ممنونم از محبتتون. ازشون استقبال زیادی شده ولی آخرش این دلیل نمیشه که ایرادهای فنی شون دیده نشه.
نه عباس لهجه نداره
مهشکن🇵🇸🇮🇷
بخش دوم؛ اندر مصائب نویسنده بودن:
بخش سوم؛
(این بخش خییییییلی مهمه، از این بخش به هیچ وجه نگذرید)
اندر مذمت زردنویسان:
اصولا به چنین رمانهایی میگن رمان زرد. رمانهایی کلیشهای که نه ارزش ادبی دارند نه ارزش داستانی، و حتی اصول اولیه نوشتن رو هم رعایت نکردند.
تا وقتی چنین نوشتههای زرد سخیفی مخاطب داره، بازهم نوشته میشه.
کانالهای ایتاشون رو ببینید که چه پرمخاطبه!
متاسفانه وقتی یه کانال رمان زرد ۲۰کا عضو داره، یعنی ۲۰هزار نفر وجود دارن که نه برای وقت خودشون ارزش قائلن نه برای زبان فارسی، و سواد کافی برای تشخیص داستان خوب ندارن.
یه عده واقعا نباید بنویسن، از استعداد نداشتهی زردنویسها حمایت نکنید(حتی گذاشتن اسم نویسنده روی این افراد ظلم در حق ادبیات جهانه). نه ذرهای از اصول نوشتن آگاهند و نه حتی املای درست کلمات رو بلدند، دیگه چه رسد به اصول نگارش...
ثمره پرورش این مدل زردنویسها نابود شدن زبان و ادبیات فارسی و هدر رفتن وقت و آسیب به روح و روان خودتونه.
هرجا دیدید تذکر بدید.
عزیزان، ژانرهای استاندارد و علمی در تمام جهان اینا هستن:
درام
عاشقانه
اجتماعی
سیاسی
جنایی(زیرمجموعهها: معمایی، پلیسی، جاسوسی، مافیایی)
تریلر
ترسناک
فانتزی
اساطیری
رئال جادویی
تراژدی
علمی-تخیلی
تاریخی
طنز
طنز سیاه
روانشناختی
در نتیجه عناوینی چون: کلکلی، همخونهای، ازدواج اجباری، انتقامی، خونآشامی، ارباب رعیتی، تحولی، خونبسی، هیجانی، غمگین، پزشکی، استاد دانشجویی و... اصلا ژانر نیستن و فقط نشوندهنده بیسوادی نویسنده و مخاطبهاش هستن!
اگه دیدید رمانی با این کلمات توصیف شده سریع محل رو ترک کنید که خطر آلوده شدن به رمان زرد شما رو تهدید میکنه!
پ.ن: «رمان امنیتی» هم اشتباه رایجی هست که اخیرا جا افتاده، درواقع این دسته رمانها در ژانر جاسوسی دستهبندی میشن.
پ.ن۲: ژانری به عنوان «رمان مذهبی» نداریم. ممکنه یک رمان درونمایه مذهبی داشته باشه، اما ژانرش یکی از ژانرهاییه که گفتم. مثلا رمان رویای نیمهشب، یک رمان در ژانر عاشقانه و تاریخی با درونمایه مذهبیه. یا داستان بلند خط قرمز، یک تریلر جنایی با درونمایه مذهبیه. ولی مذهبی بودن به خودی خود ژانر نیست و به درونمایه یا محتوای داستان مربوطه.
یه مدتم یه سمی مد شده بود بین مذهبیها، که یه دختر خیلی بیدین و بیاعتقاد یهو بخاطر یه پسر طلبه/پاسدار تبدیل به مریم مقدس میشد!(همون کلیشه سریال پدر و سایر آثار حامد عنقا😒) و بعد هم پسر رویایی قصه ما مدافع حرم میشد و شربت شهادت مینوشید😐
از این کلیشه بیخودتر و غیرواقعیتر نداریم!
از صمیم قلب امیدوارم نسل نویسندههای تحولنویس(!) منقرض شده باشه.😒
چرا همیشه یه دختر شیطون(نماد شیطون بودن هم بیادب بودن و زبوندراز بودنه) باید از یه پسر مغرور(که مغرور بودن هم یعنی اخلاقی شبیه به یک حیوان باوفا داشته باشه) خوشش بیاد؟
بعد آیا نویسندههای این رمانها تاحالا دانشگاه رو از نزدیک دیدن؟ و میدونن که غالبا استادهای دانشگاه سن بابابزرگ دانشجوها رو دارن و از نظر منطقی یه پسر ۲۴ساله نمیتونه استاد تمام دانشگاه باشه؟
این رمانها این کلیشه رو توی ذهن ما جا میندازن که: دختر باید زیبا ولی بیعقل و توسریخور باشه، و پسر باید بداخلاق و شکاک و خوشتیپ باشه! یا این کلیشه که نفرت و تخاصم بین دونفر تبدیل به عشق میشه😑
خداوکیلی اینا چیه آخه؟
سن نوجوانی زمانیه که فرد در اوج هیجانات عاطفی مخصوصا نسبت به جنس مخالف قرار داره، برای همین رمانهای زرد با همهی زرد بودنشون براش جذابه!
بماند که این رمانها ذائقه مخاطب رو خراب میکنن، بماند که باعث میشن فرد هیچوقت درکی از شیرینیِ داستانهای فاخر ایران و جهان نداشته باشه و حتی درست نوشتن رو یاد نگیره،
بدترین آفت رمانهای زرد، فانتزیزده شدن نوجوانه. توی این رمانها همه چیز رویایی و غیرواقعیه. دخترها بینهایت زیبا و بور و چشم رنگی، پسرها بسیار خوشتیپ و قدبلند، همه یا خیلی پولدارن، یا خیلی فقیر و بدبخت هستن و در آخر مثل سیندرلا با یه معجزه پولدار میشن. توی سن بیست و چهار، پنج سالگی یه شاسی بلند زیر پاشونه، استاد تمام دانشگاهن، سرهنگن، پزشک متخصصن، صاحب یه شرکت بزرگن و...😐
از اون بدتر، عشقهای افسانهای و رویاییه که توی این رمانها توصیف میشه و باعث میشه توقع دخترها از ازدواج بالا بره. درحالی که واقعا در دنیای واقعی خبری از این عشقها نیست.
حتی بعضا رابطههای عاشقانه شکل غیرمتعارف دارند؛ مثلا عشق بین دونفر با اختلاف سنی خیلی زیاد، کودکهمسری(که یه جنایته ولی زیبا جلوه داده میشه)، سندرم استکهلم(یه اختلال روانی که باعث میشه یه نفر به کسی که زندانیش کرده علاقهمند بشه)، مثلثهای عشقی(که دیگه گاهی تبدیل به شیش ضلعی عشقی و حتی خطخطی عشقی میشن😐) و...
واقعیت زندگی شباهتی به رمانهای زرد نداره.
مخاطب وقتی از نوجوانی عبور کنه و وارد زندگی واقعی بشه، تازه میفهمه چه کلاهی سرش رفته، و به معنای واقعی له میشه وقتی ببینه واقعیت زمین تا آسمون با انتظاراتش متفاوته.
نتیجه این👆🏻 میشه انبوه رمانهای زرد؛ رمانهایی که حاصل ترکیب سریالها و رمانهای زرد قبلی با تخیلات فانتزی نوجوانهای ۱۳، ۱۴ ساله ست.
نمیگم نوجوانها نباید رمان بنویسند. نه، چون خودم هم از همین سن شروع کردم.
ولی کپی کردن رمانهای قبلی و نوشتن فانتزیهای ذهنی هنر نیست، استعداد هم نیست. اگر واقعا استعداد نوشتن دارند باید صبور و پرتلاش باشند.
من از این سن شروع کردم به نوشتن، ولی منتشر نکردم. کتاب خوندم، مطالعه و تمرین کردم، توی مسابقات شرکت کردم(مثلا هرسال توی جشنواره خوارزمی شاخه ادبیات شرکت میکردم)، گاهی برای مجلهها میفرستادم نوشتههام رو، با معلمهای ادبیات مشورت میکردم، توی انجمنهای ادبی میرفتم و...
درباره آسیبهای رمانهای زرد حرف بسیاره.
اگر مایل هستید بیشتر با آسیبهای این رمانها آشنا بشید، مطالب این کانال رو مطالعه کنید:
https://eitaa.com/namaktab_ir/9596
(البته در این کانال بجای عبارت «رمان زرد»، عبارت «رمان اینترنتی» به کار رفته. به نظر من صرف انتشار یک داستان یا رمان در فضای مجازی به معنای بیارزش بودنش نیست. چه بسا رمانی چاپ شده، ولی همچنان بیارزش و زرده. این که یه رمان زرده یا نه، به نگارشش، داستانش و محتواش بستگی داره نه اینترنتی بودن یا چاپی بودنش)
⚠️اعتیاد به رمان زرد متاسفانه بین دختران نوجوان خیلی شایعه. اگر بین دوستانتون کسی هست که مخاطب این رمانها هست، آگاهش کنید نسبت به این مطالب.
کپی پستهای اخیر کانال هم آزاده.