میکند،
بهـ خود عطر هم میزند،
با خدا راز و نیاز هم میکند،
- إسـراء -
نقشهـ را در ذهنش مرور میکند . . میداند در این راھ کشتهـ میشود؛ اما باز مصمم است، غسلِ شهادت هم می
شک نداریم . .
او خود را حقِ مطلق میداند !
و #علی بهـ نمایندگی از همهـی آنها
کهـ از اسلام و دین خدا نهـ نان
میخواهند و نهـ نام؛
بهـ نمایندگی از آنها کهـ خستهـ از
حکومتِ خلفا هستند و حکومت
را باری بر دوشهاےِ نحیفِشان
میبینند، نهـ لطفی و فرصتی براےِ
بهرھهاےِ خویش بهـ نمایندگی از
آنها کهـ دغدغهـی انسانها را دارند
نهـ خداےِ خویش ساختهـ را . .
بهـ نمایندگی از آنها کهـ عدالت
برایِشان اصل است، و هیچ
ظلمِ کوچکی، حتی براےِ برقرارےِ
عدالت را بهـ توجیهـ بر نمیتابند؛
راهیِ مسجد میشود . .
ابنِ ملجم مرادے نیتِ قربةالیالله
میکند؛ خدایا علی را میکشم تا
خودت حکمفرما شوے و علی پای
در راهی مینھد کهـ میداند؛
سرانجامش چیست،
او میداند در این راھ
مرگ بهـ انتظارش نشستهـ . .
- إسـراء -
ابنِ ملجم مرادے نیتِ قربةالیالله میکند؛ خدایا علی را میکشم تا خودت حکمفرما شوے و علی پای در را
بشرِ خودخواھ؛
کِی طاقتِ عدالت را داشتهـ ؟!
ابنِملجم کهـ شمشیر میکشد
خیلیها نفسی راحت میکشند
و در قلب هاےِ مریضِشان این
کلام عبور می کند . .
ما غنیمت خواسته بودیم !
علی عدالت .
ما سروری خواسته بودیم !
علی برابرے .
ما حاکمیت خواسته بودیم !
علی خدمت .
- إسـراء -
ابنِملجم کهـ شمشیر میکشد خیلیها نفسی راحت میکشند و در قلب هاےِ مریضِشان این کلام عبور می کند
با خود میگویند؛
شاید براےِ ما بد هم نشود.
علی خدا را براےِ بندھها میدید
ابنِ ملجم بندھها را براےِ خدا . .
علی حکومت را براےِ مردم میدید
ابنِملجم حکومتومردم را براےِ خدا !
علی میدانست عدالت هزینهـها دارد
ابنِ ملجم عدالت را بهـ آسمان حوالهـ
میداد.
قلـ♥️ـبِ علی
با ضربهـی شمشیر بهـ فرقش؛
آرام میشود . .
ابنِ ملجم
با فرود آوردنِ شمشیر،
نفسش آرام میگیرد !
نهـ علی یک تن است؛
نه پسر ملجم . .
تاریخ گواهی میدهد !
راھِ عدالت؛
راھِ آزادگی؛
راھِ بندگیِ خدا؛
- إسـراء -
نهـ علی یک تن است؛ نه پسر ملجم . . تاریخ گواهی میدهد ! راھِ عدالت؛ راھِ آزادگی؛ راھِ بندگیِ خدا؛
بیپذیرش لطمهـها و ضربهـها
و خوندادنها ممکن نیست !