پشت تاکسی، اشرف زاده با صدای خیلی کم تو رادیو میخوند:
-از هوایت نفسم را پر کن
تنگ دریاست برای ماهی-
خیره به پنجره باهاش زمزمه کردم و چشمام پر شد. بدون اینکه دقیقا بدونم چرا، بیشتر از همیشه فهمیدمش...
درونم پر از گریهست. اونقدری که به هربهانهای تو کسری از ثانیه میریزه بیرون. حالا میخواد با یه جملهی استاد یادگاری سر کلاس باشه، با یه دیالوگ، یه خط کتاب، یا ملازمان که همین الان تلوزیون داره پخش میکنه....
[ولی گریهای که به حرکت ختم نشه، گریه نیست...نیست.]
خود کیانوش هم فکرشو نمیکرد که کسی واسه جمع کردنِ خونواده و اومدن به باغش انقد انرژی صرف کنه🦦
دلم واسه غافلگیر شدن با پیرنگهای واقعی و آشنا وسط فیلمی که فکرشو نمیکنی تنگ شده بود(((: یه حسی شبیهِ دیدنِ هناس، اولین بار تو جشنواره فجر...
و در نهایت، هنر، آدما رو زنده میکنه. قصه به آدما جونِ دوباره میده.
دیدنِ #باغ_کیانوش فارغ از گروه سنیش که چندان هم دقیق نیست، تجربهی خوبیه. قوتِ داستان پردازیش گمشدهی این روزای خیلی از فیلمای بزرگساله. ببینیدش.
وقتی سر صبحی به لطف استاد غلامی، قلم شهید مطهری رو بخونی، عجیب نیست که ذهنت پای ارسطو عامل رو هم بیاره وسط😔
پن: استاد ارادت ویژهای به سریال پایتخت دارن✌️
#طلیعه
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
خود کیانوش هم فکرشو نمیکرد که کسی واسه جمع کردنِ خونواده و اومدن به باغش انقد انرژی صرف کنه🦦 دلم وا
یه چیزی بعد از اینکه اینو نوشتم یادم افتاده بود
حامد عزیزی تو تیزر تبلیغاتیای که شبکه نهال پخش میکنه میگه: #باغ_کیانوش، یک قصهی پر داستان!
و من اینجوری بودم که این دیگه چه ترکیب عجیب و بیخودیه! ولی وقتی فیلمو دیدم متوجه شدم واقعا با یک قصهی پر داستان مواجهیم😭😂😔
-"همت" افزون کن و چون "کاوه" "جهانآرا" باش
تاج "ضحاک" به خاک افکن و پابرجا باش-
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
[میخوام و میبخشی بهم اما بذار خواهش کنم...!]
[اینقد خواهش میکنم
تا تو نتونی نه بگی]
-یه مرحله قویای از جامعه آرمانی من بازگشت به زمانیه که میثم ابراهیمی/ محمد علیزاده/ بهنام صفوی و دیگران از این آهنگا بخونن. همینقد زلال، همینقد مرهم...
یعنی چیزی حدود ده سال پیش. زمانی که جامعه یکپارچهتر و همدلتری داشتیم و همهی قشنگیای نیمهی ابتدایی دهه نود از همین ریشه میگرفت...
خوشحالم که اون زمانو زندگی کردم و الان حداقل میتونم بهش فکر کنم...و شاید در حد خودم برای برگشتن به نقاط مثبتش، تلاش...
هدایت شده از فرّ+یاد | فاطمه حجتی
آدما خودشون رو با مِتُدِ "ظلمنا انفسنا" میرسونن به یه مراحلی از رخوت و سستی و پخش و پلا بودنِ ذهن که برای برگشتن به یه نقطهی متعادل لازمه عملا "جون بِکَنن" وگرنه هی بیشتر و بیشتر تو این حال غرق میشن و نعمتاشونو بخاطر درست استفاده نکردن از دست میدن...نه اینکه خدا براشون بد بخوادا! قربونش برم اون بالا نشسته بلکه یه ازادهای، قدمی، اشارهای چیزی ازشون ببینه تا بقیه راهو خودش ردیف کنه...ینی تهِ تهِ خرابیِ اوضاع هم ریشهش از همینجا شروع میشه.
خلاصه که...جون بِکَن آدميزاد! خودتو از سیاهیای آخرالزمون نجات بده. نور شو.
هدایت شده از فرّ+یاد | فاطمه حجتی
خدا اینجوریه که دقیقا اونجایی که حس میکنی وقتشه برم با یکی حرف بزنم و ازش کمک بگیرم -که وقتش نیست درواقع- قشنگ دور و برتو خالی میکنه، تو خلوت رو به روت وایمیسته و میگه حالا خودتی و خودم...اینم بغلم که بازه تا بیای گرههاتو خودم باز کنم. بفرمایید.
و برداشتنِ همون چندقدم، به سنگینیِ کل زندگیه...
Hossein HaghighiHossein Haghighi - 8 Pa.mp3
زمان:
حجم:
3.3M
همون بهتر که راهی نیست🤝✨
-خیلی دوستت دارم آبجی!
-چندتا؟
-عاااام🤔...خودت بنظرت چندتا دوستت داشته باشم؟😁
-من نمیدونم که! خودت باید بگی🥺😂
-۳۹ تا🥲✨
#جناب_نعمت