مژدگانی*
-💥✨️-
فقط فکرشو بکنید که..
ی روز خیلی اتفاقی پوستر رویداد رو توی کانال ریحانه دیدم ثبت نام کردم و خیلی خیلی اتفاقی دو شنبه راهی رویداد شدم
فکر کنم حتی تو ی سری مواقع برای روز اول خیلی خیلی انرژیم بالا بود آخر روز گروه بندی شدیم و یجوری رفتم تو گروه ریحانه و با تهدید گفتم:من میشناسمت و میخوام باهات دوست بشم پس به نفعته باهام دوست بشی و داودی مظلوم
خلاصه که امروز فردا شد و روز دوم²
با بچها اشنا تر شدیم با منتور و...
و در طی این روزها خیلی باهم گرم گرفتیم صمیمی تر شدیم
بگو مگو های من با منتورمون،دوست شدن با داودی فاطمه،به قتل رسوندن های متعدد اقای مولایی و زینب اسلحه بازی با موز همزاه حاجی و حنیفا...
و روز آخر گریه😭 و پیوی پر و پیمون من و داودی.