☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشتزاده قسمت 14 عابدزاده
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠
📚رمان «قاتل اردیبهشت»
(معمایی، تریلر)
ش. شیردشتزاده
قسمت 15
-آقای موسویان، پنجم اردیبهشت، ساعت هفت شب ترور شدن. همسایهها قبل از شنیدن صدای گلوله، صدای موتور رو توی کوچه شنیدن؛ به احتمال خیلی زیاد دوتا موتورسوار بودن که موتورسوار ترکنشین گلوله رو شلیک کرده. چهارتا گلوله مهمات اساس صد و نود که از یه اف-ان فایو-سون شلیک شده، و بجز یکی، همه به بدن آقای موسویان خوردن؛ ولی کشنده نبودن.
-مطمئنید؟
نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و وسط حرفش نپرم. آن شب باورم نمیشد درست حدس زده باشد. یک نگاه عاقلاندرسفیه حوالهام کرد و گفت: من همین الان رفته بودم که گزارش سلاحشناسی رو بگیرم.
نگاهش را از من برداشت و ادامه داد: کالیبری که برای حمله استفاده شده خیلی کالیبر خاصیه. فقط یه سلاح کمری هست که این کالیبر بهش میخوره و با مهمات اساس صد و نود کار میکنه. این سلاح خیلی حرفهایه. زخمهای کشنده ایجاد میکنه، از جلیقه ضدگلوله رد میشه، خیلی دقتش بالاست و عقبنشینی و بالاروی کمی موقع شلیک داره. این سلاح با دقت انتخاب شده و حتما عامل ترور یه آدم حرفهای بوده. زنده موندن آقای موسویان معجزه ست...
یک کاغذ از زیر کاغذهای دیگرِ روبهرویش برداشت و از روی آن خواند.
-گلوله اول به بازوی چپ خورده. به شریان براکیال آسیب زده و باعث ترک روی استخوان شده. گلوله دوم به جلوی شونه خورده، زیر ترقوه. شریان سابکلاوین آسیب جانبی دیده. گلوله سوم از همه کشندهتر بوده. به سمت چپ قفسه سینه خورده و ریه رو سوراخ کرده. ولی به قلب و آئورت آسیب نزده. آسیبها در لحظه کشنده نبودن. ولی اگه یه ذره دیرتر به بیمارستان میرسیدن، حتما کارشون تموم بود.
چهره شفیعی دیگر قرمز نه، ارغوانی شده بود؛ ولی همچنان سکوت کرده بود و قصد نداشت حرف شمس را ببرد. شمس ادامه داد: یکی از گلولهها اصلا به آقای موسویان نخورده؛ از کنار دست دخترشون رد شده، یه آسیب جزئی توی بافت نرم ایجاد کرده، دست رو زخم کرده و رفته. و این عجیبه.
مردانی گفت: خب شاید واقعا ضارب حرفهای نبوده، یا ترسیده.
-من این احتمال رو خیلی بعید میدونم. سلاحی که ضارب باهاش شلیک کرده، توی ایران گیر نمیاد. اون سلاحشو با دقت انتخاب کرده. پس حتما تمرین هم داشته.
صدای شمس میان حرف زدنش گرفت. دوباره گلویش را صاف کرد و گفت: من چند روزه دارم بررسی میکنم. هیچکدوم از قاچاقچیهای سلاح همچین چیزی ندارن. اگه یه آدم غیرحرفهای بخواد سلاح غیرقانونی بخره، احتمالا برتا یا لامای اسپانیایی یا کلت 45 گیرش میاد و هیچکدوم اینا این کالیبر رو ندارن. درضمن هیچکدوم این سلاحها انقدر حرفهای نیستن. سلاح قطعا از جای دیگهای تامین شده.
عابدزاده کمی به سمت شفیعی خم شد و گفت: آقای شمس چندین ساله که توی بخش ضدتروریسم کار میکنه. خیلی دقیق آمار قاچاق سلاح رو داره.
درست حدس زده بودم؛ شمس واقعا از آن عوضیهای معتاد به کار بود. سرش را متواضعانه پایین انداخت.
-کمیاب بودن سلاح میتونه بهمون کمک کنه؛ من هنوز دارم بررسی میکنم. شاید بشه فهمید کی توی ایران این سلاح رو میفروشه و اینطوری کارمون راحت میشه.
شفیعی با کف دستانش چشمانش را مالید.
-خب، دیگه؟
ادامه دارد...
⛔️کپی به هیچ عنوان مورد رضایت نویسنده نیست.
گروه نویسندگان مهشکن
https://eitaa.com/istadegi
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشتزاده قسمت 15 -آقای مو
چون که از حضور عباس خیلی استقبال کردید😁
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
چون که از حضور عباس خیلی استقبال کردید😁
😅😁
زمان داستان مربوط به سال ۱۳۹۴ هست و عباس شهید نشده.
هیچ جا اشارهای به فامیل عباس نشده بود قبلا.
این تصویریه که هوش مصنوعی از توضیحات من ساخت(که بیشتر مشخصات شهید فرجاللهی رو دادم) ولی بازم متفاوت شد.
حالا دیگه شما قبول کنید دیگه😅