صدا کن مرا؛
صدای تو خوب است...
صدای تو سبزینهی آن گیاه عجیبی است،
که در انتهای صمیمیت حزن می روید.
در ابعاد این عصر خاموش؛
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم:)
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است.
و تنهایی من،شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد...
کسی نیست.
بیا زندگی را بدزدیم آن وقت،
میان دو دیدار قسمت کنیم.:)
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم.
بیا زودتر چیزها را ببینیم...
+سهراب سپهری
° ژاژ | 𝐽𝑎𝑗 °🕰
صدا کن مرا؛ صدای تو خوب است... صدای تو سبزینهی آن گیاه عجیبی است، که در انتهای صمیمیت حزن می روید.
(امروز وقتی اینو سر کلاس خوندم هیچکس گوش نکرد:))