امروز صبح رسیدیم اصفهان،
من در اقدامی بیسابقه، از ظهر تا دو ساعت پیش خواب بودم😶
حلول ماه رمضان مبارک✨
اینجا یادمان علقمه ست.
بعد چندروز بالاخره دیدیم توی یادمانها یادی از بانوان شهیده باشه.
اتفاقا به روز هم بود و تصویر شهیده معصومه کرباسی و شهیده فائزه رحیمی هم بود.
دخترها وقتی به اینجا میرسیدن، چند لحظه توقف میکردن و با تعجب و ذوق به این تصاویر نگاه میکردن.
شاید چون کسی اینو بهشون نگفته بود که دخترها هم شهید میشن...
#سرزمین_نور۳ #لشگر_فرشتگان
توی خرمشهر، همه اتوبوسها پول روی هم گذاشتیم و بستنی گاومیش خریدیم.
اولش به دلایل بهداشتی مخالف بودم، ولی واقعا خیلی خوشمزه بود و الان که یادش افتادم دلم خواست😶
پ.ن: به بچهها گفتم وقتی میگی «بستنی گاومیش»، آدم حس میکنه خود گاومیش محترم رو گذاشتن توی فریزر یخ بزنه و بعد میارن بخورنش😅
#سرزمین_نور۳
اینجا مسیر خروج از یادمان علقمه ست.
حقیقتا جمله روی تابلو مو رو به تن آدم راست میکنه!
واقعا خدا نکنه ما شهدا رو فقط برای گریه کردن و توسل بخوایم...
#سرزمین_نور۳
امسال توی هویزه با یه شخصیت بینظیر آشنا شدم؛
یه بانوی بینظیر: مادر شهید سیدحسین علمالهدی.
این بانو هم مثل خیلی از مادران شهدا، در پرتو نور شهیدش محو و نادیده گرفته شده؛
ولی شخصیت خیلی بزرگی داره.
فقط یکی از کارهایی که انجام داده، تربیت شهید علمالهدی ست!
این بانو قبل و بعد شهادت فرزندش، دائما در مسیر مبارزه و رشد بوده؛
یه بانوی جریانساز در جهت حفظ ارزشهای دفاع مقدس و کمک به جبهه...
#سرزمین_نور۳
اینجا یادمان علقمه ست؛
کنار اروند، نقطه صفر مرزی.
درواقع اون خشکیای که اون طرف آب پیداست، خاک عراقه.
اینجا یادمان شهدای غواص کربلای چهاره.
من اینجا رو بیشتر از اروندکنار دوست دارم.
اینجا به کربلا نزدیکتره.
نسیمش نسیم کربلاست،
آبی که ازش عبور میکنه، چند ساعت پیش از کنار حرم امام حسین علیهالسلام رد شده...
برای ما کربلا نرفتهها دلخوشی خوبیه...🥲
پ.ن: یه زمانی راه نجات ایران، این بود که جوونهایی همسن ما، برن توی آب وحشی اروند، اگه تیر خوردن یا زندهزنده سوختن هم صداشون در نیاد و پیکرشون برای همیشه توی اروند بمونه و خوراک ماهیها بشه.
و اونا این کار رو کردن؛ چون لازم بود.
الان راه نجات ایران از بحران اقتصادی و اجتماعی چیه؟ واقعا کار ما سختتره یا اونا؟
چرا ما انقدر لوسیم؟؟؟
#سرزمین_نور۳