eitaa logo
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
81 دنبال‌کننده
617 عکس
39 ویدیو
5 فایل
«فَاستَقمِ کَما اُمِرت» فر+یاد فر:شکوه، اون آنِ خاصی که توی قصه‌های باستانی و افسانه‌ای باید افراد برگزیده داشته باشنش + یاد:مرور، ذکر، معنا اینجا؟ رزق‌سنجِ واژه و قلم و اندیشه! ناشناس: https://6w9.ir/Harf_10579115
مشاهده در ایتا
دانلود
شصتادتا صحبت ناگفته هست که بنظرم باشه برای فردا🙏🏻 مهمون رو هم تا فردا فرصت دارید حدس بزنید، به برگزیدگان یک دستگاه تقدیم خواهد شد😔😂
حجمِ فیلمفارسی بودنِ یل اذیتم می‌کنه🙏🏻 ولی ریسک‌پذیری و تفاوت نقشِ مهبد جهان‌نوش رو دوست داشتم😔✨
این کیه؟ منِ این روزها درتلاش برای اثباتِ اینکه میشه چندین هندونه رو همزمان بلند کرد و لبخند زد🙏🏻
PalletPallet - Hafez [SevilMusic].mp3
زمان: حجم: 10.9M
چرا بالِ بسته‌مون نشد که وا شه؟ چرا هی نشد نشد نشد که واشه؟
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
نفس‌زنان و عرق‌ریزان رسیدم سر کلاس فیلمنامه.😪 بچه‌هایی که گاندو دیدید و سال‌های قبل تو فضای گاندو و
بیاید از پنجشنبه براتون بگم. آقای تراب‌نژاد رو حدس زده بودید که نمی‌دونم مربوط به کدوم اثر در فضای اون سال‌ها بودن😶‍🌫 اما مهمان‌ ما خانم نازنین چیت‌ساز بود. نویسنده مشترک، دستیار کارگردان و بازیگرِ فیلم کوتاه اتاق عقد که البته ما سر کلاس درمورد دو تا فیلم افتباسی دیگه‌شون صحبت کردیم. اما همین توضیح و نمونه‌آوردن واسه فرایند اقتباس، نگاه منو به رویکرد ایشون و همکارشون آقای حبیب‌زاده در اتاق عقد هم کلی تغییر داد. و جزئیات فیلم‌هاشون برام چندین برابر عمیق‌تر شد🥺 و البته، اون روز برای من یکبار دیگه تلنگر به این بود که: سوال خودت رو مشخص کن و بعد برو سراغ سوژه.
اون شب مطمئن شدم حساسیتم به تلفن صحبت نکردن تو تاکسی و مترو و...کاملا از بین رفته😭 ولی خب شما هم اگه دیدید یک نفر مدت زیادیه تو مترو مشغول صحبت با تلفنه، یا یهو شوقش زیاد میشه و ایده‌ای نسبت به میزان بلندی صداش نداره، تصور کنید بعد از چند ماه داره با خاله‌ش حرف میزنه، یا درمورد خاص‌ترین اتفاق زندگی رفیقش تبادل احساسات می‌کنه، یا مثلا مستمع یه صاحب‌سخن پربرکته و بر سر ذوق اومده. و اینا رو لزوما نمی‌تونه موکول کنه به زمان دیگه‌ای. لذا انقد سنگین و چپ‌چپ نگاش نکنید😭
💬 | متن پیام: وای فاطمه‌جون درسته عااااشق سینما و کارای فرهنگی و رسانه ایم ولی سینما داره به کجاااا میرسه؟ این بی بندوباری و شل بودن حجاب و یه سری مسائل واییییییییییی اصن باورم نمیشه کوری رو که نگاه کردی؟ محتواش خوبه ها اما از نظر شئونات اسلامی و رعایت محرم نامحرمی به نظرم صفر‌‌‌‌..... هیچی دیگه همین///: ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ یه فضایی به تدریج بین تولیدکننده‌ها شکل گرفته که ناخودآگاه همه قربانیِ اون میشن چه بخوان چه نخوان. و اگه از من بپرسین، بخش زیادیش دقیقا موکول به همون محتواست. وقتی متن و فیلمنامه‌ی قوی نداشته باشی و برای به تصویر کشیدنِ یه قصه‌ی قابل دفاع نیومده باشی، مجبور میشی برای دیده شدن دست به هرکاری بزنی و تن به هر حرکتی بدی تا فقط اون چندثانیه تو اینستا وایرال شه! و این وسط وقتی سینما و نمایش‌خانگی به جای تصویر کردنِ چشم‌اندازِ جامعه، میشن ابزار شکستنِ هنجارها، هنرمندها هم حیف میشن. سوژه‌ها هم حیف میشن. من حقیقتا دلم برای اون بازیگرها و کارگردان‌هایی که این صحنه‌ها رو رقم می‌زنن اما توانشون خیلی بیشتر از این حرفاست می‌سوزه. مخصوصا کسایی که بیشتر میشناسمشون. مثلا کسی مثل آقای نوروزی که اون همه سابقه‌ی تئاتر داره. و بطور مثال توی سکانس اعدام مصلحت می‌تونه اون بازی رو داشته باشه. بعد تو کوری تن میده به چنین شخصیتی که حتی از ابراز احساسات درست هم عاجزه. وقتی متن درست نوشته نشده، بازیگر هم کاری از دستش ساخته نیست. حالا این مشت نمونه‌ی خرواره...بقیه هم همینجور. و اگه به این مسئله دلسوزانه نگاه بشه، نه سلبی، میشه راه چاره‌ش رو یواش‌یواش پیدا کرد. یه بخشی از ماجرا هم مثل کف جامعه‌ست. مثل پوشش‌هایی که فراتر از کشف حجابن. مثل همون کاپل‌های بیش از حد صمیمی تو فضای عمومی که ازشون گفتم(و همینکه بهشون میگیم کاپل میتونه بهشون و به رابطه‌ی نادرستشون مصونیت بده) که اینا عملا قصدشون درآوردنِ لج بقیه‌ست، قصدشون عادی‌سازی یک سری فجایعه حتی بعضا بدون اینکه متوجه باشن. سینمایی که باید جلودار فرهنگ جامعه باشه هم پشت سر این فاجعه راه افتاده به بهانه‌ی واقع‌گرایی. سینما و به خصوص نمایش‌خانگی الان دیگه عملا حساسیت روی لمس بازیگر مرد و زن رو از بین برده‌ن و خیلی وقته وارد مراحل تازه‌ای شده‌ن. این وسط سهم ما بنظرم قبل از هرچیزی، نپذیرفتنه. اینکه نگیم "خب دیگه شد! الان وضع همینه!" نه. عادت نکنیم و چه بعنوان مخاطب چه تولیدکننده سعی کنیم اولا علت‌یابی کنیم و ثانیا دلسوزانه و واقعا دلسوزانه کنش داشته باشیم.
این روزا همه‌ش با خودم فکر می‌کنم ما که برای کم‌اهمیت‌ترین چیزها هم وقت میذاریم، چرا نمی‌تونیم برای بیانات‌خوانی وقت بذاریم؟
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
آقای امام رضا؟ آیا تقصیر ماست که به غافلگیر کردن‌های شما انقدر امیدواریم؟ معلومه که نه! شما ما رو بد
کارهایم را کرده‌ام. رویدادهای نیمه‌ی دومِ هفته را لغو که نکرده‌ام هیچ، چندتای دیگر هم ثبت نام کرده‌ام. شلوغیِ این روزها که به جمعه‌های خلوت و بی‌دستاورد می‌ارزد را ادامه داده‌ام. دارم سعی می‌کنم خیلی عادی، همان برنامه‌ی فشرده‌ی قبل و همان هندوانه‌های درشت را ادامه دهم. انگار که جازده و دست کشیده باشم از آنچه می‌خواستم. از آنچه که حتی خودم از فرط شلوغی ذهن، نمی‌دانم چقدر باید برایم خواستنی باشد و عمیق‌تر از اینها تمنایش کنم. من پا پس کشیدم مثل خودش که اگر جای من بود، حتما بیشتر از این دست و پا نمی‌زد. حتما مثل همیشه پا روی دلش می‌گذاشت و می‌گفت چشم. چیزی که من معمولا اهلش نبوده و نیستم. اما حالا دارم می‌گویم چشم و هر از گاهی، دوباره با حسرت دستم را دراز می‌کنم و شانسم را امتحان. می‌گویم چشم اما تمام وجودم منتظر یک اتفاق ناگهانی‌ست. منتظر یک معجزه مثل آن تماس صبحگاهی ملاکاظمی که بگوید وسایلت را جمع کن و بیا راه‌آهن. اگر آن روی چشم‌نگو و سرتق فعال شود، می‌توانم به این فکر کنم که اگر من چهارشنبه و پنجشنبه مشهد نباشم، که باشد؟ اگر من در این موقعیت و این حال و هوا نبینمش که ببیند؟ اما روی دیگری که شبیه‌تر است به خود او می‌گوید این یک رقاقت عادی نیست. عجین شده با فاصله. با دوریِ تن‌ها و نزدیکیِ عمیق قلب‌ها. مطمئنم او هم باورش می‌کند. مطمئنم که تقدیر و دست پشتِ این رفاقت، اگر بخواهد مرا یک روزه به آنجا می‌کشاند و اگر نخواهد هم، جور دیگری جبرانش می‌کند. حالا باید سعی کنم راضی‌تر باشم. راضی و مطمئن به رضای کسی که خودش دل‌ها را به هم نزدیک کرده و نزدیک نگه‌می‌دارد...
💬 | متن پیام: https://eitaa.com/its_shouter13/2989 ای جانم(((: فاطمه‌جون برای منم دعا کن... حتما یادت نره تو مشهد کنار ضریح امام رضا منو یاد کنی‌ها باشه؟(((((: به شدت دلم برای امام‌رضا پرپر میزنه... قلبم داره کنده میشه همش خواب مشهد و ضریح رو میبینم... اگه مقدور شد برام دو رکعت نماز هم بخون تا اینجا که شاسد پیشرفت و موفقیتم بودم از این به بعد هم باشم((: هم‌نام خودت هستم(((: دعا کن تو عید بتونم بیام حرم(((: ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ مضمون اون متن این بود که دارم نمی‌تونم در زمانی که باید، برم مشهد🥲 ان شاءالله به وقتش قسمتِ همه‌مون((((: