مهشکن🇵🇸🇮🇷
🌱بسم الله الرحمن الرحیم🌱 📖داستان #دایره معمایی، تریلر، جنایی ✍🏻ش. شیردشتزاده ⚠️این داستان کاملا
خیلی ممنونم که با وجود همه وقفهها و مشکلاتی که در انتشار رمان بود، همراهم موندید و شرایطم رو درک کردید🥲
سلامت باشید ✨
مهشکن🇵🇸🇮🇷
🌱بسم الله الرحمن الرحیم🌱 📖داستان #دایره معمایی، تریلر، جنایی ✍🏻ش. شیردشتزاده ⚠️این داستان کاملا
نظرتون رو درباره دایره برام بنویسید:
https://payamenashenas.ir/RevayatEshgh
سلام
ممنون از محبتتون
راستش حس کردم تا همینجا هم خیلی طولش دادم، و دیگه بیشتر از این طول دادنش درست نبود.
و اینکه، این داستان یه داستان نیمهبلند(و نه رمان) با محوریت حسین بود. خیلی جایی برای پردازش بیشتر بقیه یا آشنایی با عباس نبود.
البته شخصیت مرد ناشناس خوب پرداخته شد، فقط به اسمش اشاره نشد.
ممنونم،
دوتا نکته هست: اولا همونطور که از دیالوگها پیداست، مرد ناشناس یه شخصیت بازیگوش و دیگرآزار و بیمار داره، و حتی خودشم توضیح داد که از بازی دادن حسین لذت میبره.
کار حسین رو تموم نکرد چون دوست داشت با حسین درگیر بشه و بازی کنه.
دوم اینکه: یکی از اصول داستاننویسی اینه که ضدقهرمان از قهرمان قویتر باشه. اینه که داستان رو پیچیده، غیرقابل پیشبینی و هیجانانگیز میکنه.
هدایت شده از KHAMENEI.IR
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚙️ هماکنون؛ رهبر انقلاب: رهبری در برنامهریزیهای اقتصادی دخالت نمیکند/ مسئولین دولتی بدانند چه وظایفی برعهده آنهاست
🖼 #سرمایهگذاری_برای_تولید
✏️ اول فروردین ۱۴۰۴؛ سخنرانی نوروزی در جمع اقشار مختلف مردم، حسینیه امام خمینی(ره) تهران
📲 پخش مستقیم👇
Farsi.Khamenei.ir/live
🔰
💬اگر ایرانیها مرا پیدا کنند...
📖در عملیاتی که در ابتدای سال ۱۳۶۱ در غرب دزفول انجام شد، قرارگاه نصر به فرماندهی او(حسن باقری) در سرزمینهای چین خورده غرب رود کرخه پیش رفت و مهمترین اهداف یعنی توپخانه سپاه چهارم و ارتفاعات رادار را به تصرف درآورد. آنجا اولین و آخرین باری بود که صدام حسین تا آستانه اسارت پیش رفت.
"سرلشکر ستاد عبدالحمید محمود الخطاب رئیس دفتر صدام حسین که از همراهان او در آن ماجرا بود، در خاطراتش چنین آورده است: در عملیاتی که ایرانیها نام فتح المبین را روی آن گذاشته بودند، نیروهای ایرانی به منطقه استقرار سپاه چهارم و مواضع ستادی این سپاه رسیدند. آقای رئیس جمهور [صدام حسین] هم در همین منطقه بود. ژنرال عدنان خیرالله طلفاح _وزیر دفاع_ هم بود. فهمیدیم که نیروهای ایرانی ما را دور زدهاند. احساس همه ما این بود که به زودی به اسارت در خواهیم آمد. آقای رئیس جمهور مضطرب از ژنرال عدنان خیرالله پرسید: عدنان بگو چه باید بکنیم؟ عدنان خیرالله جواب داد: سرورم، جای دیگری برای فرار و پنهان شدن پیدا میکنم. دوباره آقای رئیس جمهور پرسید سلاح و مهماتی هم به همراه دارید؟ من جواب دادم فقط یک قبضه تفنگ داریم. ایشان با خشم و غضب گفت: اگر ایرانیها مرا پیدا کنند، میدانید چه میشود؟
افراد همراه همگی سعی میکردند آقای رئیس جمهور را آرام کنند. او در حالی که به تانکهای ما را که در آتش میسوخت، نگاه میکرد زیر لب میگفت: لعنت بر آنها، ما را در ورطه جنگ گرفتار کردند.
او اسم کسی را نمیآورد فقط به لعنت کردن اکتفا میکرد. اما من میدانستم که منظورش آمریکا و بعضی از کشورهای عربی همسایهمان هستند. آن روز، ما برای چند ساعتی در محاصره بودیم اما ناگهان یک دستگاه خودرو را که حامل افراد مجروح بود پیدا کردیم افراد زخمی را بیرون کشیده و خودمان سوار شدیم. رئیس جمهور وقتی سر جایش نشست گفت: زخمیها مداوا خواهند شد اما اگر ما اسیر ایرانیها شویم چه باید بکنیم؟
(روزنامه السفیر، ۲۹ ژانویه ۱۹۹۶)"
📚گزارش روزانه جنگ، احمد دهقان
📍به مناسبت سالگرد عملیات فتح المبین
#حسن_باقری #عین_صاد