خواستم بهت یادآوری کنم که
تو همینجوری که هستی قشنگی !
تو با عدد سنت معرفی نمیشی !
تو با سایز بدنت معرفی نمیشی !
تو با سبک لباس پوشیدنت معرفی نمیشی !
تو با چیزایی که در انتخابش دستی نداشتی،مثل : خانواده،محل زندگی،پدرومادر،قیافه و.. معرفی نمیشی !
تو شیرینی لبخندات هستی.
تو اون قطرههای اشکی هستی که گریستی.
تو اون کلمههای زیبایی هستی که به زبون آوردی.
تو اون آوازهایی هستی که بلند میخونی.
تو چیزی هستی که بهشون باور داری و آدمهایی که عاشقشونی.
تو قشنگی،حتی اگه یه روزایی غمیگن و گرفته باشی
حتی اگه بخوای دور از همه باشی... :)
[🤍🌱]
هدایت شده از عزیزتریندشمن؛ 🇵🇸
برای آدرا
_چیکار میکنی؟
پاسخ نداد. با کنجکاوی بچهگانه ام از پشت دستم را آویختم دورش و سعی کردم ذره بینانه حرکات دستش را دنبال کنم.
_این ریسه ها چین؟
+نور
_مگه نورو میشه بافت؟
+اگه بخوای
_منم میخوام ببافم
دستم را گرفت و مرا کنار دستش نشاند:واقعا میخوای ببافی؟
سر تکان دادم و اون یک سر ریسمانِ نقرهای رنگش را داد دستم. شروع کردم به بافتن
_بعد که بافتیم چی؟
+میتونیم باهاش به ماه برسیم
_مثلِ یه نردبون؟
+آره مثل یه نردبون.
از طرفِ ستاره_