خیلی عالی.mp3
2.83M
✍ جوانی آمد خدمت پیغمبر زمانش که از خدا بخواهد تا او را ببخشید، پیغمبر ضامن شد و خداوند هم بخشید.
سه مرتبه امد و پیغمبر ضامن شد و خدا هم بخشید
⛔️ اما مرتبه چهارم امد خدمت پیغمبر که واسطه بشود پیغمبر فرمودند دیگه ضامن نمیشم
♨️ جوان از شهر بیرون آمد و رفت دنبال گناه ...
🎙 ادامه را گوش دهید. 👆
#توبه
#صد_بار_اگر_توبه_شکستی_باز_آ
🔰کانال شهید دهه هفتادی🔰
•••✾شهید جهاد مغنیه✾•••
╔═════════════╗
@jahadesolimanie
╚═════════════╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹 #کلیپ_تصویری
🍃 حاج علیرضا پناهیان: ملائکه ی من تنظیم کنید روی همین #آه بنده من!
رازِ به شهادت رسیدن #شهدا
🔰کانال شهید دهه هفتادی🔰
•••✾شهید جهاد مغنیه✾•••
╔═════════════╗
@jahadesolimanie
╚═════════════╝
✨﷽✨
✅جلوگیری از غیبت
✍روزی یکی از اولیا به حضرت الیاس و حضرت خضر (علیه السلام) شکایت کرد که مردم زیاد غیبت می کنند و غیبت هم از گناهان کبیره است و هر چه آنها را نصحیت می کنم و آنها را منع از غیبت می کنم ، به حرفم اعتنایی نمی کنند و آن عمل قبیح را ترک نمی کنند . چه کنم ؟
حضرت الیاس (علیه السلام) فرمود : چاره این کار این است که وقتی وارد چنین مجلسی و دیدی غیبت می کنند ، بگو:
«بسم الله الرحمن الرحیم
و صلی الله علی محمد و آل محمد»
💥پروردگار ، ملکی را بر اهل مجلس موکل می کند که هر وقت کسی خواست غیبت کند آن ملک جلوی این عمل زشت را می گیرد و نمی گذارد غیبت شود . سپس حضرت خضر (علیه السلام) فرمود : وقتی کسی در وقت بیرون رفتن از مجلس بگوید: «بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آل محمد» , حضرت حق ملکی را می فرستد تا نگذارد که اهل آن مجلس غیبت او را کنند.
📚 داستان های صلوات ص۵۷
【 الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 】
🔰کانال شهید دهه هفتادی🔰
•••✾شهید جهاد مغنیه✾•••
╔═════════════╗
@jahadesolimanie
╚═════════════╝
روز_شمار_شهدایی
امروز #دوشنبه ۱۰ تیر ماه ۹۸ مصادف است با ۲۷ شوال
🌷امروز سالروز شهادت
🕊شهید مدافع حرم سیدمهدی موسوی
🕊شهید مدافع حرم ابراهیم رشید
💐شادی ارواح طیبه شهدا صلوات
🔰کانال شهید دهه هفتادی🔰
•••✾شهید جهاد مغنیه✾•••
╔═════════════╗
@jahadesolimanie
╚═════════════╝
📖 تقویم شیعه
☀️ امروز:
شمسی: سه شنبه - ۱۱ تیر ۱۳۹۸
میلادی: Tuesday - 02 July 2019
قمری: الثلاثاء، 28 شوال 1440
🌹 امروز متعلق است به:
🔸زین العابدین و سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين عليهما السّلام
🔸باقر علم النبی حضرت محمد بن علی عليه السّلام
🔸رئيس مكتب شيعه حضرت جعفر بن محمد الصادق عليهما السّلام
💠 اذکار روز:
- یا اَرْحَمَ الرّاحِمین (100 مرتبه)
- یا الله یا رحمان (1000 مرتبه)
- یا قابض (903 مرتبه) برای رسیدن به حاجت
❇️ وقایع مهم شیعه:
🔹امروز مناسبتی نداریم
📚 رویدادهای این روز:
🔹شهادت آیت الله صدوقی چهارمین شهید محراب به دست منافقان (1361 ه ش)
📆 روزشمار:
▪️3 روز تا ولادت حضرت فاطمه معصومه س و آغاز دهه کرامت
▪️13 روز تا ولادت امام رضا علیه السلام
▪️31 روز تا شهادت امام جواد علیه السلام
▪️38 روز تا شهادت امام محمد باقر علیه السلام
▪️40 روز تا روز عرفه
✅ با ما همراه شوید...
🔰کانال شهید دهه هفتادی🔰
•••✾شهید جهاد مغنیه✾•••
╔═════════════╗
@jahadesolimanie
╚═════════════╝
💠 #حدیث_روز 💠
❇️ اعتماد به خدای متعال
🔰 امام جواد(ع)فرمودند:
💢 الثِّقَةُ باللّهِ تعالى ثَمَنٌ لِكُلِّ غالٍ،و سُلَّمٌ إلى كُلِّ عالٍ
🔸 اعتمادِ به خداوند متعال، بهاى هر چيز گرانى است و نردبان رسيدن به هر بلندايى.
📚 ميزان الحكمه ج 13ص 459
🔰کانال شهید دهه هفتادی🔰
•••✾شهید جهاد مغنیه✾•••
╔═════════════╗
@jahadesolimanie
╚═════════════╝
ماجرای فرزندار شدن پدر حاج آقا قرائتی
در مطلبی در خصوص فرزندار شدن علینقی (پدر حاج آقا قرائتی) و به حوزه رفتن حاج آقا قرائتی نوشت:
مرحوم علینقی (پدر حاج آقا قرائتی)، کاسب مؤمن و خیری بود. نخ ابریشم و قالی میفروخت. یک عمر جلسات مذهبی در خانهها و تکیهها به راه انداخته و کلی مسجد مخروبه را آباد کرده بود، ولی از نعمت فرزند محروم بود. آنهایی که حسودی شان میشد و چشم دیدنش را نداشتند، دنبال بهانه میگشتند تا نمکی به زخمش بپاشند؛ آخر بعضیها عقده پدر علینقی را هم به دل داشتند.
پیرمردی که رضاخان قلدر هم نتوانسته بود جلسات قرآن خانگی او را تعطیل کند. علینقی هم در اوج لجاجت و مبارزه رضاخانی با مظاهر دینی، استاد جلسات قرائت قرآن بود و مردم به قرائتی میشناختندش؛ همان لقبی که با صدور شناسنامه به عنوان فامیل برایش ثبت شد.
علینقی راه پدر را ادامه داده بود، اما الان پسری نداشت که او هم به راه پدری برود. به خاطر همین همسایه کینه توز بهانه خوبی پیدا کرده بود تا آتش حسادتش را بیرون بپاشد. برای مثال روزی فردی در زد. علینقی آمد دم در. مردک به او یک گونی داد و گفت: «حالا که تو بچه نداری، بیا اینها مال تو، شاید به کارت بیاید.» علینقی در گونی را باز کرد. ۱۱ تا بچه گربه از توی آن ریختند بیرون. قهقهه مردک و صدای گریه علینقی قاتی شد.
چیزى که ذهن و فکر او را مشغول میکرد، این بود که تا حدود سن چهل سالگى صاحب فرزندى نشده بود. تا این که با همه مشکلات موجود در آن زمان، موفق به زیارت خانه خدا و اعمال حج گردید. نکته جالب و قابل توجه دیگر اینکه؛ آن دلسوخته و عاشق، در همان سفر در کنار خانه خدا چنین مناجات و دعا میکند: «ای خدایی که فرمودهای «ادعونی استجب لکم» (بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را!) ای خالق یکتا! فرزندی به من عطا فرما که مبلّغ قرآن و دین تو باشد.»
خدایی که دعای زکریای سالخورده را در اوج ناامیدی اجابت کرده بود، ۱۱فرزند به علینقی داد. پدر که نذر کرده بود پسرش طلبه شود، هر چقدر اصرار میکرد به بن بست میخورد. محسن پایش را کرده بود توی یک کفش که من حوزه برو نیستم؛ میخواهم بروم دبیرستان و رفت.
یک روز چند تا از همکلاسی هایش را دید که در راه مدرسه، مزاحم مردم میشدند. او هم آنتن بازی اش گل کرد و راپرت آنها را به مدیر داد. مدیر هم یک حال حسابی به آنها داد. آنها هم برای آنکه با محسن بی حساب شوند، چنان کتک مفصلی به محسن زدند که با تن له و لورده و سر و صورت زخمی به زور خودش را به خانه رساند. پدر در گفت: «چی شده؟» محسن گفت: «هیچی، فقط میخواهم بروم حوزه علمیه و طلبه بشوم».
🔰کانال شهید دهه هفتادی🔰
•••✾شهید جهاد مغنیه✾•••
╔═════════════╗
@jahadesolimanie
╚═════════════╝
خاطراتی از شهید ابراهیم هادی ؛
عصر یک روز وقتی خواهر وشوهر خواهر ابراهیم به منزلشان آمده بودند هنوز دقایقی نگذ شته بود که از داخل کوچه سرو صدایی شنیده می شد.ابراهیم سریع از پنجره طبقه ی دوم نگاه کرد و دید شخصی موتور شوهر خواهرشان را برداشته و در حال فرار است.
ابراهیم سریع به سمت درب خانه آمد و دنبال دزد دوید و هنوز چند قدمی نرفته بود که یکی از بچه محل ها لگدی به موتور زد و آقا دزده با موتور به زمین خورد.تکه آهنی که روی زمین بود دست دزد را برید و خون هم جاری شد. ابراهیم به محض رسیدن نگاهی به چهره پراز ترس و دلهره دزد انداخت و بعد موتور را بلند کرد و گفت: سوار شو! همان لحظه دزد را به درمانگاه برد و دست دزد را پانسمان کرد.
کارهای ابراهیم خیلی عجیب بود و شب هم با هم به مسجد رفتند و بعد از نماز ابراهیم کلی با اون دزد صحبت کرد و فهمید که آدم بیچاره ای است و از زور بیکاری از شهرستان به تهران آمده و دزدی کرده.
ابراهیم با چند تا از رفقا و نمازگزاران صحبت کرد و یه شغل مناسبی برای آن آقا فراهم کرد.مقداری هم پول از خودش به آن شخص داد و شب هم شام خورد و استراحت کردند.صبح فردا خیلی از بچه ها به این کار ابراهیم اعتراض کردند. ابراهیم هم جواب داده بود:مطمئن باشید اون آقا این برخورد را فراموش نمی کند و شک نکنید برخورد صحیح، همیشه کار سازه.
🔰کانال شهید دهه هفتادی🔰
•••✾شهید جهاد مغنیه✾•••
╔═════════════╗
@jahadesolimanie
╚═════════════╝
🕊🍂🕊 🖋 #سیرهی_شهدا
جوان بسیار باحیایی بود...
در لبنان زندگی بسیار سخت است آن هم برای یک جوان مذهبی و حزباللهی.
همیشه وقتی میرفتیم بیرون، سرش پایین بود.
دائم و سریع هم کارش را انجام میداد که برویم و زیاد در این فضاها نمیماند.
مهمانی که میرفتیم یا در جمعی اگر حضور داشت، لبخند دائم بر لبهاش بود، اما با همان چهرهی مهربان و خندان دینش را حفظ میکرد... گاهی در جمع دوستانمان اگر از بچهها حرفی ناشایست میشنید با همان خندهاش متذکر میشد به آنها.
📚 برگرفته از مصاحبه با دوستان شهید در حزبالله
#شهیدجهاد_مغنیه
🌹شهدارایادکنیدباذکر #صلوات
🔰کانال شهید دهه هفتادی🔰
•••✾شهید جهاد مغنیه✾•••
╔═════════════╗
@jahadesolimanie
╚═════════════╝