eitaa logo
جهادتبیینی
2.4هزار دنبال‌کننده
13.2هزار عکس
0 ویدیو
455 فایل
تاریخ اسلام، ایران، جهان در کلام آیت الله‌ خامنه‌ای #نشربامنبع @mobayyen
مشاهده در ایتا
دانلود
🗓۴ بهمن ماه سال ۱۳۵۰ 🏴تشکیل کمیته مشترک ضدخرابکاری 🏴درپی دستور شخص محمدرضاشاه 💠رهبرانقلاب ‼️یکی از بلاهای ما «تدریج» است؛ یعنی بتدریج دچار یک حالتی میشویم که نمیفهمیم. پیری خودمان را نمیفهمیم، چون تدریجی است. کسی را که شما ۲۰ سال یا ۲۵ سال است ندیده‌اید و حالا می‌بینید، پیری او را میفهمید؛ امّا پیری خودتان را که تدریجی است و پیری آن دوست همراهتان را که دائم با هم هستید، نمیفهمید، حس نمیکنید، چون تدریجی است، ما سقوط خودمان یا عقب‌گرد خودمان را که تدریجی است، درست نمیفهمیم؛ خیلی باید دقّت کنیم. گاهی در یک فضایی قرار گرفته‌ایم، عادت کرده‌ایم؛ چون عادت کرده‌ایم، مشکل آن فضا را نمیفهمیم. بنده در سال ۵۳ و ۵۴ در این سلّول زندان کمیته -خب معلوم است شرایط در سلّول چه جوری است- گاهی میدیدم که این نگهبان در را که باز میکند، عقب می‌ایستد؛ یا گاهی اوقات که بعضی از بازجوها برای یک مقصودی دمِ درِ سلّول‌ها می‌آمدند، میدیدیم وقتی میخواهند بیایند داخل سلّول، عقب میکشند؛ نمیفهمیدم چرا. یک روز بنده را بردند بازجویی، از صبح تا نزدیک شب طول کشید؛ وقتی برگشتم، دیدم فضای داخل سلّول غیر قابل تنفّس است؛ این قدر بوی گند در این فضا حبس شده که اصلاً تنفّس ممکن نیست. آن وقت فهمیدم که چرا این نگهبان و این بازجو وقتی که در را باز میکنند، عقب می‌ایستند؛ بو اذیّتشان میکند؛ من که در آن سلّول زندگی میکردم نمیفهمیدم، چون عادت کرده بودم. کاری کنیم که بوی بد عمل خودمان ما را بیازارد، آن را احساس کنیم، آن را بفهمیم؛ این خیلی مهم است! ۹۷/۱/۲۰ @Jahade_tabeini
🗓۴ بهمن ماه سال ۱۳۸۶ 🏴رحلت شاعرکرمانشاهی 🏳 یدالله بهزادپور(بهزاد) 💠رهبرانقلاب ‼️من از قبل از انقلاب با بعضی از چهره‌های نخبه و برجسته‌ی استان کرمانشاه آشنا بودم؛ از جمله، مرحوم یدالله بهزاد که دوست قدیمی ما بود. ایشان مکرر مشهد میآمدند. مرحوم بهزاد ضمن دارا بودن از طبع شعرِ خیلی خوب - بخصوص در قصیده و قطعه، که ایشان انصافاً در کشور برجسته و ممتاز بود - همان روحیه و خلقیات پهلوانىِ کرمانشاه هم در ایشان بود. ایشان یک سفر مشهد آمده بود، و همان موقع من تحت تعقیب بودم؛ از مشهد خارج شده بودم، رفته بودم یک محل دوردستی. یک وقت دیدم آقای بهزاد و بعضی از دوستان دیگرِ انجمن ادبی مشهد آمدند آنجا برای دیدن ما؛ با اینکه این کار خطرناک بود. این مرد اهل کارهای مبارزاتی به آن شکل نبود، اما رفاقت و دوستی و صمیمیت، او را به این وادی کشانده بود. اینها تحسین‌برانگیز است! ۹۰/۷/۲۶ @Jahade_tabeini
🗓۴ ماه شعبان سال ۲۶ق 🏳ولادت اباألفضل العباس 💠استاد خامنه ای ‼️درباه ابالفضل العبّاس، به خداکه اگر عمر یک ملّتی۔ یعنی تمام دوران سالش - به یاد شهامتها و گذشتها و فداکاریهای اباالفضل العبّاس بگذرد، سرش کلاه نرفته، درس یاد گرفته. اباالفضل العبّاس کیست؟ آیا یک پیرمردی است که از زندگی دیگر سير شده ؟ آیا کسی است که زندگی برایش سخت گذشته، گفته بروم حالا که بنا است این جوری باشد، بروم کربلا و خودم را قربانی کنم، خودم را فدا کنم؟ این جوری است؟ از جانش سیر آمده بود؟ اباالفضل العباس یک جوان است، ۳۴ ساله است. آنچه در مقاتل نوشته‌اند و در تاریخ به طورکلی نوشته اند - گمانم اختلافی نيست - اباالفضل العباس (صلوات الله علیه) یک جوان ۳۴ ساله است. اولا بسیار زیبارو بود، جوانی بود که وقتی در مدینه راه میرفت، از بس صورتش درخشنده و زیبا و جاذب بود، به او میگفتند ماه، ماه بنی‌هاشم، قمربنی‌هاشم این اسم از آنجا شروع شد؛ سالم، شجاع، نیرومند، بدن ورزیده، همه چیز، تمام. آن وقت با این جوانی قد بلند، صورت زيبا؛ از همه و این زیبایی، راوی میگوید روی پیشانیش آثار سجده و عبادت شبانه بود؛ متعبّد، اهل عبادت؛ و قربان این عبادتگر. عبادتی که اثرش را بخشید، سجده هایی که برای خدا میکرد، او را چنان ساخت که روز عاشورا، با این چنین وضعی توانست دنیایی را در مقابل شهامت خود به سجده در بیاورد! ۱۳۵۲/۱۱/۱۲ @Jahade_tabeini
🏳بمناسبت روز گرامیداشت جانبازان 🏳ناگفته‌های جریان جانبازی رهبری؛ 🔷مرحوم حاج علی شمقدری 🔷مسئول امورشخصی رهبری: ‼️با دیدن دست و شانه آقای خامنه‌ای گریه ام گرفت. شوخی که نبود؛ هم دست شکسته بود هم رگ ها قطع شده بود؛ بعد پیوند زده بودند؛ وضع خرابی داشت، دستشان خیلی لاغر شده بود. آقای دکتر غروی فیزیوتراپ بود؛ می‌آمد ماساژ میداد؛ به دکتر غروی: گفتم این دست چرا این قدر لاغر شده است؟ گفت: ماهیچه ها کار نمیکنند حرکت نمیکنند، خود به خود لاغر می شود و تحلیل می رود. دست خیلی درد داشت و تحملش هم سخت بود، از پشت پای ایشان پوست برداشته بودند و روی دستشان پوست انداخته بودند، هرگز کسی را در عمرم ندیدم اندازه آقای خامنه‌ای درد بکشد. ایشان ناراحتی معده هم داشتند. تعداد زیادی هم ترکش داخل دست مانده بود که آنها هم باعث درد میشد. حدود چهل روز من برای آقای خامنه ای لقمه میگرفتم؛ چون ایشان دستش حرکت نداشت، رئیس جمهوری مجروح که روزها شاداب و سرحال دنبال کارهای مملکت بود شبها از درد دست نمیخوابید! یکبار محمود کاوه آمد دفتر آقا، آقای خامنه‌ای از محمود سؤال کردند دستت درد نمیکند؟ محمود گفت: خیر؛ بعد از رفتن محمود آقای خامنه ای به من گفتند: محمود کتمان درد میکرد و این یک ویژگی اخلاقی بزرگ است. من درد دست کشیده ام و میدانم که دست محمود چقدر درد میکند. این درد اصلاً قابل تحمّل نیست؛ ولی محمود آن را کتمان میکند کتمان درد از خصوصیات مؤمن است. اینها را آقای خامنه ای میگفتند و من میدانستم که خود ایشان هم درد دستشان را کتمان میکنند و به ماها اظهار نمیکنند! کتاب متولد۴۲ ص۱۶۵ 📸کتمان دست مجروح! @Jahade_tabeini
🗓۵ بهمن ماه سال ۱۳۵۷ 🏳تشکیل کمیته استقبال از امام/۱ 💠رهبرانقلاب ‼هنگامیکه قرار بود امام تشریف بیاورند، ما با جمعی از رفقای نزدیکی که با هم کار می‌کردیم و همه‌شان در طول مدت انقلاب، نام و نشانهایی پیدا کردند مثل شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید باهنر، برادر عزیزمان آقای هاشمی، مرحوم ربانی شیرازی، مرحوم ربانی املشی - با هم می‌نشستیم و در مورد قضایای گوناگون مشورت میکردیم. گفتیم که امام، دو سه روز دیگر وارد تهران می‌شوند و ما آمادگی لازم را نداریم. بیاییم سازماندهی کنیم که وقتی ایشان آمدند و مراجعات زیاد شد و کارها از همه طرف به این‌جا ارجاع گردید، معطل نمانیم. صحبت از تقسیم مسؤولیتها شد و در آن‌جا گفتم که مسؤولیت من این باشد که چای بدهم! همه تعجب کردند. یعنی چه؟ چای؟ گفتم: بله، من چای درست کردن را خوب بلدم. با گفتن این پیشنهاد، جلسه حالی پیدا کرد. می‌شود آدم بگوید که مثلاً قسمت دفتر مراجعات، به عهده‌ی من باشد. تنافس و تعارض که نیست. ما می‌خواهیم این مجموعه را با همدیگر اداره کنیم؛ هر جایش هم که قرار گرفتیم، اگر توانستیم کارِ آن‌جا را انجام بدهیم، خوب است. این، روحیه‌ی من بوده است. البته، آن حرفی که در آن‌جا زدم، می‌دانستم که کسی من را برای چای ریختن معیّن نخواهد کرد و نمی‌گذارند که من در آن‌جا بنشینم و چای بریزم؛ اما واقعاً اگر کار به این‌جا می‌رسید که بگویند درست کردن چای به عهده‌ی شماست، می‌رفتم عبایم را کنار می‌گذاشتم و آستینهایم را بالا می‌زدم و چای درست می‌کردم. این پیشنهاد، نه تنها برای این بود که چیزی گفته باشم؛ واقعاً برای این کار آماده بودم. ۶۸/۵/۱۸ @Jahade_tabeini
🗓۵ بهمن ماه سال ۱۳۵۷ 🏳تشکیل کمیته استقبال از امام/٢ 💠رهبرانقلاب ‼️انسان وقتی سمَت را طعمه میداند، آنوقت ممکن است کارهایی از او سر بزند که همانها بنای یک تمدن، یک نظام و یک تشکیلات را می‌لرزاند. به خلاف اینکه فردی بگوید: بنده کی هستم؟ طلبی از کسی ندارم. من حالا از خودم، برای شما میگویم: این طور جاها، گفتنِ شرح حال، نباید تعریف به حساب بیاید. ما، قبل از ورود امام، که در دانشگاه تهران تحصّن کرده بودیم جلسه‌ای با دوستان تشکیل دادیم. اغلبِ دوستان هم از روحانیون بودند گفتیم: «خوب؛ فردا امام وارد تهران می‌شوند. مردم می‌ریزند سرمان؛ هر کس کاری دارد، مراجعه‌ای دارد، حرفی دارد. باید از حالا آماده باشیم و تشکیلات بیت امام را منظم کنیم. هر کس مسؤولیتی به عهده بگیرد.» همه قبول کردند که بیاییم درباره‌ی این قضیه فکر کنیم؛ بنده گفتم: من می‌شوم قهوه‌چی. رفقا خندیدند و گفتند: شوخی میکنی؟ گفتم: شوخی نمیکنم. اتفاقاً چون اهل چای هستم، چای خوب درست می‌کنم. من می‌شوم قهوه‌چی. بالاخره منزل امام، یک چای ریز می‌خواهد! آن چای ریز، من باشم. این حرف موجب شد که جلسه‌ی ما به یک سمت خوب رفت. فرق است بین این‌که هر کس بنشیند جایی و هدف بگیرند که «رئیس این تشکیلات کی باشد؟» من توی دلم بگویم: «بالاخره من مناسبترم.» شما بگویید: «من مناسبترم.» این‌جا یک معارضه و دعوا می‌شود. ما در این دعوا، به قول زورخانه‌چی‌ها، لُنگ انداختیم. گفتیم: «ما نیستیم. شغل ما قهوه‌چی‌گری.» همه لنگ انداختند و کار، سامان گرفت. باید شغل را در خدمت خودمان نخواهیم و ندانیم! ۷۲/۵/۷ 📸استادخامنه‌ای (پشت) و مرحوم طالقانی @Jahade_tabeini
🗓۶ بهمن ماه سال ۱۳۶۰ش 🏳حماسه بزرگ مردم آمل 💠رهبرانقلاب ‼️حماسه بزرگ ۶بهمن آمل از حماسه‌های برجسته ملت ایران است و افتخار آن متعلق به مردم آمل است، و باید آنرا در ذهنها و خاطره‌ها تجدید کردید. نباید اجازه داد این حوادث بی‌نظیر و تعیین کننده‌ی تاریخ انقلاب، در ذهنها کمرنگ شود. نسل جوان ما باید این خاطره‌ها را درست بشناسد، بتواند آنها را تحلیل کند و آنها را چراغ راه آینده‌ی پرماجرای خود و هدف بلند خود قرار بدهد. این تعبیر شهر آمل به «شهر هزار سنگر» تعبیر کمی است؟! قضیه‌ی ۶بهمن آنقدر اهمیت داشت که امام بزرگوار ما آن را در وصیتنامه تاریخی خود هم مندرج کردند، آن را یادگار گذاشتند؛ یعنی فراموش نشود. برای اینکه حوادث تاریخی، هم درس است، هم عبرت است. در فضائل حماسه ششم بهمنِ آمل که آمل شهر «هزار سنگر» است یعنی چه؟ ظاهر قضیه این است که در درون شهر، مردم در مقابل گروه‌های اشرار و متجاوز سنگر درست کردند - حالا یا هزار تا، یا بیشتر یا کمتر - اما من یک تفسیر دیگری دارم: این سنگرها سنگرهای درون خیابانها نیست، این سنگرِ دلهاست؛ هزار تا هم نیست، هزاران سنگر است؛ به عدد هر مؤمنی، هر انسان باانگیزه‌ی باشرفی، یک سنگر در مقابل تهاجم دشمن وجود دارد. اگر یک ملت وقتی به دنبال یک هدفی حرکت میکند، نداند سر راه او چه خطراتی است، چه کمین‌کرده‌هائی هستند، چه باید کرد در مقابل اینها، خود را رها کند، قید و بندهای خود را رها کند، بی‌خیال باشد، ضربه خواهد خورد. درسهای گذشته این کمک را به ما میکند که راهمان را بفهمیم، بشناسیم، کمینها را بشناسیم، کمین‌کرده‌ها را بشناسیم. ۸۸/۱۱/۶ @Jahade_tabeini
جهادتبیینی
🗓۵ ماه شعبان‌المعظم سال ۳۸ق 🏳ولادت حضرت سیدالساجدین 🏳و امر و خواهش مکرر رهبری 🏳بر انس و تدبر در کتاب
🗓۵ ماه شعبان‌المعظم سال ۳۸ق 🏳ولادت حضرت سیدالساجدین 🏳و امر و خواهش مکرر رهبری 🏳بر انس‌و‌تدبر در کتاب مهجور 🏳صحیفه کامله مبارکه سجادیه 📲۱۰پست‌ویژه‌درکانال‌جهادتبیینی! ⚠️توجه؛ ‼️مطالعه مطالب از تصویر پیوست! @Jahade_tabeini
🗓۶ بهمن ماه سال ۱۳۴۱ 🏴رفراندوم انقلاب سفید/۱ 💠رهبرانقلاب ‼️حرکت امام، در پائیز سال ۱۳۴۱، با اقدام ایشان در محکوم ساختن مصوبه دولت مبنی بر تبدیل «سوگند به قرآن» به «سوگند به کتاب‌های آسمانی»، و مصوباتی از این قبیل - که هدف آن‌ها تضعیف عظمت اسلام در ایران و تعرض به علمای دین بود – آغاز شد. دو ماه بعد، در برابر سروصدایی که در کشور برپا شد، دولت از موضع خود در مورد این مصوبه عقب‌نشینی کرد؛ اما نقشه دیگری ریخت. یک ماه پس از این عقب‌نشینی، شاه شش لایحه در رابطه با موضوعاتی مختلف به اسم انقلاب سفید ارائه کرد، که در واقع طرح‌هایی آمریکایی بود. امام این طرح‌های شاه را نیز محکوم کرد. شاه همچنین یک رفراندوم برای این لوایح اعلام کرد. امام این رفراندوم را هم محکوم کرد. هنگامی که این رویارویی شدت و حدّت یافت، شاه تصمیم به ستیزه و چالش با امام و همه روحانیون گرفت. او به قم - خاستگاه و دیار علمای دین - سفر کرد و به خانه روحانیون رفت. همچنین در میدانی در مرکز شهر، در برابر حرم حضرت فاطمه معصومه ایستاد و سخنرانی گستاخانه‌ای کرد و روحانیون را مورد تهاجم قرارداد درحالی‌که با آشفتگی و پریشانی سخن می‌گفت. بدین ترتیب شاه دست به یک مانور خطرناک زد. اما امام از ادامه راه منصرف نشد. او هر روز یا یک روز در میان، اعلامیه‌هایی صادر می‌کرد که لحن تند و کوبنده‌ای داشت. در چنین جوی همه‌پرسی انجام شد. خون دلی که لعل شد ص۶۵ @Jahade_tabeini
🗓۶ بهمن ماه سال ۱۳۴۱ 🏴رفراندوم انقلاب سفید/۲ 💠رهبرانقلاب ‼️بنا شد که ششم بهمن رفراندوم بشود. ششم بهمن من دیدم که اولا تهران خیلی خلوت و گرفته و تاریک است و مردم هم تک‌وتوکی سر صندوقها میروند و رأی میدهند. حالا مردم بودند یا چه کسانی بودند، من دیگر نمیدانم از کجا آورده بودند اینها را. بلافاصله آمدیم قم منزل امام، دیدیم خبرها آنجاست. امام در منزل بودند و البته رفت و آمد منزل کنترل میشد، آنجا اول بار ما نشانهٔ ارعاب دستگاه را مشاهده کردیم. ما خدمت امام که رفتیم، دیدیم ایشان آن اعلامیه های کوتاه کوتاه را - چندتا اعلامیه، هر‌روز یک اعلامیه، هر نصفه روز یک اعلامیه داده بودند بيرون - در همان اوان، حادثه تهران اتفاق افتاد؛ یعنی به مناسبت همان شش ماده، مردم تظاهرات‌راه انداختند با رهبرى آیةالله خوانساری. بعد در بازار که داشتند می‌آمدند، پاسبانها حمله میکنند و آقای خوانساری مضروب میشود، این جریان موجب این شد که در قم یک هیجان جدیدی به وجود آمد، که در اعلامیه های امام خمینی هم منعکس شد. اگر در آن جریان قبلی تحریک آقای خمینی موجب شده بود که بقیهٔ آقایان حرکت بکنند، در این جریان، یک زمینه تحرک طبیعی هم به وجود آمد و آن همین بود؛ حملهٔ به آقای خوانساری. آقای خمینی هم که سرش درد میکرد برای دعواکردن با دستگاه. در نامه‌های بسیار تند، اعلامیه‌های تند، در چندین اعلامیه، ایشان قضیه تهران را محکوم کردند. در خود قم هم تظاهرات راه افتاد. عده‌ای میرفتند تظاهرات میکردند و شعارشان این بود: ما تابع قرآنیم، رفراندوم نمیخواهیم. ۱۳۶۱/۶ @Jahade_tabeini
🗓۶ بهمن ماه سال ۱۳۴۱ 🏴رفراندوم انقلاب سفید/۳ 💠رهبرانقلاب ‼️رژیم اعلام کرد شش میلیون نفر در همه‌پرسی شرکت کردند. همه‌پرسی در ۶ بهمن ۲۳۴۱ انجام شد. در آن روز من و برادرم سیدمحمد و یک شخص دیگر، به عنوان فرستادگان آقای میلانی به نزد امام، از مشهد به تهران رسیدیم. من با چشم خود دیدم که حتی در مرکز شهر که شلوغ است، مراکز رأی‌گیری از مردم خالی بود و جز برخی افراد کسی در آن نبود. امام پس از همه‌پرسی موضع خود را تشدید کرد و این اقدام و نتیجه آن را به بحث کشید. در گیر و دار این بحران، نشانه‌های آغازین جدایی میان امام و برخی دیگر از مراجع نیز پایدار گشت. خون دلی که لعل شد ص۶۵ ‼️رفراندوم شاه و لوایح شش گانه که پیش آمد، شاه عملا وارد میدان قانون‌گذاری خلاف شرع شد که ریشه‌های استعماری داشت، البته من نمیدانم که امام در آن وقت چقدر نظر به ریشه‌های استعماری این طرحها داشتند. آنیکه از اعلامیه ها برمیآمد، ریشه‌های غیر اسلامی‌اش بود، که امام را تحریک میکرد به مقابله و برخورد. به جنبه های آمریکایی بودن این طرحها هم توجه که قطعا داشتند؛ اما چقدر آن برایشان انگیزه میشد، این را من الان نمیتوانم بیان کنم. اما میشود فهمید در مجموع که خب، یک انسانی که این طور با سیاستهای سلطه گر خارجی، مخالف بوده، و چه بینش تیز و زودرسی در این مسئله ایشان داشتند - که من واقعا تعجب میکنم - به هرحال، وقتی که رفراندوم مطرح شد، ایشان بنا کردند با رفراندوم مخالفت کردن و گفتند: این خلاف شرع است، خلاف قانون است، احکام این چنینی است، تحمیل بر مردم است. ۱۳۶۱/۳ @Jahade_tabeini
🗓۸ بهمن ماه سال ۱۳۵۷ 🏴فاجعه کشتار مردم تهران 🏴توسط پهلوی بادستور آمریکا 💠رهبرانقلاب ‼️یک کشتار دیگری مثل کشتار هفدهم شهریور، در هشتم بهمن در همین میدان انقلاب در اینجا اتّفاق افتاد که غالباً بی‌توجّه به آن هستند؛ عوامل رژیم افتادند به جان مردم. از خاطرات این ژنرال آمریکایی(هایزر) که در روزهای آخر عمر رژیم گذشته برای نجات رژیم به تهران آمده بود، نقل کردند؛ او میگوید من ژنرال‌های شاه را جمع کردم و به آنها گفتم که لوله‌های تفنگها را پایین بیاورید؛ یعنی مسلّحین رژیم شاه که با مردم مواجه بودند، خیلی اوقات تیرهای هوایی میزدند که مردم را بترسانند، این آقا به ژنرال‌های شاه توصیه میکند و میگوید لوله‌ی تفنگها را بیاورید پایین و به مردم بزنید؛ آنها هم اینجا در این میدان انقلاب به این دستور عمل کردند؛ لوله‌های تفنگ را پایین آوردند، مردم را هدف قرار دادند، عدّه‌ی زیادی را به شهادت رساندند؛ ولی اثر نکرد، مردم عقب نرفتند، مردم ادامه دادند. بعد یکی از فرماندهان ارتش شاه -ارتشبد قره‌باغی- می‌آید پیش هایزر و میگوید این دستور تو فایده‌ای نداشت و مردم را نتوانست به عقب براند. هایزر در خاطراتش مینویسد که چقدر اینها تحلیل‌های کودکانه‌ای دارند! یعنی چه؟ یعنی [میگوید] توقّع قره‌باغی این بود که با یک بار مردم را به رگبار بستن قضیّه تمام میشود؛ نه، باید ادامه پیدا کند، باید هرجا با مردم مواجه میشوند، آنها را قتل‌عام کنند! آمریکا این است! ۹۴/۶/۱۸ @Jahade_tabeini